به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #3
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مولانا صبر را پایداری سالک
    در پیشامدها و حوادث روزگار می‌داند و آن را عامل صیقل دل برای دریافت عنایت پروردگار ...
    در عرفان اسلامی صبر پایین‌تر از مقام رضا و مقدمه آن است ، برا سالک صبور با وجود امتناع از جزع در وقوع ناملایمات، هنوز کراهت درونی خود را به همراه دارد و فاصله بسیاری تا مرتبه رضا دارد؛
    زیرا در مقام رضا، سالک از هرگونه کراهت قلبی از موقعیت‌های بیرونی مبراست؛ بدون پایبندی به صبر در نامرادی‌هایِ طول زندگی ، دستیابی به رضایت میسّر نیست...
    در روایات صبر به‌ منزله سَرِ ایمان و شرط ورود به بهشت و عامل تبدیل مصیبت‌ها به نعمت‌ها معرفی شده است.
    هیجانات و احساسات حال و گذشته در تغییر نگرش ما به آینده و پیش‌بینی آن مؤثر است؛ بر این اساس ، رضایتمندی مفهومی است که آرامش حاصل از گذشته را با امید به آینده قرین می‌کند.
    خوش‌بینی واقع‌گرایانه مانند امید ، نگرشی است که فرد را در مقابل رویدادهای دشوار، از غم و اندوه و افسردگی نجات می‌دهد و انتظار فرج و گشایش و موفقیت را در فرد ایجاد می‌کند.
    خوش‌بینی با ایجاد احساس خودباوری، استفاده و رشد حداکثری توانمندی‌ها و مهارت‌های فردی را به دنبال دارد .
    خوش‌بینی و امید فرج ، یاریگران انسان در صبر بر ناگواری‌ها در زندگی هستند و تحمل موقعیت‌های نامطلوب را بر انسان آسان می‌کند.
    مولانا نیز امید فرج و صبر را ثمره ایمان می‌داند؛
    همچنین امید فرج را عامل شیرینی صبر معرفی می‌کند که تغییر نگرش از ناامیدی به امیدواری، زمینه افزایش صبر و درنتیجه رضایتمندی انسان با وجود درک موقعیت‌های نامطلوب را فراهم می‌کند.
    صبر شیرین از خیال خوش شدست /کان خیالات فرج پیش آمدست
    آن فرج آید ز ایمان در ضمیر / ضعف ایمان ناامیدی و زحیر
    صبر از ایمان بیابَد سَر کُلَه / حَیثُ لا صبرَ فَلا ایمانَ لَه

    مولوی در ابیات بالا از خیال فرج به‌عنوان انگیزه برای گروهی از صابران معمولی یاد می‌کند که مرتبه عامیانه صبر در زندگی از نظر عارفان است.
    منظور از صبر در روان‌شناسی مثبت‌گرا این نوع صبر است که همراه با ایجاد خوش‌بینی و انتظار فرج است و با نازل‌ترین سطح صبر در عرفان مولوی تطبیق‌پذیر است؛
    ولی برای مراتب بالاتر صبر، دیدگاه غالب ماتریالیستی (عدم توجه به امور معنوی) مانع از درک مشترک این مفهوم عرفانی می‌شود.






    صبر به مراتب ِ عوامانه ، زاهدانه ، عارفانه تقسیم می‌شود:
    صبر عوام ، همراه با اضطراب قلبی و ناراحتی است؛ صبر زاهدان از ترس جهنم و به طمع بهشت است؛
    صبر عارفان برای تأمین رضای الهی است که صلوات و رحمت الهی را درپی دارد و درجه مهتدین را برای آنان به ارمغان می‌آورد .
    مولانا با یادآوری بازگشتن پیامبر اسلام ص از منطقه حدیبیه، از تفاوت‌های صبر پیامبر ص پیروان ایشان با صبر عوام سخن به میان می‌آورد می گوید :
    از صبر به دنبال فرج نیستند و شادی و غم دنیوی برای ایشان یکسان است و صبر ایشان از ترس جهنم و طمع بهشت نیز نیست؛ بلکه صبر آنها به عشق خداوند و برای رسیدن به اوست.
    درواقع مولوی صبر عارفانه را به تصویر می‌کشد که بالاتر از صبر عوامانه و زاهدانه است و صاحب این مقام و مرتبه در همه حال و در هر موقعیتی، صبور و شاد و خرسند و راضی است:
    زهر خواری را چو شِکّر می‌خورند / خار غم‌ها را چو اُشتر می‌چرند
    بهر عین غم نه ازبهر فرج / این تسافُل پیش ایشان چون دَرَج
    آنچنان شادند اندر قعر چاه / که همی‌ترسند از تخت و کلاه
    هرکجا دِلبر بُوَد خود همنشین / فوق ِ گردونست نَه زیر زمین
    آنچنان شادند در ذُل و تلف / همچو ما در وقت اقبال و شرف
    برگ بی‌برگی همه اقطاع اوست / فقر و خواریش افتخارست ُ علوست








