سلام الهه ی زیبا
من فکر می کنم تو در مسیرِ درست زندگی هستی ( در راه محقق کردن اون رسالتی هستی که من برای خودم و خودت و بقیه می بینم) به همین خاطر همونطور که گفتم انگیزه خاصی برای نوشتن ندارم.
اما الان که وقت دارم، چند تا نکته رو بنویسم که مبادا تو هم مثل پائیزه فکر کنی مغزم از مسائلت هنگ کرده بوده. اتفاقا برعکس، چون مسائلت رو "در شأنت" و "در توانت" می بینم، نیازمند کمک نمی بینمت.
پرسیده بودی که در بین چالش های زندگیت، رسالتی هم دیده می شه؟
از خودت می پرسم. انسانی که تمام توانش رو در جهت زندگیِ شرافتمندانه به کار می گیره، داره چیکار می کنه؟ آفرین دخترمداره خلق می کنه. داره انسان خلق می کنه. متن زندگیش نشون می ده که آستین هاش رو بالا زده و در گیر و دارِ خلقته.
حتی اگه بگه من چاره ای غیر از این زندگی ندارم، حرفش اشتباهه، چون مسلما می تونست مسیر دیگه ای رو بره.
ما موجوداتی هستیم که کامل خلق نشدیم. خالق ما مثل مجسمه سازیه که یه طرح کلی می زنه و به ساخته ی خودش می گه: برو ببینم بقیه ی خودت رو چطور خلق می کنی.
و این رسالت ماست. ما اینجا هستیم که خالق بشیم. خالق ما می خواسته خالق خلق کنه.
می دونم حوصله ی این حرفا رو نداری، پس بیشتر از این کشش ندم. فقط خواستم بدونی که از نظر من تو دقیقا در مسیر درست هستی و بهت آفرین می گم.
----------
در مورد ازدواج، مسئله تو مسئله خیلی از افراد جامعه ماست. همینجا الان چند تا عضو داریم که همشون انسان های خوب و اهل زندگی ای هستن و می خوان خونواده تشکیل بدن؟ حتی یه تعاملات خوبی هم بینشون هست، یعنی دنیاهاشون می تونه به هم نزدیک هم باشه. اما اگه سر راه همدیگه قرار بگیرن، هرکدوم اونی رو انتخاب می کنه که از خودش با ایمان تر و تحصیل کرده تر و خوشگل تر و موفق تر و ... هست و اون هم اینو مناسب خودش نمی دونه در جستجوی یه "تر" هایی هست که در این نیست.
نگاهمون به دارایی های طرف مقابلمونه (منظورم از دارایی فقط دارایی های فیزیکی و مالی نیست)، اما به دارایی های خودمون توجه چندانی نداریم. دارایی های حقیقمون که باعث می شه بتونیم زندگی خوبی با آدم هایی تشکیل بدیم که فقط معیارهای اساسی ما رو داشتن.
ما می تونیم مسئله حل کنیم. می تونیم خودمون رو با شرایط مختلف وفق بدیم. می تونیم دوست داشته باشیم. می تونیم همدیگه رو درک کنیم. می تونیم از همدیگه مراقبت کنیم.
ما انسانیم. این چیزی که بهش می گی فریب ذهن، اسمش (هوش) ه. ما باهوشیم. خیلی باهوشیم. می تونیم در شرایطی که قبلا تصورش رو هم نمی کردیم، راه حل ها رو پیدا کنیم. و به اوج برسیم.
من الان در اوجِ خودم هستم. نه فقط از نظر معنوی و شخصیتی. بلکه در اوج شادی و خوشبختی ای که در همه ی عمرم برام قابل تجسم بوده. در حالی که اگه قبل از ازدواجم همسرم رو اونطور که بود شناخته بودم یا حتی شک می کردم، یک در بیلیارد امکان نداشت باهاش ازدواج کنم.
پیشنهاد من اینه که یبار دیگه معیارهات رو کاملا بازبینی کن. اون اصلی ها رو نگهدار. و ازدواج کن. از مسائل زندگی نترس. از عهده شون بر میای.![]()








داره خلق می کنه. داره انسان خلق می کنه. متن زندگیش نشون می ده که آستین هاش رو بالا زده و در گیر و دارِ خلقته.
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)