به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 29 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 290
  1. #151
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 خرداد 88 [ 06:51]
    تاریخ عضویت
    1387-9-12
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    4,353
    سطح
    42
    Points: 4,353, Level: 42
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 197
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 30 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    عزیزم گفتم که از دوست داشتن زیاده ، خوشبخت باشی

  2. #152
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    حق با شما بود
    ممنون از همراهیتون
    hypocrite
    boredom sets into the boring mind

  3. #153
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    00000000000000000000000000000000000000000000000000 000000000000
    hypocrite
    boredom sets into the boring mind

  4. #154
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    خوشحال شدم خانومی

  5. #155
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    خوشحالم كه قبول كردي تند رفتي. زندگيت داره شكر خدا خوب مي شه پس با تند رفتن در بعضي مسائل زندگيتو به كام خودت تلخ نكن.

  6. #156
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    مادرم دیروز بم میگفت خیلی شاداب شدی درست مثل قبل عقدت شدی چیزی شده؟ نامزدت کاری کرده؟
    آخ بمیرم براش بیشتر از من مادرم توی این مدت خرد شد نمی تونست ببینه که من ناراحتم و غصه می خورم ولی خدا رو شکر گوش شیطونه کر دارم به خودم و زندگیم مسلط میشم
    حرف دل دوست داشتنی ممنون که راهنماییم می کنی و جویای حالمی

  7. #157
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    ببخش وهم عزيز اما من حرفهاي نازنين غ رو كاملا قبول دارم شما به خاطر فرار از حرف مردم ، مردمي كه حافظه بسيار ضعيفي دارن مي خواهيد يكعمر زندگي خود رو به منجلاب سختي و عدم سازش بكشيد .
    من اصلا نمي فهمم ترس تو از چيه چرا فكر مي كني همسرت رو مي توني تربيت كني چرا خيال كرده اي بايد فرشته نجات اون باشي و صد البته خودت سير قهقرايي داشته باشي
    من جاي تو بودم اول خانواده رو در جريان مي گذاشتم بعد با كمك اونها تصميم عاقلانه اي مي گرفتم
    مادر من وقتي من 2 ساله بودم همسرش رو از دست داد از قضا بسيار زيبا و جذاب بود و توي همين مملكت هم زندگي مي كرد و بين همين مردم رفت و آمد اما تا به امروز كه همسر اختيار نكرده احدي از گل نازكتر بهش نگفته چرا چون خودشون نخواستن چون اونقدر با وقار و با صلابته كه هيچ مردي به خودش اجازه نداد بهش چپ نگاه كنه
    تو رو خدا بريزيد دور اين حرفهاي صد من يه غاز رو كه نمي خوام عنوان مطلقه روم باشه چون مردم چشم چرون شدن
    مگر مردم بيكارن وقتي زنه سرش به كار خودشه آزارش بدن
    مگه ما بين همين مردم نيستيم
    البته آدم هاي مريض زيادن اما مريض ها همه جا شناخته شده ان و دوري از اونها واجبه حالا چه براي زن شوهر دار چه دختر مجرد چه زن بيوه
    وهم ، خانوم محترم توي اين تاپيك انتظار چي داري كه يكي بياد بهت بگه بيب بيب هورا دست مريضاد كه داري با يكي كه اصلا روحيه اش باهات سازگار نيست مي سازي و پس فردا با يه بچه بر مي گردي خونه بابات
    عزيزم شوهر شما بايد جايگاه زنش رو درك كنه بايد مثل عاقل مرد مشكلش رو باهات حل كنه نه اينكه...
    ببين عزيزم يه معتاد زماني مي تونه ترك كنه كه خودش بخواد نه به خاطر عجز و لابه مادر و گريه زنش و حفظ شغلش و...
    شوهر شما هم اينچنينه اون بايد بفهمه و به اين درك برسه كه مشكل داره ، لااقل با شما و در مورد شما
    وقتي اون به همچين دركي نمي رسه انتظار داري به زور توي مغزش فرو كني خوب مسلمه كه نمي پذيره تازه جبهه هم مي گيره
    بعد هم من نمي دونم اين چه صيغه هايه كه دخترها تا نامزد مي كنن پسره از هفت روز هفته 8 روز اونجا خونه دختر است
    من امل نيستم اما به خدا ما توي ايرانيم با يه فكر كاملا سنتي كه هر چي هم بخواهيم خودمون رو روشنفكر نشون بديم باز مي بينيم كارمون مشكل درش بوجود مي ياد چرا چون خميره خانواده ها سنتيه وهم محترم همين مسئله هم فردا ها برايت مشكل بوجود مي ياره
    من اگر جاي تو بودم اصلا اجازه نمي دام شوهرم يا نامزدم شب خونه من بمونه به خدا داري زياده روي مي كني اشتباه مي كني و بد تاواني رو پس مي دي
    يك دنيا عذر خواهي مي كنم مي دونم نبايد همه چي رو مي گفتم اما به خدا اونقدر دوستتون دارم كه دلم نمي ياد حرف ناگفته اي باقي بمونه
    نذار روزهات حروم بشه . همه جوانب رو بسنج و يه تصميم قطعي بگير اين كه يه روز عصبي مي شي و يه روز سرخوش براي زندگي ات سمه عزيزم.

