كيميا سلام
من هر روز صبح كه به اداره مي‌روم خانمم را مي‌بوسم بارها به او مي‌گويم كه دوستش دارم اگر غذايي درست كند از او تشكر و قدرداني مي‌كنم و با خنده رويي از او تشكر مي‌كنم او را در آغوشم مي‌گيرم و واقعا دوستش دارم ولي خيلي بروز مي‌دهم دوست داشتن را
تمام زندگيم را وقفش كردم
تركها خوششان مي‌آيد كه از آنها تعريف كنيد يعني بگوييد كه با كارهايي او موافقيد و اين كار نقطه ضعف شما را نمي‌رساند بلكه او را برده شما مي‌كند مانند اينكه تعاريف مصنوعي نباشد بايد طوري رفتار نماييد كه عادي ولي پر هيجان دنبال كارهاي او هستيد بسيار اين كار ديوانه كننده است.
تركها به خانواده خود حساس هستند اگر او مي‌رود بگوييد من هم مي‌ايم من مي‌خواهم بروم خانه پدر و مادرت دلم برايشان تنگ شده او را برده خود مي‌كنيد
او را ببوسيد شانه‌هايش را بماليد و در آغوشش بخوابيد او از اين كار خوشش مي‌ايد نه افراطي
فارسها شايد به چيزي اهميت ندهند عشق عمقي دارند ولي تركها در رفتار و كردار اين كارها را نشانه ادب مي‌دانند و اگر شما بدون صحبت و سخن به كاري بپردازيد آنها تصور مي‌كنند شما دوست نداريد چون آنها رفتار و كردار را ملاك مي‌دانند
اگر حتي پر پرنده هم خريد شما آن را بزرگ جلوه دهيد او را بنده خود مي‌كنيد.
در زمان صحبت به چشمهايش نگاه كن اين كار او را عاشق خود مي‌كنيد.
روزهايي را با هم خلوت كنيد و او را ببوسيد.
من خانمم فقط به بچه‌هاي فاميلش احترام مي‌گذارد
تركها به چايي اهميت مي‌دهند اگر از سر كار مي‌ايد جلويش چاي بگذاري و به او خسته نباشيد بگوييد
تركها به شربت اهميت مي‌دهند با او همراه شويد دوست دارند با شما غذا بخورد با شما بخندند و با شما گريه كنند پس موقع گريه او نخنديد
يا موقع خنده او گريه نكنيد بر خلاف او نباشيد براي تظاهر هم شده با او همراه شويد
اينها در حد افراط خوب است
خانه پاكيزه باشد
ظرفها شسته باشد
چون مرد خانه احساس كند شما در غياب ايشان به وظايف خود عمل كرده‌ايد
من نمي‌دانم چرا خانم من اينكارها را نمي‌كند بسيار تنبل است حتي من هم براي او آب مي‌آورم جا مي‌اندازم بسيار تنبل است و لوس الان يكماه مريض است بسيار لجباز بود بسيار آزاد بود مي‌گويد نبايد از تو اجازه بگيرم و بيرون بروم زود از حرفها قهر مي كند اين حرف براي من بس يكبار از او چسب دوقلو خواستم ولي گفت من يه عالم جهازيه اوردم چسب نياوردم او بسيار خودخواه است براي ديگران آرايش و تميز ميكند و مي‌رود بيرون ولي براي من اين كار را نمي‌كند من تنها مادر او را لعن و نفرين مي‌كنم زيرا مادرش بايد او را راهنمايي كند.
من بسيار ميل جنسي دارم ولي او لاغر است و هربار تقاضاي مرا رد مي‌كند و با منت بالاخره راضي مي‌شود هميشه بيحال است غذا فقط ظهرها درست مي‌كند و شبها اگر عشقش كشيد شام درست مي‌كند بسيار ناز پرده است اگر پدر و مادرش را نمي‌ديدم احساس مي‌كردم او يك شاهزاده و ملكه اليزابت است من از يك خانواده متوسط زن گرفتم و پول طبقه مرفه را مي‌دهم
من بسيار كار مي‌كنم صبحها و شبها مي‌روم كامپيوتر درس مي‌دهم تا پول اجاره قبوض و خرجي و قسطها كه نيم ميليون مي‌باشد را در بياورم جمعه‌ها هم مي‌روم سر كار ولي چه فايده ...
شانس من هم اينطور بوده شايد فقط او را نفرين كنم و چيز ديگري از خدا نمي‌خواهم و فقط مي‌خواهم يك بچه به ما بدهد
او چكار مي كند.
1- درس مي‌خواند پول دانشگاهش را من مي‌دهم
2- چيزهايي مي‌خواهد كه من بايد بخرم
3- مريض مي‌شود پول مداوا را من مي‌دهم
4- بسيار دوست دارد و تلفن منزل و تلفن موبايل بايد من قبضش را بدهم
5- بايد به خانه اقوامش برود يا پول تردد را بدهم يا اگر كار ندارم راننده ايشان شوم
6- غرههاي ايشان را تحمل كنم ريشتو بزن فلان كن بهمان كن
7- بيشتر مواقع كه خانه نيست چون دوستش دارم بايد درد دوريش را تحمل كنم
8- موقع صبح كه از خانه بيرون مي‌رم گرسنه مي‌رم و در محل كارم غذا مي‌خورم ايشان خواب است
9- گفته است كه بي احساس است و نمي‌تواند بگويد دوستت دارم و ..
10 - پر شور نيست و هيجاني نيست من ماشين خريدم او هيچ اظهار بي‌توجهي كرد.
11- از مادرم هم بدش مي‌ايد
12- چاي و غذا را هم كه برخي وقتها بايد آماده كنم
13- آرايشش هم براي ديگران است
14 - خوش خلقش مال ديگران است و اخم و تخمش براي من
15- روز خوش نديدم
و به اميد روزي نشسته‌ام كه او عاشق من شود تا دنيا را برايش خوب كنم زندگي خوب به وسايل و ماديات نيست به دلخوش است.