تله آسیب پذیری
اصلی ترین احساسی که با تلۀ آسیب پذیری همراه است، احساس «اضطراب» است. احساس می کنید که مصیبت و بلا در کمین است و شما نمی توانید کاری انجام دهید. این تله دو جهت دارد: از یک جهت میزان خطر را بزرگ و از جهتی دیگر توانایی خود را برای مقابله با آن کوچک می شمارید.
آنچه که از آن وحشت دارید به نوع تلۀ شما بستگی دارد. آسیب پذیری بر چهار نوع است و ممکن است که گرفتار بیش از یک نوع آن باشید
انواع آسیب پذیری:
1. سلامتی و بیماری
2. خطر
3. فقر
4. از دستدادن کنترل
سلامتی و بیماری
اگر به این دسته تعلق دارید، احتمالاً فردی افسرده (مالیخولیایی) هستید. بیش از حد نگران سلامتی خودتان می باشید. با وجود اینکه پزشکان به شما می گویند که هیچ مشکلی ندارید، باز هم معتقدید که مریض هستید، ایدز دارید، به سرطان مبتلا هستید، ام.اس دارید یا به سایر بیماریهای هولناک مبتلا شدهاید.
اغلب افرادی که دچار حملات استرسی هستند به این دسته تعلق دارند. مدام بدن خود را بررسی می کنید، چرا که معتقدید مشکلی وجود دارد. نسبت به اندام خود «حساس» شده اید. هر حس غیر عادی، فارغ از اینکه چقدر می تواند عادی باشد، شما را دچار اضطراب و استرس می کند. هوای سرد، هوای گرم، خشم، هیجان، کافئین، الکل، دارو، رابطۀ جنسی و هر چیز دیگری می تواند موجب حمله عصبی و استرسی شود
خطر
اگر متعلق به این دسته باشید، بیش از حد نگران امنیت خود و عزیزانتان هستید. شما دنیا را محلی مملو از انواع خطرات می بینید
شما در جهانی که آن را بیش از اندازۀ واقعی خطرناک می بینید، احساس نا امنی میکنید. نسبت به هرکسی که به نظر خطرناک یا مشکوک بیاید حساس هستید. احساس می کنید که هرلحظه ممکن است کسی به شما حمله کند.
از حوادثی مانند سوانح رانندگی و سقوط هواپیما نیز می ترسید. ممکن است از بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله وحشت داشته باشید. هر چقدر هم که همه چیز منطقی و عادی باشد، باز هم احساس می کنید برای شما اتفاقی رخ خواهد داد.
فقر
شما همیشه نگران پول هستید. به شکل غیر واقع بینانه ای نگران ورشکست شدن و آوارۀ خیابان ها شدن هستید.
هر چقدر هم که امنیت مالی داشته باشید باز هم احساس می کنید که تنها یک قدم تا بی پولی و خرابی وضعیت فاصله دارید. همیشه به فکر ایجاد امنیت مالی هستید. احساس می کنید که برای در امان ماندن، باید به میزان مشخصی پول داشته باشید. این کار به شما اطمینان می دهد که به پایین تر از آن حد مشخص نخواهید رسید و در نتیجه نابود نخواهید شد. احتمالاً شما مقداری پول ذخیره کرده اید، اما به شدت نگران هستید که اگر پولتان از آن میزان کمتر شود چه اتفاقی رخ خواهد داد.
خرج کردن برای شما مشکل می شود. تا جایی پیش می روید که حتی چند دلار را هم پس انداز می کنید.
مدیریتکردن پول معضل بزرگی برای شماست. اعتقاد دارید که اگر به درستی عمل نکنید، کنترل از دستتان خارج و تمام پول شما خرج خواهد شد. امور مالی شما بسیار محافظه کارانه انجام می شود. دوست ندارید نسیه خرید کنید. حاضر به پذیرش «هیچ گونه» ریسکی در مورد پولتان نیستید، چرا که از تمام شدنِ آن واهمه دارید.
«چنانچه اتفاقی رخ دهد»، به آن پول نیاز خواهید داشت. ممکن است فاجعها ی رخ دهد و همه چیز را از بین ببرد. احساس میکنید که باید برای چنین اتفاقی آمادگی داشته باشید.
