عطر یاس عزیز
من این برداشت رو از پستتون داشتم:
اینکه شما تااین حد به فکر خانواده تون هستین و نگران مسافرت رفتن یا نرفتن شان هستین ،یعنی اینکه به شدت درباره همه چیز احساس مسیولیت میکنید،حتی اموری که اصلا مسئولیتش با شما نیست،اگه کتاب تله های زندگی رو نخوندید حتما بگیرید و مطالعه کنید،به نظرم شما در تله ی از خودگذشتگی یا ایثار و به عبارت بهتر تله ی اطاعت گیر افتادید!
داشتن این تله چند تا دلیل داره من یه موردش رو میگم بقیه رو انشالله خودتون کتاب رو بگیرید و راه حل هاش رو هم بخونید.میتونه کمکتون کنه تا از خیلی از احساس های بد خلاصی پیدا کنید
یه دلیلش میتونه رفتار پدر ومادرتون در دوران کودکی شما باشه،اینکه با سرزنش شما باعث میشدن احساس عذاب وجدان داشته باشین ،طوری که الان اگر میخوای مسافرت بری و خوش بگذرونی عذاب وجدان میگیری،و نگرانی که شما تنهایی خوش باشی و به اونها بد بگذره
شاید بگی دلم میسوزه،یا فکر کنی از سر مهربونی داری این حرفو میزنی،میتونه تا حدی این باشه اما وقتی رفتاری باعث بشه به خودت و روح و روانت و همچنین رابطه خودت وهسرت آسیب برسونه اسمش مهربونی نیست،باید دنبال ریشه های اصلی این رفتار و طرز تفکر بگردی و سعی کنی از این تله ها خارج بشی
اولش کمی سخته اما بعدا میبینی که چقدر کمک کننده ست و به خودِ واقعی ات که باید باشی تبدیل میشی،
تغییر پیدا میکنی به عطر یاسی که دیگه نمیترسه خودش و نیازهاش رو در الویت قرار بده ومهربونتر از همیشه با خودش واطرافیانش میشه...
نیازی نیست با عجله پاسخ بدی،کمی تامل کن دوست عزیز![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)