سلام گردآفرید
میدونی که دوستت دارم همان طور که با همه اعضاء این تالار اینطور هستم. اما انتظار نداشته باش، برای مقبولیت خودم چیزی که را باور ندارم ، در جهت خوشایند شما بیان کنم.
لذا چند نکته را بیان می کنم که به نظرم الویت داره بر ازدواج شما:
1 - دختر و پسر ها باید بدانند که اکثرا مسیر و جهت ما پس از ازدواج در امتداد قبل از آنست، لذا اگر قبل از ازدواج در فشار یا نگرانی باشیم، ازدواج مشکلی را حل نمی کند. باید توان لذت بردن از نفس کشیدن، فهمیدن و حتی رنج بردن را پیدا کنیم، تا آماده مسئولیت پذیری در ازدواج باشیم.
2 - شما باید به جای دنبال پاسخ گشتن به سئولهایت در خصوص مهریه، نحوه انتخاب، نگرانی هات ، معیارهایت و ....، سئوال مهم دیگری از خودت بکنی. و این سئوال به صورت شکلی هست:
شما باید سئوال کنید از خود:
چرا من این همه نگرانی دارم؟
چرا نسبت به آینده بخش منفی را مد نظر قرار می دهم؟
چه تجاربی در حال و گذشته من نهفته است، که نمی گذارد رها از آنها تصمیم بگیرم؟
نقش نحوه افکارم و شیوه زندگی ام چه موانعی را در مسیر انتخاب همسر ایجاد می کند؟
کمالگرایی من تا چه میزان در انتخاب همسر مرا با مشکل روبرو می سازد؟
چرا از مادر من ، تا اعضاء ، تا مدیر همدردی سعی در مثبت نشان دادن آن چیزهایی می کنند که من تصور منفی بودن از آنها دارم.
آیا همین که سنم بالا رفته ،کافیست که سراغ ازدواج بروم؟
آیا مسائل عاطفی گذشته من به نوعی در این تردیدهای من دخیل نیستند؟
چرا بیشتر به جای اجرایی کردن، عملی کردن و قدم در راه ازدواج نهادن، در مورد آن صحبت می کنم؟
آیا فاصله دانسته ها و ایده آلهای من از طرفی و واقعیات و توانی هایی من از طرف دیگر، آنقدر زیاد نشده است که نمی توانم آنرا پر کنم؟ و نه حاضرم ایده آلها را کاهش دهم؟ نه حاضرم پتانسیل و سعه صدر خود را افزایش دهم؟ و نه حاضرم با بازتفسیر و نگرشهای جدید، نگاه مثبتی به زندگی کنم؟
آیا کم انعطافی من، و شکنندگی در برابر مواضع احتمالی همسر آینده ام، ترس فرار از ازدواج را به شیوه و بیان مدرن به من تحمیل نمی کند؟
آیا نگرانی من نسبت به آینده و همسر آینده ام، بازتاب نگرانی خودم نسبت به خودم و گذشته خودم نیست؟

و صدها سئوال از این دست کلید طلایی در مورد بحث و بررسی ازدواج شماست. واقعا پاسخ این سئوالت را از من نخواهید، چرا که بارها گفته ام هرکسی بهترین کسی هست که می تواند خود را بکاود، فقط باید بداند به چه چیزهایی باید توجه کند.
باز هم از تو دوست خوبم، به خاطر اینکه خیلی بی احساس، مطالب خود را بیان کردم معذرت می خواهم، و امیدوارم کلامی در نوشتارم نباشد که خدایی نکرده بوی بی ادبی بدهد.