سلام و عرض ادب
خب من دیروز اتفاقی آمدم همدردی و تاپیک شما را دیدم و نظرمو جلب کرد. و منتظر راهنمایی شدم که بنظر می آید خیلی خوش شانس نبودم. بنابراین منم مثل شما تشکر میکنم :). دیگر خودم تصمیم گرفتم بنویسم ������. البته می دانم که خود شما خیلی خوب این مسایل را می دانید و البته نمی دانم دودلیهای شما را بیشتر می کنم یا کمتر!!
سوال شما سوال راحتی نیست و فاکتورهای زیادی روی نتیجه نقش دارند. به عنوان مثال:
-گاهی آدم ایرادات طرف مقابل و خودش را می بیند ولی با کمی سبک سنگین کردن و وزن دادن تصمیم می گیرد ازدواج کند. حالا این وسط گاهی وزنهایی که داده ناشی از عدم شناخت واقعی خودش یا درک واقعی مشکل شخص مقابل بوده و بعد از مدتی می فهمد که آدم این کار نبوده و پشیمان می شود. مثل افرادی که با التماس می خواهند با فرد فرزندداری ازدواج کنند و بعد می فهمند تحمل فرزند ان شخص را ندارند.
گاهی انقدر آن شخص خوبی دارد که بدیهایش وزن چندانی ندارد و آدم به راحتی می تواند بپذیرد و خوشبخت هم باشد.
گاهی مساله هایی برایش پیش می آید که اصلا مد نظر نداشته و چه بسا در خواب هم نمی دیده! و اصلا تصور نمی کرده که اینها می توانسته مشکل زا باشد!
گاهی برخی مشکلات در بستر مناسب ایجاد می شود. مثلا شاید همسر خوبی باشد اما والد خوبی نه. یعنی مثلا در هنگام فرزندار شدن تازه عیوب مربوط به والدگری شخص مشخص می شود.
گاهی آدم از خودشم شناخت کافی ندارد و گاهی تصمیماتی می گیرد که خودشم تعجب می کند.
گاهی رفتارهایی از سمت مقابل می بیند و برداشت مناسبی ندارد. مثلا وسواس و پارانوییدی بودن شخص را مربوط می کند به عشق زیاد یا خصاصت شخص مقابل را به ساده زیستی و .... و همین طور برعکسش مثلا اینکه شخص مقابل خیلی با کلاس نمی گرده را به سلیقه بدش و مرتب نبودنش نسبت دادند در حالی که ممکنه بخاطر بی پولی باشد.
اینها را داشته باشید بعلاوه ی اینکه زندگی انقدر جنبه های غیر منتظره دارد یک بیماری ناگهانی یک اتفاق ناگهانی و .. آدمها را تغییر می دهد
حالا ببینید با این همه فاکتور موثر چقدر پاسخ دادن سخت می شود.
اینها را بگذارید یک طرف. شناخت سطحی در طی جلسات محدود هم یک طرف. مثلا چون ممکنه عصبانیتی که از ایشون دیدین مربوط به شرایطی بوده باشد که حال ایشان خوش نبوده باشد. در روزهایی در ماه تولید سروتونین دچار اختلال می شود. شاید ایشون در گیر یک مساله ی مهم بوده باشد که شما خبر نداشته بوده باشین و هزار شاید دیگر. بهرحال معمولا ما ادمها را با نگاه خودمان تفسیر میکنیم که یک فاکتور موثر بر آن جنسیتی هست. منظورم این است که یک اتفاق در دنیای مردانه ممکنه جور دیگری تفسیر بشود تا دنیای زنانه. مثلا ریس همسر دوستم که یک خانمه بخاطر موفقیت کاریش همه ی کارمندهایش را دعوت به شیرینی می کند در حالی که همسر دوستم برداشتش این بوده که می خواهد خودنمایی کند!!