  8. #158
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    خواهش مي كنم وهم عزيز. بچه ها فعلاً كه زندگي وهم داره خوب پيش مي ره پس اينقدر انرژي منفي بهش نديد و حرف از طلاق و مطلقه و جدايي و .... نزنيد. فعلاً مشاوره وهم عزيز داره خوب جواب مي ده پس با حرفهامون اون رو از زندگي كردن نااميد نكنيم. موفق باشي عزيزم.

  9. #159
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    از واقعيت نبايد گريخت. من به حرفهايي كه زدم معتقدم اما اگر با سرپوش گذاشتن بر اصل مسئله مشكل وهم حل ميشه من اونچه را كه بهش اعتقاد دارم پس مي گيرم .
    البته اميدوارم مشاور ايشون اونقدر شهامت داشته باشه كه اگر تلاش وهم نازنين به جايي نرسيد و همسرشون هم حاضر به همكاري نشد هرگز اجازه تشكيل زندگي مشترك رو به اين دختر نازنين نده اما به هر حال از ته دل دعا مي كنم همسر وهم قدر همشرش و تلاش او را براي بهتر شدن زندگي بدونه .
    وهم مهربان اگر جنگيدن تو در عرصه زندگي نويد خوشبختي بهت مي ده من به عنوان يه زن به تو مي بالم . موفق باشي نوعروس پر مهر و پر طاقت

