به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 65
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 مهر 89 [ 16:10]
    تاریخ عضویت
    1387-1-19
    نوشته ها
    1,801
    امتیاز
    13,034
    سطح
    74
    Points: 13,034, Level: 74
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    954

    تشکرشده 992 در 530 پست

    Rep Power
    200
    Array

    RE: نامه اي به خدا

    سلام دوست عزيز و گرامي
    ورودتان را به تالار خوشامد مي گويم
    با تشكر از ارسالتان اي كاش آن را در ادامه تاپيك زير مي گذاشتيد
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=4422

  2. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    در وجودم چیزی به لرزه افتاد
    ای کاش میشد که خورشید را در دستانم بفشارم.ای کاش برای یک بار هم که شد قطرات باران را لمس میکردم.ای کاش میتوانستم ماه را در هاون تنهای ام بکوبم.ای کاش میشد آبی آسمان را روی لحظه لحظه یک نگاه به تصویر میکشیدم ویک لبخند نسیم را به یک غرش صاعقه عوض میکردم.
    ای کاش میشد عشق را با آواز چلچله فریاد میزدم و یا یک قرمز شقایق را روی پارچه حریر زر بافت به تصویر میکشیدم.
    ای کاش میشد شفافیت شبنم را روی پلکهای آهو به تصویر میکشیدم.قطرات باران آسمان زیبا را آبیاری میکرد و تو با قطرات باران در یک لحظه در دیدگان حضور داشتی.
    از اعماق وجودم در کشاکش دردهایم به یاد تو بودم.در وجودم چیزی به لرزه افتاد یا شاید عشق گمشده ای بود که من از آن خبر نداشتم و در لحظه ای گریه امانم را برید.
    بار الها نجوای شبانه مرا شنیدی و مرا دریافتی.بار الها انسان های غرق شده در اقیانوس حوادث را به ساحل رهای نجات برسان.
    آمین یا رب العالمین
    منبع:aftab.ir
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  3. #33
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نامه ای برای خدا بنویسید

    سلام .اگه اشتباه نکنم منظور دانه گرامی تایپک زیر میباشد.( با عنوان گفتگو با خدا)

    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=3895
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  4. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 20 تیر 94 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1387-7-07
    نوشته ها
    327
    امتیاز
    7,417
    سطح
    57
    Points: 7,417, Level: 57
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    782

    تشکرشده 791 در 202 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    تنها تويي كه اين حس قشنگ را در من به تلولو در مياوري!
    تنها با حس تو و براي تو اين زمزمه ها دم ميگيرد.....!
    تنها شوق توست كه رنگين كمان عشقت را در چشمانم به تماشا ميگذارد! اي هستي بخش!
    اي معبود زيبا! چقدر خوب دلهره هاي كشنده را از قلبم مي رهاني!
    چقدر زود به سان معجزه تن و روحم را شاداب ميسازي!
    و چه زيبا اعلام ميكني حضور خود را!
    و ديگر همه چيز رنگ مي بازد جز واژه هاي ناب براي گفتگو با تو!
    هر سخني پوچ ميشود جز حس درك شعري نو از زمزمه هاي بودنت!
    گويي حس آواز رود در رگهاي من جاريست.... گويي گرماي آفتاب به قلبم ميرسد كه چشمانم اينگونه مي درخشند!
    و گونه هايم از حس داغ حضورت سرخ ميشوند! آه... كاش هميشه تو در قلبم باشي!!!
    وقتي ميايي لبخند به لبهايم مي آيد!
    مرا در آغوش بگير... مانند رويايي شيرين كه تن خسته را در بر ميكشد....
    مانند مادري كه طفلش را براي نخستين بار در آغوش مي فشارد...........
    و مانند مسافري كه آمدنش بعيد بوده و ناگهان به بالين دلدارش حاضر گشته.....
    مرا در آغوش بگير و بگذار تا بيخيال از قيل و قال دنياي وحشي! آرام گيرم در برت... و نفسهايم با عطر بودنت درآميزد!
    چرا شگفت زده باشم از اين چنين حسي عظيم؟؟؟
    نفس من محتاج نفسهاي توست! زيرا نفس من قطره اي است از درياي انفاس خوشت كه به اين كالبد بيجان دميده اي!