    از نظر مولانا زمانی‌که انسان به اوج معرفت و درک جمال الهی دست بیابد، همه افعال خداوند اعم از دلخواه و مطلوب و نامطلوب و رنج‌آور را زیبا مشاهده می‌کند.
    براساس متون عرفانی ، خداوند انسان را به‌صورت خود آفریده است و زیبایی عالم و انسان، تجلی صفت جمیل خداوند است و در عالم هستی به‌جز حُسن و لطف چیز دیگری وجود ندارد ...
    مولانا برای تحلیل تناقض ظاهری موقعیت‌های نامطلوب و شرّ در عالم با جمال افعالی خداوند ، از دو راهکار خیرهای برتر و مسئله ابتلا و امتحان عالم و آدم ،،، بهره می‌گیرد و همه هستی را نظام احسن و زیبا معرفی می‌کند .
    در عرفان اسلامی مبدأ رضای بنده ، معرفت به جمال افعال الهی خداوند است و اوج رضای بنده نیز با شهود جمال افعالی خداوند حاصل می‌شود ...
    از وجهی دیگر صبر را به دو مرتبه صبر بر ازدست‌دادن دنیا و صبر بر دوری از خداوند تقسیم می‌کند. از نظر مولوی ضرورت صبر بر دنیا که مقام متوسطین است، به‌دلیل احتجاب نفس به مطامع دنیوی و کمال‌دانستن آن و ترسِ ازدست‌دادن آن است.

    مولوی دشوارترین نوع صبر را صبر مشتاقین و محبوبین جمال حضرت حق بر دوری از خداوند می‌داند که فقط عارفان به‌دلیل درک ناگواری نبودِ وصال محبوب حقیقی، آن را درک می‌کنند.
    مولوی به توبیخ افرادی می‌پردازد که به خداوند عشق نمی‌ورزند و از او غافل‌اند و بیان می‌کند که چگونه بر ازدست‌دادن دنیای بی‌ارزش جزع و بی‌تابی می‌کنند؛ ولی از دوری خداوند اظهار جزع و بی‌تابی نمی‌کنند و صبر پیش می‌گیرند :
    ای که صبرت نیست از دنیای دون / صبر چون داری زِ نِعَم الماهدون
    ای که صبرت نیست از ناز ُ نَعیم / صبر چون داری اَزَ الله کریم
    چون گوارد لقمه بی دیدار او / بی تماشای گل و گلزار او







    مولوی برای آموزش صبر به مخاطبان خود از تکنیک خیریابی در سختی های روزگار استفاده می‌کند؛
    چنانکه در داستان
    ربودن کفش رسول الله توسط عقاب پیامبر اکرم (ص) در حالِ وضو گرفتن بود که عُقابی از آسمان فرود آمد و کفشِ او را ربود و به هوا بُرد .
    عقاب در اوجِ آسمان کفش را تکان داد و ناگهان ماری سیاه از داخلِ کفش بر زمین افتاد و بدینسان جانِ شریفِ حضرتِ ختمی مرتبت (ص) از گزند آن مار نجات یافت .
    حضرت رسول خدا فرمودند : این فضل و کرمی است که حق تعالی به من عطا فرمود .
    مولوی در پایان داستان نتیجه می‌گیرد که در موقعیت‌های نامطلوب و زمانی‌که چیزی از دست می‌دهید، یقین داشته باشید که آن دفع بلای بزرگ‌تری از شماست و خیری در آن برای شما نهفته است و به آن راضی باشید.
    همچنین مولانا در داستان
    تمثیل گریختن مومن و بی صبری او در بلا (کدبانو و نخود) سختی‌های زندگی را امتحانات خداوند معرفی میکند و یادآور می‌شود که چون رنجی بر انسان رسد انسان باید آن را نیکو بدارد و قدر آن را بداند زیرا رشد و شکوفایی انسان در رنج‌ها محقق می‌شود.
    مولوی برای ملموس‌کردن این موضوع برای مخاطب، از تمثیل جوشیدن نخود بهره می‌برد و می‌گوید:
    جوشیدن نخود برای او دردآور و نامطلوب است؛ اما پختگی و ارتقای نخود از حیات نباتی به حیات انسانی در گرو تحمل سختی جوشیدن است.
    درواقع اگر مشکلات زندگی به‌صورت منفی ارزیابی شود باعث افزایش فشار روانی این موقعیت‌های ناخوشایند بر روی انسان می‌شود ...
    اما اگر به جنبه رشددهندگی سختی‌ها دقت شود، این مشکلات گریز ناپذیر زندگی انسانْ ، عامل تکامل و رشد معنوی هست .


    ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 02 دی 04 در ساعت 14:59 دلیل: نگارش شعر

  2. 6 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 15 اردیبهشت 03), paiize (شنبه 15 اردیبهشت 03), فرشته مهربان (شنبه 15 اردیبهشت 03), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 23 شهریور 04), مدیرهمدردی (چهارشنبه 12 اردیبهشت 03), طنین باران (دوشنبه 17 اردیبهشت 03)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.