به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 97

موضوع: من و مادرم

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 آبان 04 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    1,079
    امتیاز
    25,181
    سطح
    95
    Points: 25,181, Level: 95
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 169
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    1,702

    تشکرشده 2,261 در 917 پست

    Rep Power
    227
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    ولی به خودم تلقین می کنم که دارم گامی در جهت آرامش پدرم بر می دارم
    اینا به طور موقت آرومم می کنه
    البته دوباره من می مونم و موج غم بعدی که دوباره باید توش غرق بشم و آرامشی که هر دفعه پیدا می کنم کاملا موقتیه
    ولی همون آرامش موقتی هم خوبه بازم.
    خانم فکور. دقیقا این قسمتی که نوشتین رو من هم درک میکنم. همین حس که وقتی کار خیر انجام میدی، یه شک و دودلی هست که آیا واقعا تاثیر داره کارم یا نه. و دقیقا همین روشهای شما رو برای آرامش استفاده میکنم.
    دقیقا غمی که میاد مثه موجه و شما تعبیر خیلی خوبی بکار بردین. یه حس تنفر بعضی وقتا میاد سراغم و فرداش دیگه اون حس رو ندارم.
    یه چیزی بگم یکی اینکه با کارهای خیر شما روح پدرتون حالش بهتر میشه مطمئنا.
    بکی دیگه اینکه مادر من بین این دو حالتی که شما گفتین بود. یعنی نه خیلی ناگهانی فوت کرد و نه خیلی فرسایشی بود. بعد این که کرونا گرفت و شدید شد، دو هفته توی آی سی یو بود و بعدش پرواز کرد. توی اون دو هفته اذیت هم شد، زخم بستر هم گرفت، جوری شد که دیگه من با خدا صحبت میکردم و میگفتم اگه مادرم قراره خوب بشه، همین الان خوب بشه، اگه نه که بذار مادرم پرواز کنه. اینجوری کمتر عذاب میکشه. یه چیزی بگم دیدن اون صحنه هایی که مادرم حالش خوب نبود روی تخت دقیقا مثه تیره روی قلبم. اگه اون صحنه ها باز هم تکرار میشد، یقینا یا روانی میشدم یا ....
    بقول آقای فتحی پور خدا خیلی مهربونه، خیلی بیشتر از اون چیزی که ماها فکرشو میکنیم. ایشالا که روح پدرتون در آرامش خواهد بود و کارهای خیر شما هم حال پدرتون رو صدبرابر بهتر میکنه.
    خدا یه مصیبتی که میفرسته، صبر و تحملش رو هم میفرسته من شک ندارم در این.

    تازه من دقیق شدم در خودم، میبینم دیگه اون گناههای سابق رو نمی‌کنم یا کمتر میکنم، یا اینکه نمازم رو سعی میکنم اول وقت بخونم یا اینکه قرآن میخونم (منه کافر دست به قرآن شدم، همه متعجب منو نگاه میکنن ).


    یه خاطره دیگه هم از مادرم بگم.
    مادرم یه تختی داشت که همیشه روش میخابید. عصر و شب من میرفتم پایین تختش و کنار اون، میخابیدم. مادرم رو میکرد به من می‌گفت اگه قل بخورم میفتم روت ها! منم میگفتم اشکالی نداره. آخه گرما داشت وجودش، دوست داشتم موقع خواب اطرافش باشم. خیلی اون خوابا میچسبید. وقتی از خواب بیدار میشد و چشماشو باز میکرد و میدیدم که خستگیش در رفته و چشماش یه برق ناشی از رضایت و شادمانی داره، تو دلم خوشحال میشدم شدیدا.

    خدا همه رفتگان رو بیامرزه.
    ویرایش توسط gholam1234 : پنجشنبه 29 مهر 00 در ساعت 19:41

  2. 3 کاربر از پست مفید gholam1234 تشکرکرده اند .

    Mvaz (پنجشنبه 29 مهر 00), فکور (پنجشنبه 29 مهر 00), شمیم الزهرا (یکشنبه 23 آبان 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.