نمیتونم بخوابم نمیتونم بخورم حالم خیلی اشفتس نمیخوام کسی بفهمه ولی همش بالا میارم جلوی گریمو نمیتونم بگیرم...کو اون خدا؟؟؟کو اون خدا که قبل از اشنایی با رضا بهش گفتم هیچ کسرو جلوی روم نزار مگر اون که مرده زندگیمه!!!!این بود؟
چیدارم دیگه توی این دنیا؟؟؟؟امید؟انگیزه؟شادی؟ هدف؟شور و شوق؟همدم و همراه؟خانواده؟دوست؟چی دارم؟؟؟؟خدا؟؟؟؟؟؟لعنت به من...دارم به وجود خدا هم شک میکنم....من زندگی میخوام..خودمومیخوام...شور و شادی میخوام....اخه تا کی؟؟؟؟
به خدا دیگه توان ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گریه و زاری امونم نمیده....