    ********
    و تو اي انسان چه گونه غافلي از اين حس آميخته به عطر وجود او....؟؟
    مگر نه اينكه اين نفس ها... نفس اوست؟!!!
    روح اوست كه كالبد خاكي را به حركت در آورده و اينچنين معجزه آسا به هر كاري توانائي؟!!!!
    چرا غافلي اي انسان؟؟ از چنين موهبتي شگرف كه از آن اوست و در وجود تو نهفته است!!!
    كمي گمان ميبرم ميفهمم كه چرا خدا از رگ گردن به من نزديكتر است چرا كه روحم از آن اوست!

    الهي تو چه بزرگي و انسانهاي بزرگت نيز چه ديدني!!!!

    *********************
    از نوشته خودم در تاريخ 87/3/18
    *********************
    دوستان عزيزم سلام همه نوشته ها خيلي خيلي زيباست.... كيوان عزيز متن خيلي زيبايي رو نوشتيد.... واقعا لذت بردم ....
    از همه دوستان عزيز ميخوام اين كار قشنگ مريم جان را ادامه بدن......

  5. #35
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    گفتم : خسته‌ام ...

    گفت: لاتقنطوا من رحمة الله

    .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.



    گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

    گفت: فاذکرونی اذکرکم

    .:: منو یاد کنید تا یاد

    شما باشم (بقره/152) ::.

    گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

    .:: تو چه می‌دانی! شاید

    موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.




    گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک،

    خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

    گفت: واتبع ما یوحی الیک

    واصبر حتی یحکم الله

    .:: کاراهایی که به تو گفتم

    انجام بده و صبر کن

    تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.




    گفتم:

    خیلی خونسردی!

    تو خدایی

    و صبور!



    من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم

    کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

    گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

    .:: شاید چیزی که تو دوست داری،

    به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.




    گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...

    اصلا چطور دلت میاد؟

    گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم

    .:: خدا نسبت به همه‌ی

    مردم - نسبت به همه -

    مهربان است (بقره/143) ::.




    گفتم:

    دلم گرفته



    گفت:

    بفضل الله

    و برحمته فبذلک فلیفرحوا

    .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!)

    باید به فضل و رحمت

    خدا شاد باشند (یونس/58) ::.




    گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

    گفت: ان الله یحب المتوکلین

    .:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند

    دوست دارد (آل عمران/159) ::.



    گفتم: خیلی چاکریم!

    ولی این بار، انگار گفتی:

    حواست را خوب جمع کن!

    یادت باشد که ...





    گفت: و من الناس

    من یعبد الله

    علی حرف

    فان اصابه خیر اطمأن

    به و ان اصابته فتنة انقلب

    علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

    .:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان

    عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد،

    امن و آرامش پیدا می‌کنند

    و اگر بلایی سرشان بیاید

    تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند.

    خودشان تو

    دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::




    گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

    گفت: فانی قریب

    .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.




    گفتم: تو همیشه نزدیکی؛

    من دورم...

    کاش می‌شد به تو نزدیک

    بشوم

    گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا

    و خیفة و دون الجهر من

    القول بالغدو و الأصال

    .:: هر صبح و عصر، پروردگارت

    رو پیش خودت،

    با خوف و تضرع، و با

    صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.




    گفتم: این هم توفیق

    می‌خواهد!

    گفت: ألا تحبون ان

    یغفرالله لکم

    .:: دوست ندارید خدا شما

    را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.




    گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

    گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

    .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد

    و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.




    گفتم: با این همه گناه...

    آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

    گفت: الم یعلموا ان الله

    هو یقبل التوبة عن عباده

    .:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را

    از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.




    گفتم : ...

    گفت : ...

    -- -- ----------------------
    http://www.drzohrabi.ir/
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  6. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    آقا کیوان می تونی جواب این سئوالهای من رو از لابه لای حرفهای خدا دربیاری؟
    ****************
    گفتم:ازت خجالت میکشم
    گفت:....................
    گفتم:نمی تونم ازت چیزی بخوام
    گفت:....................
    گفتم:داغونم می ترسم کافر بشم
    گفت:....................
    گفتم:چرا جونمو نمیگیری؟
    گفت:....................
    گفتم:این امتحانه یا مجازاته؟
    گفت:....................
    گفتم:یه دنیا غم دارم
    گفت:....................
    گفتم:دلم شکسته
    گفت:....................
    گفتم:چرا منو بردی به عرش و حالام گذاشتی زیر فرش؟
    گفت:....................
    گفتم:می خوام بخوابم ولی نمی تونم چرا؟
    گفت:....................
    گفتم:روی خوش زندگی رو کی می خوای بهم نشون بدی؟
    گفت:....................
    گفتم:تنهام نذاریا؟
    گفت:....................
    گفتم:تنها کسی که دارم تویی
    *********************************

