شكسپير:از دست دادن امیدی پوچ و محال خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.
در پی این صفحات و پست های متوالی من به این نتیجه پی بردم که نیما واقعا قصد ادامه زندگی با چکامه را ندارد و این امیدواری بیهوده ای بیش نیست که برخی رفتارها و حرکات وی را ناشی از باقیمانده عشق وی بدانیم. همگی دوستان چکامه را به صبر و ادامه زندگی بدون عشق و با تحقیر تشویق کرده اند، اما دوستان بهتر نیست واقع بین باشیم و چکامه را به امیدی پوچ و واهی دلخوش نکنیم.اگر این یکسال به 5 سال کشید آنوقت بهتر نبود چکامه در همان ابتدای راه بدون ترس و با شجاعت و اراده این ریسمان پوسیده را پاره میکرد؟
برخی توصیه ها کار را بهتر که نکرده است بدتر نیز نموده است . من به هیچ وجه قانع نمیشوم که شما خانم چکامه آن توصیه احمقانه که ادامه رابطه جنسی سبب بازگشت همسرتان میشود را باور کرده و به آن تن درداده اید. ای کاش هرگز چنین کاری نمیکردید چون باقیمانده غرور و ارزشتان را در پیش نیما از دست داده اید. یک مرد در مورد زنی که با او رابطه دارد اما میداند که زن می داند که مورد عشق و علاقه نیست، چگونه فکری مینماید. آیا مرد به چنین زنی احترام میگذارد؟
زندگی در تنهایی و دلتنگی بسی بهتر از زندگی بدون عشق است. شما فقط یکبار زندگی می نمایید، بهتر است به جای هدر دادن عمرتان در غصه و غم و دلخوش کردن خودتان به کورسوی نوری در دوردست تصمیمی قاطع بگیرید و خود خورشید زندگیتان باشید.
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم خواب بشکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)