بهترین و مطمین ترین کار داشتن شناخت از خود و نیازهای خود است. این خیلی خیلی کمک می کند. یک شناخت واقع گرایانه. این شناخت با ادراک خود شخص، مطالعه ی کتابهای مفید در این زمینه و مشاوره بدست می آید. و دومین فاکتور خیلی مهم خودباوری است. وقتی به این نتیجه رسیدید که شخصی مناسب شما است و این نتیچه گیری مبتنی بر ادله های بسیاری بوده است نباید حرفهای دیگران چه در تایید چه در ردش شما را منصرف کند. شما ضمن اینکه صحبتها و استدلالهای دیگران را می شنوید اما تصمیم نهایی را باید خودتان بگیرید. این مشکلی بود که من خودم داشتم. گزینه ای داشتم که شاید پنجاه نفر تاییدش می کردند ولی من میدیدم شرایط خیلی مناسب نیست و جایی از کار می لنگد. انقدر اصرار همکاران و واسطه ها طولانی شد که بصورت خصوصی از مدیر محترم همدردی آنهم بعد از دوماه بعد از اتمام قضیه مشاوره گرفتم! خیلی خیلی مهمه که تصمیم را درست بگیرید و وقتی گرفتید چیزی پشیمانتان نکند. و بقول استیو جابز نباید اجاره داد هیاهوی بیرون مانع از شنیدن صدای درونتون بشه! گاهی شما به یک دلیل ساده مثلا یک ویژگی جسمی از آن شخص خوشتان نمی آید و به دلیل خوب بودن ان شخص همه ترغیب میکنند که این وصال صورت بگیرد. آن وقت باید سالها مشاوره رفت که بشود با این مساله کنار آمد!!
بنظر من منابعی که می تواند به شما خیلی کمک کند :
همدردی و مطالعه قسمتهای مربوط به مشکلات خانواده ها. ببینید تفاوت میان تفسیر خانمها از یک واقعه و اقایون. اینجا بستر مناسبی برای شناخت خانمهاست
صحبتهای دکتر سامرند سلیمی
صحبتهای دکتر شاهین فرهنگ
مطالعه در مورد نیازهای اساسی انسان و قطعا منابعی که من اطلاع ندارم
مطالعه در مورد خطاهای شناختی
می بینید چه سوال سختی پرسیده اید ! اما برای اینکه به نظر من دیگر انقدر دچار دو دلی نشوید جلسه ی شناخت را من بعد بیشتر و دقیقتر و با حضور یک متخصص آگاه ادامه بدین. حتی با این شرایط هم به نظر من نمی شود قاطعانه گفت یک ازدواج موفق خواهد بود بلکه می شود گفت شانس موفقیتش بالا خواهد بود. دقیقا استدلالهای اعضای خانواده را بشنوید و نقد کنید.
من به عنوان یک آدم معمولی فکر میکنم که رابطه ای خوبه که آدم نیاز نباشد خودش را بخاطرش خیلی تغییر بده. بخاطرش دست از علاقه هاش بردارد. دست از اهداف اصلی زندگیش بردارد. مسلما که باید بخاطر زندگی مشترک تا حدی ایثار کرد اما نباید این ایثار منجر به احساس قربانی بودن بشود. بنظرم آنچه شناخت را خیلی دقیقتر می کند دیدن تیزبینانه رفتار طرف مقابل در موقعیتهای مختلفه نه حرفهایی که رد و بدل می شود.
و در انتها فکر میکنم کلا زندگی پیچیده شده در سختی و رنج هست. بهترین تلاشتان را انجام بدهید. این تنها کاری است که از دست شما بر می اید. و سپس توکل کنید. وقتی انسان برای کاری تمام تلاشش را کرده اگر اتفاقی هم بیفتد خودش را مقصر نخواهد دانست.
برای شما که انسان خوش قلبی به نظر می آیید آرزوی بهترینها را دارم. روح مادر عزیزتان شاد. یادشان جاودان. و همینطور روح مادر پو عزیز و پدر فکور گرامی و برادر رونیام و پدر زلال نازنین . چقدر خبر بد شنیدم امشب :/. خواستم با شخصیت شما بیشتر آشنا شوم پست هایتان را خواندم و متوجه این اتفاقات شدم!! خداوند منان این عزیزان را مورد رحمت خودش قرار بده و ما را نیز !!
شب شما بخیر
ببخشید یک نکته را هم فراموش کردم عادت اول کتاب هفت عادت مردمان موثر بنظر من عادت مهمی در زندگی و کار هست اگر مطالعه نکردین بنظرم دیدنش خالی از لطف نیست . تاکیدم در این قسمت اهمیت نقش خود شما در یک ازدواجه. در همین سایت انقدر داستانهای زیبایی هست که ادمها با تغییر خودشان یک زندگی را زیر و رو کردن . من امید دارم روزی داستانهای زیبای همدردی تبدیل به یک کتاب بشود








علاقه مندی ها (Bookmarks)