به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    از همه دوستان که با پیامهاشون باعث تسلی خاطر من شدند سپاسگزارم. همینطور از طنین عزیز که برای شادی روح پدرم سوره ملک رو خونده

    در رابطه با پدرم خیلی چیزها توی ذهنم آزارم میده. پدرم از سن خیلی کم حدود 15 سالگی پدرش رو از دست میده. پدربزرگم تعداد زیادی بچه داشته و اجاره نشین هم بوده. پدرم بار سنگین پدر رو به دوش می کشه. برای مادرش خونه می خره و خواهر برادرها رو سر و سامون میده بعدشم که خانواده خودمون و باز سنگین من و خواهرم و برادرهام

    پدرم تازه زندگیش شروع شده بود
    تازه از رنج و سختی بار سنگین زندگی این و اون رها شده بود
    پدرم به شدت اهل موسیقی اصیل بود و تازه فرصت کرده بود برای خودش به این بخش زندگیش برسه. به این بخش از اهدافش که از سن کم سرکوب شده بود
    خیلی دلم می سوزه از اینکه پدرم زندگی سبک بال و راحتش زود تموم شد. خیلی زود و ناگهانی
    پدرم یه گوشه برای خودش آروم زندگی می کرد و کاری به کسی نداشت
    هیچ توقعی از هیچ کس نداشت و شاید همین باعث شد ما هیچ کاری براش نکنیم. هیچ کاری

    گاهی مادرم دو هفته میومد شهر ما می موند و پدرم چون نشستن توی ماشین خیلی حالش رو بد می کرد همراهش نمی اومد ولی هیچ موقع هم ایراد نمی گرفت که نرو که من تنها می مونم. حتی نمی رفت تو اون مدت خونه کسی مثلا خواهرم یا برادرم بمونه که دردسری هم برای کسی درست نکنه. کلا تو دست و پای کسی نمی پیچید و همه رو آزاد می گذاشت. خیلی مظلوم بود. ای کاش انقدر مظلوم و بی توقع نبود تا بقیه هم احساس مسئولیت بیشتری می کردن و یه کاری براش می کردن. حتی توی مریضیش برادرم می گفت بهش گفتم میام ببرمت دکتر. گفته می تونی؟ وقت داری؟ اگه وقت نداری مزاحمت نشم.

    پدرم خیلی سالم بود و هیچ مشکلی نداشت

    من هنوز در مرحله انکار هستم
    هنوز هم به پذیرش نرسیدم

  2. 9 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 09 مهر 00), gholam1234 (پنجشنبه 08 مهر 00), Mvaz (پنجشنبه 08 مهر 00), میشل (جمعه 09 مهر 00), مدیرهمدردی (جمعه 09 مهر 00), zolal (دوشنبه 12 مهر 00), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 08 مهر 00), باغبان (دوشنبه 12 مهر 00), طنین باران (یکشنبه 11 مهر 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.