راستی این رو هم اصافه کنم که نه مادر نه همسرم همدیگه رو دوست ندارند، میدونم عجیبه ولی واقعیت داره و خود همسرم هم میدونه که مورد سواستفاده احساسی هست ولی میکه مادرمه. در حقیقت یکی از دلایل ناراحتی های روحی من به این برمیگرده که من سواستفاده کردند ( همسرم، برادرشون و جاری) تا من مادرشون رو براشون نگه دارم و در حالیکه من در حال شنیدن توهین های مادر همسرم بودم، شوهرم در حال مهمانی رفتن مجردی، اسکی و کنسرت بود (کار همیشگی اش هست اما زیاد به من فشار نمیومد چون من تفریحاتی دارم که بتونم سرگرم شم، اینم یه چشمه از سازگاری من). خیلی صدمه دیدم������