سلام بر دوستان گرانقدر
بالاخره کار خودمو کردم و اینجا توضیح می دهم:
اولش قصدم این بود کلا قطع ارتباط کنم. و خانمم هم با این موضوع موافقت کرد.
بعد گفتم روی خودم کار می کنم و رودربایستی رو می ذارم کنار و رک حرفمو می زنم. چون مادر زن کاری می کرد همیشه منو می انداخت توی رودربایستی و مرتب منو تیر بارون می کرد. منم به خانمم گفتم این دفعه تعارف باکسی ندارم و حرفی بزنه سریعا جوابشو می دهم هم خواهرات هم مامانت. اونهم قبول کرد.
خلاصه رفتیم خونشون و هرچی من صبر کردم متلک بگه تا جوابهای آبداری رو که آماده کرده بودم بهش بدم دیدم اصلا خبری نیست. دست به ماشه نشستم ولی خبری نشد. گفتم من تا بیرون می روم کار دارم بر می گردم.
وقتی برگشتم پدر خانمم گفت چرا دفعه قبلی ناراحت شدید از ما؟ منم گفتم من اصلا ناراحت نشدم. ولی جایی که به شخصیت من توهین بشه نمی مونم و سریعا محل رو ترک می کنم و الانم تصمیمم اینه و تصمیمم رو بهشون گفتم و مادرخانم نشسته بود فقط گوش می داد. منم داد دلمو دادم و حرفهایی که سالها همش به خانمم می زدم و اونم می گفت من کاری نمی تونم بکنم رو مستقیما به مادر خانم گفتم.
بعد هم گفتم میخوام برم بیرون با هم صحبت کنیم که پدر خانم موافقت کرد ولی مادر خانم به پدرخانم گفت نرو ولش کن. تو همش گوش به حرفش کردی فکر کرده کی هست (البته عین گفته اش رو نشنیدم ولی حدودی این رو گفته بود ظاهرا) که پدر خانم دست مادر خانم رو رها کرد گفت بذار ببینم چی میگه و گوش به حرفش نداد.
منم گفتم ببینید اصلا برام مهم نیست که ایشون اینقدر بی احترامی می کنه. اگر میخواهید رابطه خوب بشه من یکی دیگه کوتاه نمیاد که ایشون هرکاری کرد من صم بکم بشینم و ایشون هم بخواد بر زندگی ما حکومت کنه. ایندفعه جواب متلک ها را بسیار محکم می دهم. اگر میخواهید بهتون احترام گذاشته بشه باید بهم احترام بگذارید.
خلاصه آخر دفعه پدر خانم که حرفهای منو شنید و گفت خانم چایی درست کردید؟ مادر خانم با لحنی که معلوم هست شکست خورده و بی اعتنا و مثلا میخواست حرص منو در بیاره گفت ننههههههههه منم گفتم اصلا چایی نمی خوام.
پدر خانم گفت حالا شما از این ببعد اگر اتفاقی افتاد بگید همون موقع. گفتم دقیقا الانم دارم همین کار رو می کنم. دیگه سکوت نمی کنم.
خلاصه کلام آب پاکی روی دستش ریختم و اومدیم خانه.
جالبی کار اینه که باهامون قهر کرد و با سنگینی خداحافظی کرد. منم گفتم میخواهید جو آروم بشه نباید انتظار داشته باشید هرکاری با من کردید منم به احترام شما سکوت کنم. شما باید اخلاقتون رو اصلاح کنید وگرنه من از این ببعد جوابتون رو می دهم.
امیدوارم بتونم با نوشتن اینها اولا از دوستانیکه به من گفتم باید روی عزت نفس و اعتماد بنفسم کار کنم تشکر کنم و اینکه اینها رو نوشتم که اگر کسی مشکل منو داشت بدونه فقط باید با عزت نفس و اعتماد بنفس شخصیت خودشو حفظ کنه و با سکوت و مثلا رعایت احترام و گذشت کردن اوضاع فقط بدتر میشه. البته گذشت و رعایت احترام و ... همه شون خوبن به شرط اینکه به جاش استفاده بشه و طرفتان اینقدر درک و شعور داشته باشه که بفهمه شما بهش احترام می ذارید و گذشت کردید نه اینکه بگه وظیفه اش هست و یا دارم ادبش می کنم که هرچی گفتم حرف نزنه.
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)