سورنا جان درود بر شما
شما مانند من و یلکه 90% چون بنده هستید.شما را براستی که می دانم همدلیم درک می کنم.من هم دل پر دردی از مواردی که گفتید بجز برخی از آنها دارم.گفتار،رفتار،اراده و طرز انتقاد شما را دوست دارم،اما باید صادقانه بپذیریم که هر دو شتابزدگی خاصی داریم.
هر دو ستمدیده و طرفدار ستمدیدگانیم(در بعد اجتماعی ماجرا)،اما گاهی از آن ور پشت بام می افتیم.سورنا جان . . . تفکر مدرن آفات خودش را دارد و بی رحم است؛آن سو زیاد هم جای خوبی نیست و این را گوشزد کردم که شاید در ظاهر ربطی هم به مبحث ما ندارد و اما . . .
ای انسان منتقد و فرهیخته و البته جوان که می شود مایه مباهات،ضرس قاطع دارم که آمار زنان مهریه گرفته در همان اوان زناشویی و تعدا مردان تجدید فراش کرده اندک است و شالوده ای برای ساختن یک دستگاه خردمندانه و گزینشگر داوری کننده نیست و آنهم داوری درباره مقولات سراسر پیچیده انسانی-اجتماعی.
سورنا خان!ای همنام سردار سرافراز ایران زمین که سربازانش کراسوس رومی را با ریختن زر مذاب به درک رساندید که متجاوز بود به خاک پاک آریایی ها . . .آیا براستی مردان یا حتی یک سوم آنها به مجرد افسردگی یا نخواستن همسر یکتایش(عشقش اگر عاشق هم باشند . . .) هوس دلی از عزای شرکای جنسی دیگر درآوردن دارند؟به رابطه جنسی می اندیشند.حاشا و کلا؛
غلط اضافی که گفتم نه منظور گرفتن زن دوم است که خیانت مرد به زن و نیز زن به مرد در عین تأهل است یا عدم جدایی.این غلط زیادی است.شما چیزی برای انتقاد و دست مایه ای برای روادار بودن امری در کف ندارید.
من،تأکید دارم خود من همانند شما به طلاق عاطفی اکثر زوجها باور دارم یا سوختن و ساختن شان به بهانه فرزندان مشترک یا آبرو؛اما آیا راه حل خیانت است یا تجدید فراش؟این همه مراکز مشاوره+روانشناس+روانکاو+روØ §ندرمانگر برای چه هستند؟!!
این میان که نظر به خرد نارسای انسانی داریم و دارید،خداوند و دین و دستورات دینی برای بقای زندگی کجاست؟آن همه چیزهای خوبی را که فراموش کرده ایم،کجایند؟مردانگی یک مرد ایرانی و زنانگی یک زن ایرانی؟ . . . .
سخن بسیار است و من اکنون وقتی ندارم،باشد تا وقتی دیگر،شاید . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)