سلام مجدد به همه بزرگواران و ممنون که کمک میکنید
اینکه من باید روی ترس خودم کار کنم شکی نیست چون ترسم خیلی زیاد و وحشتناک و عذاب آوره و بارها تلاش میکننم ولی تا حالا که نتونستم برای خودم یکم عادی ترش کنم...
۱. حساسیت من به کنار وقتی بوده که توی ظرف میوه ام ، روی دیوار، روی مبل کنارم، سوسک تردد داشته ، در کابینتو باز میکنی توی کابینت هست، میایی کنار بخچال بین یخچال و دیوار هست و..)
۲. همونطور که در پستهای قبلی گفتم علت این شرایط اینه که خونه رو نظافت نمیکنن بیشتر توضیح نمیدم که طولانی نشه(داخل یخچال پر از شیرابه و آب میوه ها و سس و.. خشک شده مونده، بیرون و اطراف و زیر و داخل کابینتها همینطور )
۳. قبلا در موقعیتهای مختلف به مادرشوهرم پیشنهاد دادم که بیا خونه تکونی کنیم. یا ما(منو همسرم ) دوست داریم برای اتاقشون دو تا کمد نو بخریمو اون اتاق رو (که انباری از اونجا با صفا تر و مرتب تره) صفایی بدیم.
یا یکبار من داشتم ظرفها رو میشستم یکهو مادرشوهرم اومد قابلمه رو از دستم گرفتو سریع آب زد گذاشت کنار و اصلا خوشش نیومد داشتم روغن و جرم قابلمه رو تمیز میکردم، انقد قابلمه هاشون رو هر چند نو هستن و چند میلیون داده خریده درست نمیشوره ، قابلمه به دست آدم میچسبه چون روغن چسبیده و اینا هربار سعی نمیکنن تمیز بشورنش و هی روغن روی روغن میاد
و اصلا استقبال نمیکنه چون نظافت رو ظاهرا یه کار بیهوده میدونه .
۴. خلاصه مادرشوهرم ترجیح میده وقتش رو توی پیک نیک و خرید و دورهمی زنونه بگذرونه و از کار خونه بینهایت به آشپزی علاقه منده و ابدا از انجام نظافت خوشش نمیاد .
۵. دلیل سوال منم همینه ، از یه طرف میگم ایشون (مادر و دختر) اینهمه وقت واسه هر کاری میذارن ولی زحمت نمیدن یه گردگیری ساده انجام بدن ، چرا من بیام خونه ۱۵۰ متریشون رو تمیز کنم واقعا کمرم نمیکشه تا حالا هم شاغل بودم هم کار خونه . اگه بدونم فایده داره بازم انجام میدم بخاطر خدا، ولی اصلا این چیزا توی چشمشون نیست براشون ارزش نیست مهم نیست .
از طرف دیگه میگم چهطور کمتر برم یا میریم اونجا نخوابیمو نمونیم یا نذارم در آینده بچه ام بمونه اونجا (ماهواره ۲۴ساعته روشن روی شبکه جم، نه نمازی خونده میشه توی اون خونه و ...موسیقی و.. )
ایشون یه مادر زحمت کش هست که بچه هاشو با خون دل بزرگ کرده و مگه کیو داره میترسم ازینکه تصمیمی بگیرم خدا رو خوش نیاد
۶. رفته یه تخت برای پسرم خریده تا سن ۵-۶ سالگی میشه ازش استفاده کرد گذاشته داخل اتاق و مدام میگه بچه یکم بزرگ بشه میاد چند روز اینجا میمونه
با اینکه مادرشوهرمو دوست دارم و محترمه ولی حقیقتا خیلی از افکار و رفتاراش رو قبول ندارم و میترسم روی بچه ام تاثیر منفی بذاره مخصوصا از نظر اعتقادی که فقط دنبال فیلمهای ماهواره و رفتن به فلان پاساژ یا رستوران یا ... و مدام انتقاد از مذهبیها (توی کل فامیلشون فقط همسرم و من مذهبی هستیم)
ممنون از وقتی که گذاشتید و میذارید خدا خیرتون بده ولی فکر کنم تنها راهش این باشه که واضح و البته نرم و کوچولو بهش بگم، بازم نمیدونم ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)