به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 71

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    4,786
    سطح
    44
    Points: 4,786, Level: 44
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 164
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 38 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه خسته شدم از این زندگی

    سلام و تشکر فراوان از ترلان عزیز و گردآفرید عزیزم . تشکر که همفکری کردید .دیگه داشتم از بیتفاوتی انسانها در این دوره زمونه به تنگ میومدم .پس هنوز فرشته هایی هستند.
    ترلان عزیز جواب سوالات شما:
    من آرام هستم وصبور ببیند که نزدیک 8سال هست تحمل کردم!
    تحصیلات هردو دیپلم هستیم هردو مسلمان اما من افراطی نیستم در دین -اما او هم افراطی است مثلا در مورد حجاب هم افراطی نیست مثلا در مورد کسب رضایت همسر.....نماز صبح ترجیح بر خواست همسر....
    این ایرادها از اول به شکلی بود که شرایط آن زمان بود مثلا زنگ نزدن به نامزد!!! عدم عشق بازی عدم شیرینی کلام و بگو بخندی -عدم تزریق شادی به روابط ....
    تحمل بر فردای بهتر بود که نشد تحمل چون وجدان داشتم که نکند به او ظلمی شود تلاش که شاید ایدآل شویم .....
    دیگه الان رفتارهای تکراری ناخوشایند تحملش سنگین شده فکر کردید تحمل من چه قدره؟
    به حرف زدم اما ایشان گوش شنوایی ندارند گفتم کسی از بستگان که قبول داری بین ما بشنود حرفمان را گفت من فقط خودم را قبول دارم!!!
    ایشان همه مشکلات را به من بر میگرداند همه را مثلا تو آن روزها کم آمدی و رفتی که من صمیمی شوم ! شما اگر میرفتی و رفتار خشکی و گفتار معولی میشنیدی بدون سردی میدیدی دفعه بعد عجله در رفتن داشتی ؟ ولی من باز تا آنجا که فرصت کاری اجازه میداد فارغ از برخورد او میرفتم .ولی کلا هر انتقادی را به نوعی برگردان میکند .....
    امتحان کردم بعضی مواقع ایشان را در شرایط ایده آل رضایت رساندم ولی در آن زمان نیز خواستهای من را مانند سابق بر آورده میکرد صبح موقع رفتن من به محل کار یا خواب بودند یا کلمه آشغالها فراموش نشود بدرقه من بود ....
    برخورد ایشان از هرچه سرچشمه بگیرد انعکاس آن وتحمل آن در زندگی سخت است .شاید محیط بسته خانوادگی و عدم معاشرت با غیر همجنس و ترس از آن .....
    الان نه ایشان برخلاف ادعا من را دوست دارد نه من بلکه فقط به هم عادت داریم و بس ...
    آری صحبت کردیم از نکات مثبت اما نتیجه قابل لمس نداشت.
    ------------------------
    آقای گرد آفرید عزیز به نظر تشخیص شما دور از واقعیت نیست . در مورد مشاوره امتناع دارند و جواب ایشان این است که من به این حرفها نیازی ندارم ... ممنون میشم بازم نظرتان را بشنوم
    با تشکر .

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamed تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 04 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.