  10. #160
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    ببخش وهم عزيز اما من حرفهاي نازنين غ رو كاملا قبول دارم شما به خاطر فرار از حرف مردم ، مردمي كه حافظه بسيار ضعيفي دارن مي خواهيد يكعمر زندگي خود رو به منجلاب سختي و عدم سازش بكشيد .
    می دونی همین مردم برای من کیا هستن؟! دایی و خاله و عمو و عمه و خانواده های زن داداشام و شوهر خواهرم که اینجوری هم که شما میگید حافظه ضعیفی ندارن!امتحان این رو پس دادن!
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    من اصلا نمي فهمم ترس تو از چيه چرا فكر مي كني همسرت رو مي توني تربيت كني چرا خيال كرده اي بايد فرشته نجات اون باشي و صد البته خودت سير قهقرايي داشته باشي
    زندگی من و نامزدم با هم گره خورده! من فرشته نجات او نیستم من برای زندگی خودم دارم تلاش می کنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    من جاي تو بودم اول خانواده رو در جريان مي گذاشتم بعد با كمك اونها تصميم عاقلانه اي مي گرفتم
    به پیشنهاد شما گوش کردم و امروز موضوع رو به خانواده ام گفتم و قرار بر طلاق شد ممنون از راهنماییتون!
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    مادر من وقتي من 2 ساله بودم همسرش رو از دست داد از قضا بسيار زيبا و جذاب بود و توي همين مملكت هم زندگي مي كرد و بين همين مردم رفت و آمد اما تا به امروز كه همسر اختيار نكرده احدي از گل نازكتر بهش نگفته چرا چون خودشون نخواستن چون اونقدر با وقار و با صلابته كه هيچ مردي به خودش اجازه نداد بهش چپ نگاه كنه
    تو رو خدا بريزيد دور اين حرفهاي صد من يه غاز رو كه نمي خوام عنوان مطلقه روم باشه چون مردم چشم چرون شدن
    مگر مردم بيكارن وقتي زنه سرش به كار خودشه آزارش بدن
    مگه ما بين همين مردم نيستيم
    البته آدم هاي مريض زيادن اما مريض ها همه جا شناخته شده ان و دوري از اونها واجبه حالا چه براي زن شوهر دار چه دختر مجرد چه زن بيوه
    مادر شما در زماانی زندگی می کردن که مردم به حرفهایی که میزدن پایبند بودن و حرفشون معتبر تر از سند دست نوشته بود!
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    وهم ، خانوم محترم توي اين تاپيك انتظار چي داري كه يكي بياد بهت بگه بيب بيب هورا دست مريضاد كه داري با يكي كه اصلا روحيه اش باهات سازگار نيست مي سازي و پس فردا با يه بچه بر مي گردي خونه بابات
    من توی تایپیکم گفتم که تا وقتی که مشکلم با نامزدم حل نشه عروسی نمی کنیم چه برسه به بچه..... بچه مسئولیت زیادی داره منی که توی تفاهم با نامزدم موندم بچه رو می خوام چیکار؟! بعدم کی گفته سالگرد ازدواجم باید بچمم تو بغلم باشه این حرفا برای سی سال پیشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    عزيزم شوهر شما بايد جايگاه زنش رو درك كنه بايد مثل عاقل مرد مشكلش رو باهات حل كنه نه اينكه...
    ببين عزيزم يه معتاد زماني مي تونه ترك كنه كه خودش بخواد نه به خاطر عجز و لابه مادر و گريه زنش و حفظ شغلش و...
    شوهر شما هم اينچنينه اون بايد بفهمه و به اين درك برسه كه مشكل داره ، لااقل با شما و در مورد شما
    وقتي اون به همچين دركي نمي رسه انتظار داري به زور توي مغزش فرو كني خوب مسلمه كه نمي پذيره تازه جبهه هم مي گيره
    ایشون جایگاه خودشون رو نمی دونن چه برسه به من هنوز به ثبات نرسیده البته الان نسبت به اوایلمون خیلی بهتره ولی هنوز پر از مشکل .....
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    بعد هم من نمي دونم اين چه صيغه هايه كه دخترها تا نامزد مي كنن پسره از هفت روز هفته 8 روز اونجا خونه دختر است
    من امل نيستم اما به خدا ما توي ايرانيم با يه فكر كاملا سنتي كه هر چي هم بخواهيم خودمون رو روشنفكر نشون بديم باز مي بينيم كارمون مشكل درش بوجود مي ياد چرا چون خميره خانواده ها سنتيه وهم محترم همين مسئله هم فردا ها برايت مشكل بوجود مي ياره
    من اگر جاي تو بودم اصلا اجازه نمي دام شوهرم يا نامزدم شب خونه من بمونه به خدا داري زياده روي مي كني اشتباه مي كني و بد تاواني رو پس مي دي
    من از ایشون نخواستم بیان خونه ما این توافقی بوده بین خانواده من و خانواده ایشون (نامزد من توی یه خونه مجردی زندگی می کرد) خانواده ها بهتر دیدن که ایشون زمانی که تهران هستن بیان خونه ما..... من و نامزدم هیچ نظری در این مورد ندادیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط N.DELNAZ
    يك دنيا عذر خواهي مي كنم مي دونم نبايد همه چي رو مي گفتم اما به خدا اونقدر دوستتون دارم كه دلم نمي ياد حرف ناگفته اي باقي بمونه
    نذار روزهات حروم بشه . همه جوانب رو بسنج و يه تصميم قطعي بگير اين كه يه روز عصبي مي شي و يه روز سرخوش براي زندگي ات سمه عزيزم.
    ممنون از همدردی و دلسوزیتون به حرف شما گوش کردم و تصمیم قطعی گرفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!
    همونطور که گفتم امروز با خانواده ام صحبت کردم و آخر صحبت قرار شد من دیگه با نامزدم صحبت نکنم و تمامی چیزهایی که توی این مدت خریداری شده چه خودم پولش رو دادم چه نامزدم همه رو جمع کنم و بدم به پدرم
    و قرار شد مادرم با نامزدم تماس بگیره و بهشون بگه که دیگه خونه ما نیاد و تلفن هم نزنه و هر وقت که خانوادشون خواستن برن دادگاه و درخواست طلاق بدن و هیچ کسی از فامیلشون و خانوادشون حق نداره بیاد خونه ما یا برادرام و از طرف خانواده من ایشون هیچ نسبتی با ما ندارن و همه چیز تموم شده است
    می بینید چقدر راحت همه چیز تموم شد!
    آزاده فروزش و دلناز عزیز امیدوارم که راه درست رو بهم نشون داده باشید
    خدا رو شکر که هیچکدومتون جای من نیستید
    کسی از من نپرسید الان در چه حالی همه فقط نظر دادن فقط حرف حرف......
    لعنت بر این دنیا و این زندگی کاش من جای شاد بودم
    خوش به حال شاد


 
صفحه 16 از 29 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.