.
طناب را رها کنید
آیا تا به حال دقت کرده اید که نصیحت کردن یک دوست صمیمی، چقدر راحت است؟ شما کنار او می نشینید، کلی حرف میذزنید و مثال می آورید تا به او نشان دهید که آنچه درباره ی خودش فکر می کند، خیلی هم واقعیت ندارد و غلط است. شما وقت زیادی را صرف می کنید تا بی طرفانه و عادلانه او را متقاعد سازید که در واقع بسیار دوست داشتنی، زیبا و باهوش است.
به نظر شما قضیه حل شده است ولی دوست تان هنوز متقاعد نشده است و به حرف های شما اطمینان ندارد. واقعیت این است که اگر غیرممکن نباشد، ولی بسیار سخت است که از
احساس خود نسبت به چیزی یا کسی صرف نظر کنیم. وقتی با افکارتان جرّوبحث می کنید در واقع به یک راه حل موقت دست می زنید، درست مثل زمانی که به مشروبات الکلی پناه می برید تا با بیحالی و بیحسی حاصل از آن، دردتان را موقتاً تسکین دهید.
منظور از جرّوبحث کردن با افکار این است که سعی می کنید با منصرف کردن خودتان از افکار منفی که درباره ی خویشتن دارید، با آنها مبارزه کنید. افکار منفی مثل: "نقص های زیادی دارم". "هیچ کس تا به حال مرا دوست نداشته است". وقتی با احساسات و افکار دردناک خود جرّوبحث می کنید، در واقع بدون اینکه بدانید، وارد مسابقهی "طناب کشی" با آنها شده اید.
در این مسابقه، دو گروه از افکار با هم رقابت می کنند. یک طرف، احساسات و افکار بد و منفی که درباره ی خودتان دارید، و طرف دیگر، افکاری که به شما می گویند "تو خیلی هم آدم بدی نیستی! من دقت کردم، دیگران هم مثل تو رفتار می کنند". این جرّوبحث و مشاجره، وقت و انرژی فوق العاده ای از شما می گیرد. چه می شود اگر طناب را ول کنید و به این مشاجره پایان بدهید. اگر خیلی اصرار دارید که افکار منفی داشته باشید، می توانید آنها را همان طور که هستند، بپذیرید، آنها فقط فکر هستند. هیچ فکر یا احساسی، همیشگی و پایدار نیست.
فقط به خودتان اجازه بدهید که آن افکار را
داشته باشید، چراکه مطمئنید از دست آنها نجات خواهید یافت. شما وقتی جان سالم به در خواهید برد که این افکار را فقط مشاهده کنید، نه این که به عنوان واقعیت محض، به آنها اعتقاد داشته باشید. گام بعدی این است که تصمیم بگیرید به این افکار پاسخ دهید. به همین خاطر دست به کاری بزنید که شما را به آنچه در زندگی برایتان مهم و ارزشمند است، رهنمون می سازد. به سرانجام رساندن آن کار، نیاز به تلاش و تمرین دارد، ولی کیفیت زندگی تان را تغییر خواهد داد. حالا به فکری توجه کنید که در ذهن دارید و حواس تان باشد که خود را به عنوان یک تماشاگر، روی صندلی تصوّر کنید که در حال تماشای آن فکر هستید بدون قضاوت یا اعمال هرگونه تغییری. منظور از رها کردن طناب، همین است.
روی یک برگ کاغذ، سه فکر خود ارزیابی منفی را بنویسید که با آنها درگیر هستید. این افکار متعلق به شما هستند ولی شما سعی دارید، از آنها صرف نظر کنید یا به نوعی از شرّشان خلاص شوید. خب، حالا مسابقه ی طناب کشی را تصوّر کنید که یک طرف طناب، این افکار قرار دارند و طرف دیگر طناب، افکار مخالف. برای هر یک از این افکار منفی مربوط به خویشتن، این سؤالات را از خودتان بپرسید:
● آیا واقعاً دلم میخواهد این فکر را داشته باشم؟
● آیا می خواهم این فکر را آگاهانه و هوشیارانه مشاهده کنم و اجازه بدهم همان طور که هست، باشد، بدون اینکه سر جنگ با آن داشته باشم؟
● آیا می خواهم این فکر به زندگی ام جهت بدهد؟
● آیا آمادگی آن را دارم که دست به کاری بزنم تا کیفیت زندگی ام ارتقاء یابد؟
● این فکر مرا از انجام چه کاری باز می دارد؟
● آیا می خواهم این فکر را داشته باشم و کاری را انجام بدهم که برایم اهمیت دارد؟
توجه آگاهی، روشی است برای احترام گذاشتن به آنچه در حال حاضر، اتفاق میافتد، نه آنچه اتفاق افتاده است یا ممکن است اتفاق بیافتد. افکارتان در حال حاضر به وقوع می پیوندند. اگر چیزی را به خاطر می آورید که برایتان دردناک بوده، آگاهی تان را به اینجا و اکنون متمرکز کنید. اگر از چیزی در آینده می ترسید، به زمان حال بازگردید. توجه کنید که در این لحظه، کجا هستید. تمرین شمارش تنفس را تا ده شماره انجام دهید.
طناب را رها کنید، دست به کاری بزنید که دوست دارید و تمرین کنید تا نسبت به حالا توجه آگاهانه داشته باشید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)