ممنون از راهنمایی هاتون
خیلی از چیزهایی که گفتین درسته و واقعیت دارن.
یه جورایی خیلی واسم سخته که فراموشش کنم
میشه گفت تقریباً گذشتش رو فراموش کردم و به نوعی نمیخوام در مورد گذشتش
فکر کنم، همیشه میخوام در فکرم اون بهترین باشه.
هر وقت حرفی پشت سرش میشونم خودم رو اینجوری توجیح میکنم که اونم مثل
باقی دختراست، بیشتر دخترا دوست پسر دارن، از کجا معلوم اگه با کس دیگه ای
ازدواج میکنم مثل این نباشه و ...
البته الان هم یه جورایی نسبت بهش بی اعتماد هستم، ولی مطمئنم با هیچ پسر دیگه ای
الان رابطه نداره،
میشه گفت الان همه چیزهاشو قبول کردم ، گذشتشو و حتی بی اعتماد هایی که نسبت بهش دارم
ولی نمیدونم بعد از ازدواج دوباره همین حس رو نسبت بهش دارم یا به کلی این حس رو از دست میدم
واقعاً نمیدونم باید چکار کنم، حتی فکر اینکه بخوام فراموشش کنم واسم آزار دهندست
چه برسه که بخوام عملیش کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)