آقای رامتین، قبل از همه چیز یه نکته بگم تا شاید شناخت بیشتری از من پیدا کنید. من اختلاف سنی خیلی زیادی با والدینم دارم! یعنی 47 سال با مادرم و 52 سال با پدرم! همین طور با خواهر و برادرانم. شاهد زندگی خیلی از بستگان و اطرافیانم بوده ام! به طوری که همه نوع رابطه ای رو هم دیده ام. چه زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند. چه زوجهایی که چندین سال از ازدواجشون میگذره. چه زوج هایی هم که مثل پدرو مادرم سالیان طولانی با هم زندگی کرده اند. معیارهایی که قبلا ذکر کردم بر اساس اندوخته ها و دیده های این همه سالی بود که از زندگی اطرافیانم آموخته ام. اما خب به قول جناب سورنا و شما مطلق گرایانه و سفت و سخت به این مسائل نگاه میکنم!نوشته اصلی توسط رامتين
در مورد مشورت کردن و اینکه چون زندگی دوست شما از هم نپاشیده نمیشه نظر داد! چرا؟ چون ممکنه اصلا برای خانمش این مسئله زیاد مهم نباشه! و از اینکه بار و مسئولیت اتخاذ تصمیمات بر عهده یک نفر دیگه هست زیاد هم ناراحت نباشه. و ممکنه خیلی از جاها و بار خیلی از مسائل رو به دوش شوهرش بیندازه و خودش رو هم راحت!!! یا خیلی از اما و اگرها میتونه وجود داشته باشه! اما در مورد من! این صدق نمیکنه. چرا؟ چون اصولا با روحیات من سازگار نیست که کس دیگه ای برام تصمیم بگیره. در کل خانواده ما هم مشورت جایگاهی بالایی تا بحال داشته! از این نظر برای من خیلی مهمه که در جریان امور باشم! و نظریات من هم در امور زندگ دخیل باشه!
در مورد اینکه که کاری کنم که اون مرد عادتش رو عوض کنه. بله در بعضی خصوصیات میشه کاری کرد که اون آقا عاداتش رو ترک کنه! اما به شرطی که خودش قبول داشته باشه و بخواد که عادتش رو ترک کنه. والا مثلا مثل همکار شما که معتقد هست که حرف آخر رو مرد باید بزنه و به این ایمان داره! نمیشه کاری کرد! چون اون فکر نمیکنه که تفکر اشتباهی داره!








علاقه مندی ها (Bookmarks)