
نوشته اصلی توسط
azin
من 16 سالمه میدونم خیلی بچه ام ولی دوستش دارم خیلی هم دوستش دارم حالا تشخیص اینکه این عشقه یا چیز دیگه نمیدونم
من دوستش داشتم شاید به خاطر همین باهاش رابطه پیدا کردم شاید اشتباه کردم چون از اون روز تا حالا روز به روز عاشق تر میشم ولی اون منو نمیفهمه اصلا درکم نمیکنه شاید منم درکش نمیکنم همه بهم میگن چون همدیگه رو دوست دارین اینقدر با هم دعوا میکنید ولی من خسته شدم از زندگیم عقب افتادم از درسم اصلا تمرکز ندارم ولی هر وقت تصمیم میگیرم دیگه باهاش نباشم موقعی به خودم میام که موبایلم دستمه دارم بهش زنگ میزنم حالم از خودم بهم میخوره از خودم فاصله گرفتم
نفسم به نفسش بنده ولی ما اصلا با هم نمیسازیم سر کوچکترین چیز دعوامون میشه ولی 10 دقیقه بعد آشتی میدونم اونم خسته شده ولی به روم نمیاره اونم دوستم داره ولی ما اصلا تفاهم نداریم
مثلا اون تو 19 سالگی میخواد بیاد خواستگاری من بهش میگم محمود من هنوز اماده نیستم بابام قبول نمیکنه اون واسه خودش تفسیر میکنه میگه تو دوستم نداری
شاید به نظرتون مسئله کوچیکی باشه ولی من مخم داره سوت میکشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)