هم درد عزیز گرد آفرید
ممنونم از نظرتون. متاسفانه من در بیان منظورم دقیق نتونشتم بنویسم و ذکر جزئیات باعث جهت گیری شما شد. شما درست می گید ولی چیزهائی رو که من میدونم شما نمیدونید. و چون باعث جبهه گیری بیشتر می شه توضیح نمی دم ولی اون طور که شما در مورد جبهه و جنگ گفتبد برعکس واقعیت موجود ما بوده که نوضیح نمی دم. ان چه که نوشتم برای ابراز برتری خودم نبوده، برای این بوده که آیا درست است که من متهم بشوم اون هم هر روز؟ فکر می کنید که من هر لحظه و هر وقت مقایسه پیش می اومد خانواده به قول شما که با کنایه مشعشع خوندید رو جلو می کشیدم؟ سخت در اشتباهی دوست من. من هیچ وقت مقایسه نکردم وگرنه وارد زندگی نمی شدم. من افتخار می کردم که پدر خانمم چنین کسی بوده. وقت جنگ هیچ یک از ما به سنی نبوده که بریم دوست من و پدرم هم با شرایطی که داشتن نمی تونستن برن که اینجا جای توضیحش نیست و از هر کمک دیگه که می تونستن مثل پشت جبهه کوتاهی نکردن. اگر من بخواهم از بقیه خانوادم بگم متوجه می شید که اونطور که فکر کردید نبوده. ولی این من بودم که مورد قضاوت قرار می گرفتم نه اینکه قضاوت کنم.
ببینید که اگه یکی از خودش تعریف کنه چقدر حتی نقاط قوتش زیر سوال میره؟ مثل کاری که شما کردی دوست من!
همین اتفاق برای من می افتاد هر روز. ایشون هرروز از خودشون و خانوادشون تعریف م من و خانواده ام رو پائین می آوردن. عکس العمل من فکر کی کنید چی بود؟ سکوت و صحبت در مورد اینکه قیاس کردن اشتباه هست. کار مقایسه کلا در این مورد غلطه و راه اشتباه هست. گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
فکر کنید که جای من همسر سابقم می اومد و این مطالب رو می نوشت. شما همین رو نمی گفتی؟ شما که به محتویات این نوشته کاری نداشتی و خود این مقایسه رو زیر سوال بردی. من هم همین منظورم بود دوست من
بازهم از اینکه وقت گذاشتی و خوندی و هم نظر گذاشتی ممنونم. من واقعا روی دیدگاهم دارم کار می کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)