وهم عزیز من فکر میکنم اقای رضا حس قشنگی به همسرشون ندارن و شاید بشه گفت فقط مادر دخترشون ایشون رو میبینن.من خیلی از جمله شما که گفتید مرد بودنت رو ثابت نکن پدر بودنتو ثابت کن لذت بردم پس به نظر شما بهتر نیست حالا با این همه حرمت هایی که شکسته صدمه هایی که حتما اون دختر بچه از دعوا ها کسیده و حتی دوری پدرش به اقای رضا پیشنهاد این رو بدیم که به پدر بودنش بپردازه؟میدونید به نظر من این زندگی مشترک ارزش هاشئ از دست داده با طلاق هم به خودشونم گفتم فوق العاده مخالفم .جدا باشن ولی اون دختر رو سپر بلا نکنن شاید نمیتونن زن و شوهر ایده ال باشن ولی پدر و مادر خوبین هر کدوم توی رفتارشون اینو دارن نشون میدن وقتی نمیتونن کنار هم زندگی کنن دلیل نمیشه یادشون بره پدر و مادرن و اینکه جدا زندگی کردن این ازادی برگشت رو هم داره و اون بچه حق انتخاب هم داره ولی اگر دوباره برن سر خونه و زندگی و باز هم نتونن نقش زن و شوهر را خوب بازی کنن حرمت ها بیشتر از حالا شکسته میشه و ضربات بدتری داره..
اقای رضا خواهش میکنم دادگاه بازی فراموش کنید من به شما بچه ایی که توی این دعوا و دادخواست ها شکل گرفترو توصیف کردم..واقعا حق یه بچه نیست...خواهش میکنم از حال خودتون مارو با خبر کنید...