دوستای عزیزم...
چند وقتی هست روی اخلاقیات خانواده همسرم دقیق شدم و متوجه شدم که اونها کلا این اخلاق رو دارن..حدود 80درصد از این کارهاشون بی منظوره ... و فرقی نمیکنه که طفشون کی باشه..حالا این وسط همسر من خیلی حرف گوش کن هست و حرف مادرش رو بدون چون و چرا قبول میکنه که من هم جای گلایه ای برام نیست... اشکالی نداره... به هر حال ما تا زمانی که خونه خودمون نریم فکر نمیکنم اون به خودش بیاد... خسته ام.. من همیشه رو پای خودم بودم و هر کار میکنم نمیتونم از کسی طلب مالی کنم.... حتی همسرم.... کارم رو دوست دارم اما گاهی خیلی خسته میشم .. به من میگه سر کار نرو... من همه جوره تامینت میکنم... اما من حاضر نیستم .... چون میدونم اگر فقط و فقط یک بار بخواد مثلا بگه این گرونه دیگه هیچ وقت ازش درخواستی نمیکنم...
راستش ... یک سری مسائل دیگه هم برام پیش اومده که خجالت میکشم از کسی طلب راهنمائی کنم... چون قبل از ازدواجم این مشکل رو مطرح کردم..جناب گرد آفرید هم نظر داد که نباید ازدواج کنید با این فرد...اما............. من هیچ وت از این ازدواج و انتخابم تا به حال پشیمون نشدم... اما تفاوت فرهنگها و نوع نگرش به مذهب داره دیوانم میکنه........
همسر من خیلی فرد قاطعی هست.. و این مساله باعث رشد همه جانبه اون شده... اما اون میخواد من رو عوض کنه.. الان که این چیزا رو مینویسم اشکم داره در میاد... من کسی بودم که همه به اعتقادات و قاطعیتم ایمان داشتن..اما اون میخواد من رو عوض کنه.. من قبل از ازدواج سر مساله حجاب مو مشکل داشتم که من مفاوفقت کردم حجابم رو رعایت کنم... البته ناگفته نمونه که من اصلا به حجاب مو اعتقاد نداشتم اما الان با ااعتقاد به این موضوع حجابم رو رعایت میکنم..من 3 خواهر دارم که همه ازدواج کردن و حجاب هم ندارن...این رو میکم گه جو خانوادم رو بدونید...همه میدونن که من بعد از ازدواجم حجابم رو رعایت میکنم اما همسر من دلش میخواد این رو به همه نشون بده.. وای.........خدایا وقتی موهام بیرونه و اون با چشاش اشاره میکنه دلم میخواد بمیرم..............................من هیچ وقت این تجربه ها رو نداشتم... س این مسائل خیلی باهاش صحبت کردم اما ....نمیزاره من اون طور که همیشه بودم لباس بپوشم...مثلا من خیلی متنوع لباس میپوشم...اما در عین حال حجابم تکمیله... اما این تنوع برای اون قابل درک نیست... میخواد من فقط مثل خواهراش باشم... اکثرا با مانتو توی جمع..اما چه اشکالی داره من مثلا با دامن و بلوز قشنگ باشم.. قابل هضم نیست براش..میخواد من رو کاملا مثل خواهراش کنه..من دارم دق میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)