عزیزم، کار عاقلانه ای کردی. اما این طبیعیه که خاطرات گذشته ات به یادت بیاد، اما عذاب وجدانی که شما داری باید یه جوری حل بشه، چون توی زندگی جدیدت و احساسی که به همسرت داری تأثیر گذار خواهد بود. ازت یه خواهشی دارم، یک روز که تنها بودی و کاملا فرصت داشتی و مطمئن بودی که کسی خلوتت رو به هم نمی زنه یک جای آروم بنشین، طوری که کاملا بتونی تمرکز داشته باشی، بعد به خودت فکر کنی، از همون بچگی تا به الان، هر کاری که کردی و باعث شده که از دست خودت ناراحت بشی، باعث شده دیگران رو ناراحت کنی و ... به یاد بیار، به هر کدوم که رسیدی سعی کن خودت رو ببخشی، تا خودت رو نبخشدی ازش رد نشو شاید چند ساعت وقتت رو بگیره اما اونقدر بهت آرامش میده که متوجه گذر زمان نمی شی، بعد از اینکه کاملا خودت رو بخشیدی سعی کن اطرافیانت رو یک یک به خاطر بیاری، و همونطور که خودت رو بخشیدی همه اونها رو ببخش... باور کن خیلی بهت کمک می کنه، آرامش می گیری و دیگه یاد آوری خاطرات گذشته باعث عذابت نمیشه و فقط به عنوان قسمتی از زندگیت و تجربه هات بهشون نگاه می کنی.
در مورد ابراز علاقه هم عجله نکن، اما سعی کن که بتونی راحت بشی، ابراز علاقه ربطی به غرور نداره عزیزم، اون چیزی که به غرور ضربه میزنه گدایی عشق هست. پس سعی کن خیلی متعادل و آرام این کار رو شروع کنی. توی همین تالار آقایونی هستن که از ابراز علاقه نکردن خانمهاشون شکایت دارن، میتونید مطالب اونها رو هم بخونید.
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)