از دست دادن کنترل
افرادی که به این دسته تعلق دارند از بلایای ذهنی می ترسند؛ از رفتارهای ذهنی و استرس. از دیوانه شدن و از دست دادن کنترل میترسند. این مورد همچنین شامل حملات عصبی و استرسی نیز میشود.
این احتمال وجود دارد که از دست دادن کنترل جسمانی نیز شما را بترساند؛ این ترس که مبادا بیهوش یا بیمار شوید. ترس از هر چه که داشته باشید، عملکرد حملههای عصبی و استرسی یکسان خواهد بود. شما دچار حساسیتی درونی می شوید و برداشتی مصیبت گرایانه از رخدادها دارید.
تفکر مصیبت گرایانه، ویژگی اصلیِ تمام گونه های تلۀ آسیب پذیری است. فوراً بدترین تفسیر ممکن را دارید و همچون کودکی کوچک در مقابله با آن مصیبت احساس بی قدرتی و ضعف میکنید.
افرادی که از اختلالات عصبی رنج می برند، تفکر مصیبت گرایانه آنهاست که منجر به حملات عصبی و استرسی میشود. یک حملۀ عصبی در حالت عادی تنها یک یا دو دقیقه ماندگاری دارد، اما تفکر شما زمان آن را طولانی تر میکند. «اگر بمیرم چه؟ اگر دیوانه شوم چه؟ اگر کنترلم را از دست دهم چه؟» «هر کسی» که چنین تفکراتی دارد، قطعاً دچار حملات عصبی و استرسی خواهد شد.
فرار از موقعیت یکی از دلایل بسیار مهم در تشدید این تله است. تقریباً تمام کسانی که در تله آسیبپذیری گرفتار هستند، از موقعیت های زیادی دوری می کنند. به احتمال بسیار زیاد، این دوری کردن می تواند شما را از بسیاری از فعالیت های لذت بخش زندگی محروم سازد.
سرچشمه های احتمالیِ این تله به این شرح هستند:
1. احساس آسیب پذیری، از مشاهده و زندگی با پدر و مادری آمده که گرفتار همین تله بوده اند. آنها نسبت به حوزه های خاصی از آسیب پذیری احساس وحشت داشته اند. (حوزه هایی مانند از دست دادن کنترل، بیماری، ورشکستگی و ...)
2. پدر یا مادرتان بیش از حد از شما مراقبت می کرده اند؛ بخصوص در مواردی که احتمال خطر یا بیماری وجود داشته. آنها مدام به شما در مورد خطری خاص هشدار می داده اند. به شما تلقین شده است که برای رویارویی با مسائل روزمره، بسیار ضعیف و بی صلاحیت هستید (این مورد معمولاً با تلۀ وابستگی همراه می شود).
3. والدینتان به قدر کافی از شما مراقبت نکرده اند. محیط کودکی شما از نظر فیزیکی، احساسی یا مالی محیط امنی نبوده است (این مورد معمولاً با تلۀ فقدان عاطفه یا بدگمانی و بدرفتاری همراه می شود).
4. در کودکی بیمار بوده یا حادثۀ غم انگیزی (مانند سانحۀ رانندگی) را تجربه کرده اید که باعث شده احساس آسیب پذیری داشته باشید.
5. پدر یا مادرتان دچار سانحه ای دلخراش شده یا فوت کرده اند و در نتیجه باعث شده اند که شما دنیا را محیطی خطرناک ببینید.
نشانه های خطر در روابط
شما به سوی کسانی که از شما مراقبت می کنند جذب می شوید. با انتخاب شخصی که از شما مراقبت می کند، شما تسلیمِ تلۀ آسیب پذیریِ خود و در نتیجه باعث تشدیدِ آن می شوید. در ادامه نشانه های خطر در روابط را خواهید دید.
1. تمایل به انتخاب افرادی دارید که مایل و مشتاق هستند تا از شما در برابر خطرات و بیماری ها مراقبت کنند. شریکِ شما قوی و شما ضعیف و محتاج هستید.
2. تمام فکر شما این است که شریکی بی باک، از لحاظ جسمانی قدرتمند و از لحاظ مالی توانمند داشته باشید؛ فردی که برای مراقبت از شما در برابر ترس هایتان توانمند باشد.
3. به دنبال افرادی هستید که مایل به شنیدنِ ترس های شما و اطمینان دادن به شما هستند .
