سلام و تشکر فراوان از ترلان عزیز و گردآفرید عزیزم . تشکر که همفکری کردید .دیگه داشتم از بیتفاوتی انسانها در این دوره زمونه به تنگ میومدم .پس هنوز فرشته هایی هستند.
ترلان عزیز جواب سوالات شما:
من آرام هستم وصبور ببیند که نزدیک 8سال هست تحمل کردم!
تحصیلات هردو دیپلم هستیم هردو مسلمان اما من افراطی نیستم در دین -اما او هم افراطی است مثلا در مورد حجاب هم افراطی نیست مثلا در مورد کسب رضایت همسر.....نماز صبح ترجیح بر خواست همسر....
این ایرادها از اول به شکلی بود که شرایط آن زمان بود مثلا زنگ نزدن به نامزد!!! عدم عشق بازی عدم شیرینی کلام و بگو بخندی -عدم تزریق شادی به روابط ....
تحمل بر فردای بهتر بود که نشد تحمل چون وجدان داشتم که نکند به او ظلمی شود تلاش که شاید ایدآل شویم .....
دیگه الان رفتارهای تکراری ناخوشایند تحملش سنگین شده فکر کردید تحمل من چه قدره؟
به حرف زدم اما ایشان گوش شنوایی ندارند گفتم کسی از بستگان که قبول داری بین ما بشنود حرفمان را گفت من فقط خودم را قبول دارم!!!
ایشان همه مشکلات را به من بر میگرداند همه را مثلا تو آن روزها کم آمدی و رفتی که من صمیمی شوم ! شما اگر میرفتی و رفتار خشکی و گفتار معولی میشنیدی بدون سردی میدیدی دفعه بعد عجله در رفتن داشتی ؟ ولی من باز تا آنجا که فرصت کاری اجازه میداد فارغ از برخورد او میرفتم .ولی کلا هر انتقادی را به نوعی برگردان میکند .....
امتحان کردم بعضی مواقع ایشان را در شرایط ایده آل رضایت رساندم ولی در آن زمان نیز خواستهای من را مانند سابق بر آورده میکرد صبح موقع رفتن من به محل کار یا خواب بودند یا کلمه آشغالها فراموش نشود بدرقه من بود ....
برخورد ایشان از هرچه سرچشمه بگیرد انعکاس آن وتحمل آن در زندگی سخت است .شاید محیط بسته خانوادگی و عدم معاشرت با غیر همجنس و ترس از آن .....
الان نه ایشان برخلاف ادعا من را دوست دارد نه من بلکه فقط به هم عادت داریم و بس ...
آری صحبت کردیم از نکات مثبت اما نتیجه قابل لمس نداشت.
------------------------
آقای گرد آفرید عزیز به نظر تشخیص شما دور از واقعیت نیست . در مورد مشاوره امتناع دارند و جواب ایشان این است که من به این حرفها نیازی ندارم ... ممنون میشم بازم نظرتان را بشنوم
با تشکر .









علاقه مندی ها (Bookmarks)