سلام

خدایی ناکرده آرزوی مرگ خودتون رو کردین ؟

نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
آره آروزی مرگ خودمو کردم.
من بمیرم و ببینم میخواد برای پسرش چه زنی بگیره که خوشش بیاد.
ولی من فکر میکنم آرزوی مرگتون از این بابت بوده که خودتون خلاص بشین.‌
بهرصورت نه پسر ایشون همسر زنی کامل خواهد بود، نه مادرشوهر شما میتونه عروسی مطابق با معیارهای خودش داشته باشه و نه شما صاحب زندگی بدون هیچگونه برخورد، تنش یا آزاری میشین.

اگر بخوایم واقع بین باشیم شما هم باب میلت نیست، تحمل ناکامی نداری، دچار کمال گرایی هستی، خیلی زود ناراحت میشی، گرفتار جزئیاتی، افکار منفی داری، انتظاراتت تبدیل به توقع شده، دچار مقایسه ای، مسئله خود ارزشمندی و اعتماد بنفس برات مطرحه، مدام شکایت میکنی یا با رفتارت نشون میدی، عیب ها رو برجسته میکنی و ... .
اما مادر همسرت فقط میتونه راحت تر و آزادانه تر بروز بده و شما هم در واکنش بهش گریه میکنی، رفتارای نسبتا تند و پراکنده داری، یا دربارش برای ما مینویسی. ( من از یکی از تاپیکات این جمله ها رو جدا کردم )

↓↓↓
نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
» سکوت من پر از خشم و کینه هست.
» پر از خشم و بغضم.
..................
..................
در خلال نوشته هات مینویسی ؛↓

نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
» متاسفانه این خانم یک عفریته به تمام معناست.
» ولی تا الان هیچ چیز به همسرم نگفتم و نادونی مادرش رو بخشیدم.
» به پدرش زنگ میزدم احساس کردم مادرش حسودی میکنه.
» کلا از‌ ایشون خیلی انرژی منفی میگیرم و همش در حال ناله هستن.
» تو خونشون که میشینی مداااااااااااااام و بی وقفه، اصلا عجییییبببب فقط غیبت این و اون
همش میگی فلانی آدم نیست، فلانی دیوانست و ....
» اصلا دوس ندارم دیگه منو‌ مثل دخترش ببینه.
چون فوق العاده دیکتاتور‌ هست و‌ حتی وسیله خونه زندگی‌ دختراشو انتخاب میکنه.
دوس‌ ندارم رو‌ زندگی منم سوار بشه.
دقیقا ایشون هم میخواد بگه ما برتریم.
در حالیکه همه‌ جوره ما برتر هستیم.
خیلی بدم میومد یه روزی کارم به اینجا برسه که بین خانواده خودم و‌ شوهرم تعیین کنم کی‌ برتره.
» من مادرشو واگذار کردم به خدا.
» ازش متنفرم.
» گفتم دفعات پیش میزدم به حساب سادگی و سن بالای مامانت ولی تکرار بشه دیگه برنمیتابم.
..................
..................

پس شما فقط به ظاهر خوب بنظر میاین و باورتون شده، اما در باطن نیاز به تعمیر دارین. قبلا هم عرض کردم هیچ رابطه ای صدرصد عالی نیست و توضیحات مفصلی در تاپیک مادرشوهرتون دادم.

شما خانواده گسترش دادین، این گسترشه، جا باز کردنه خیلی وقت ها درد داره، رنج داره، زمانبره، مهارت لازم داره. پس نیازه در رابطه با خودتون مشورت تخصصی بگیرید.

من اینجا فقط خودتون رو در نظر قرار دادم، چون دارین آسیب میبینین و از طرفی تنش رو میکشونین به رابطه ی خودتون و همسرتون، در حالی که اذعان دارین ایشون همسر خوبی هستن.