4. شما فرد قدرتمندی را میخواهید که مشتاق مشکلات شماست. فردی را میخواهید که ناز شما را بکشد و از شما مراقبت کند. کسی را می خواهید که باعث شود احساس امنیت داشته باشید.
تله های آسیب پذیری
1. به دلیل ترس های مبالغه آمیزی که دارید، در اکثر مواقع از زندگی روزمرۀ خود، احساس اضطراب می کنید. اضطراب شما ممکن است عمومی شده باشد.
2. ممکن است آن قدر نگران سلامتی خود و بیماری های احتمالی باشید که: الف) مورد ارزیابی های غیرضروری پزشکی قرار بگیرید؛
ب) به دلیل نیاز مداومتان به اطمینان خاطر، به باری روی دوش خانوادهتان تبدیل شوید؛ ج)
نتوانید از دیگر جنبههای زندگی لذت ببرید.
3. به خاطر حساسیت های بدنی و بیماری های احتمالی، دچار حملات عصبی و استرسی شوید.
4. به شکل غیر واقع بینانه نگران ورشکستگی هستید. این مسئله شما را نگران پول می کند و مانع ایجاد تغییرات شغلی و مالی می شود. به جایی می رسید که به جای سرمایه گذاری های تازه و پروژه های جدید، به ذخیرۀ آنچه که دارید می پردازید و توانایی خطر کردن نخواهید داشت.
5. به شکل بی رویه نگران خطرات جنایی هستید؛ بهعنوان مثال، از بیرون رفتن هنگام شب، رفتن به شهرهای بزرگ، سفرکردن و استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی اجتناب می کنید، بنابراین «زندگی شما بسیار محدود خواهد بود.»
6. از هر موقعیتی که مستلزم میزان کمی از خطر کردن باشد دوری می کنید؛ به عنوان مثال از آسانسور، قطار شهری یا زندگی در شهرهای زلزله خیز اجتناب می کنید.
7. به شریک خود اجازه می دهید تا از شما در برابر ترس هایتان محافظت کند. به اطمینان خاطر احتیاج دارید. شریک شما به شما کمک می کند تا از موقعیت هایی که از آنها می ترسید اجتناب کنید. کاملاً به شریک خود وابسته می شوید و حتی ممکن است از این وابستگی متنفر شوید.
8. اضطراب مداوم شما ممکن است شما را برای ابتلا به بیماری های روان تنی مستعد سازد. ( بیماری هایی مانند: اگزما، آسم، ورم مخاط روده، آنفولانزا یا زخم معده)
9. در نتیجۀ ترس هایتان، نمی توانید بسیاری از کارهایی را که دیگران انجام می دهند، انجام دهید و به همین خاطر زندگی اجتماعی شما محدود خواهد بود.
10. زندگی شریک و خانوادۀ خود را محدود می کنید؛ خانواده ای که مجبورند با ترس های شما سازگار شوند.
11. احتمال دارد که ترس های خود را به فرزندان خود منتقل کنید.
12. ممکن است برای اینکه خطر را از خود دور کنید، از مجموعه ای از روش ها به شکلی افراطی استفاده کنید.
13. ممکن است به گونه ای افراطی به داروی درمانی، الکل، غذا و غیره تکیه کنید تا بتوانید از اضطراب دائمی خود بکاهید.
مراحل تغییر این تله بدین شرح است:
1. سعی کنید سرچشمۀ تلۀ خود را درک کنید.
2. فهرستی از ترس های خود تهیه کنید.
3. سلسله ای از موقعیت هایی که از آنها می ترسید تهیه کنید.
4. با افرادی که دوستشان دارید ملاقات کنید (همسر، معشوق، خانواده و دوستان) و از کمک آنها در جهت رویارویی با ترس هایتان استفاده کنید.
5. احتمال وقوع رخدادهایی را که از آنها می ترسید بررسی کنید.
6. برای هرکدام از ترس هایتان کارت نویسی کنید.
7. با کودک درون خود صحبت کنید. برای فرزند خود پدر یا مادری قوی و شجاع باشید.
8. تکنیک های رسیدن به آرامش را تمرین کنید.
9. سعی کنید تا از طریق «تصویر سازی»، از عهدۀ ترس های خود برآیید.
10. هر قدمی که پشت سر میگذارید به خود پاداش دهید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)