  7. #37
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    سلام وهم گرامی .
    با توجه به سئوالات شما و پاسخ های که از خدا ؛در پست قبلیم گذاشتم .خلی راحت میتونید به جواب سئوال هاتون برسید.
    با وجود این باز هم توضیح مفصل میخواهید؟
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  8. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 20 تیر 94 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1387-7-07
    نوشته ها
    327
    امتیاز
    7,417
    سطح
    57
    Points: 7,417, Level: 57
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    782

    تشکرشده 791 در 202 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: گفتگو با خدا

    خدا جون دوستت دارم .... خيييييلي دوستت دارم ...
    اما هنوز اندازه اش به اندازه اي كه تو دوستم داري نرسيده!!!!!
    و من....
    چه ناتوان جلوه ميكنم .... در مقابل اين همه عشق ناب .....
    اونقدر ناتوان ميشم كه ميخوام واست بميرم..... چشماتو ازم نگير اي همه چيز....
    به عشق چشمات به عشق اون نيم نگاهت دارم لبريز ميشم از حس عظيم حضورت....
    خواهش ميكنم... خواهش ميكنم .... اون گوشه چشم ناز رو ازم نگير.... دوباره حيرون ميشم ها!!!....
    نگام كن تا پا شم .... تا قدرت پيدا كنم و بيام طرفت.... بيام پيشت....
    اونقدر بهت نزديك بشم كه ديگه دلم نخواد هيچ جا برم.....
    اونوقت چه خوشبختم..... آآآآآآآآآآآآآه....
    دوستت دارم خداي مهربونم.....
    چقدر زيبا به ناله ها و نيايش هاي عاشقانه ما گوش ميدي و چقدر زيبا و بموقع جواب دلنشين ميدي...
    ممنونيم ازت خدايا كه شاد عزيز رو برگردوندي.....
    اي همه لطف و اي همه مهر..... همه شاديها را به عزيزانشون برگردون...... آمين!!!

  9. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 88 [ 09:15]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    3,378
    سطح
    36
    Points: 3,378, Level: 36
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نامه ای برای خدا بنویسید

    یادمه قدیم ندیما زیاد از مردم این جمله رو میشنیدم: الهی به ما هم یک نگاهی
    اون موقع ها فکر میکردم چرا بااین که انقدر مهربونی مردم با حسرت این جمله رو میگن؟! یعنی انقدر نگات واسه بنده هات دور از ذهن و بعیده که با چنین حسرتی نگاتو دور از خودشون میبینن و اینطوری درخواست توجه و عنایت ازت دارن؟! تو عالم بچگی هزار تا فکر مثل فانتوم فقط از ذهنم میگذشت و بخاطر خصوصیات و شرایط دوران بچگی موندگار نبود.الآن میبینم/ نگاهت هست /وجود داره/ اصلاً نبودنش خارج از حیطه ادراکمه /اما ملتمسانه و باتضرع خواستن یه چیز دیگه ست!یه صفای دیگه ای داره که با منطقی نگاه کردن به صفاتت که بخشندگیم یکیشونه اون حال خاص به آدم دست نمیده و یه چیز دیگه اونم اینکه:یه موقعهایی انقدر ظریفانه و به حق نگاهمون میکنی که خودمونم متوجه عنایتت نمیشیم و به اشتباه تو باور کوچیکمون قهرتو میبینیم. حالا یا بلد نیستیم ببینیم یا خوب نمیبینیم یا یاد نگرفتیم چطوری ببینیم .... ولی هرچی کی هست الآن میخوام هرآنچه هستو ببینم اونم خوب پس بازم میگم الهی به ما هم یک نگاهی
    چقدر حس با تو بودن قشنگه. حاضر نیستم با هیچ چیز دیگه ای تو دنیا عوضش کنم.میخوام بیشتر و بهتر تجربش کنم کمکم کن بتونم.
    ...

  10. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 88 [ 21:55]
    تاریخ عضویت
    1387-1-25
    نوشته ها
    313
    امتیاز
    6,373
    سطح
    52
    Points: 6,373, Level: 52
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    105

    تشکرشده 114 در 77 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: نامه ای برای خدا بنویسید

    خدایا بازم مثل همیشه منو تنها نزار کمکم کن تا ..............................


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.