سلام
این همه بحث و جدل باید به یه نتیجه ای برسه وگرنه بی فایدست.در مورد دخترایی که این مشکل رو دارن میشه با صراحت گفت همه ی تقصیر از خودشونه نه نصفش!چون وقتی میگیم نصف تقصیر با یکیه یعنی اگه اون نمیخواست این کارو بکنه باز هم 50% احتمال انجام کار میبود در حالی که ما میدونیم اگه یه دختری نخواد این کارو کنه این احتمال صفره.مگه در شرایطی که به اجبار باشه که اون دیگه جزء بحث ما نیست.پس من روی بحث رو کاملاً بر میگردونم به دخترها.همه میدونیم بکارت ارزشه!چه برای مرد و چه برای زن.یعنی آدم تا قبل از ازدواج زنا نکرده که خوب این کاملاً یه ارزشه.که البته برای پسرها نمود ظاهری نداره.این باعث میشه پسرها راحت توبه کنن و خلاص...یه لحظه به جمله ام فکر کنید.اگه در دخترها هم نمود ظاهری نداشت طرف هر قدر هم عذاب وجدان می داشت توبه میکرد و خلاص میشد.اما این قضیه چون در دخترها نمود داره باعث ترسشون میشه.ببینین هیچ دلیلی نداره یه دختر اینقدر خودشو عذاب بده واسه این آسیب اگه فقط بخواد به خدای خودش جواب پس بده.مشکل این خانوم ها اینه که فکر میکنن باید به 70 میلیون آدم جواب پس بدن.نه!آدم فقط جلوی خدا مسئوله.اگه به این قضیه ایمان داشته باشن این عذاب هم تموم میشه.حالا میمونه قضیه ی ازدواج بعد از این.من با اطمینان میگم اگه کسی شما رو واسه خودتون بخواد و آدم روشنفکری باشه و بدونه شما از کارتون پشیمونید از این قضیه میگذره.مگه این که در یکی از خصوصیاتی که گفتم کم داشته باشه که همون بهتر باهاش ازدواج نکنین.نه زن شدن افتخاره نه کسی که زنا میکنه باید ازش تشکر کرد.به نظر من آدم در این موارد باید نادم باشه و درس بگیره سارا خانوم آدم تو این موارد نمیگه افتخارمیکنم که یه کار خطایی کردم و درس گرفتم بلکه میگه کار اشتباهی کردم ولی درس گرفتم.ساده ترین کار تو این دنیا بی بندوباریه هیچ سختی هم نداره و افتخاری هم نداره همین الان که ساعت 12 شبه و من دارم این پستو مینویسم اگه برم تو خیابون 10 تا خانوم پیدا میشن که من باهاشون به قول شما تجربه کسب کنم این که هنر نیست.من صدها گناه بدتر از این خودم کردم اما هیچوقت طلبکارانه نمیگم افتخار میکنم چون واسم تجربه شد.اعتراف به اشتباه افتخار داره نه انکارش.اون چیزی که پانته آ باید بهش افتخار کنه اینه که به اشتباهش اعتراف کرده و اگه اشتباهشو تکرار نکنه معنیش اینه که بخشیده شده و هیچ گناهی پاش نیست.پانته آی عزیز حالا چیز خاصی اتفاق نیفتاده که قابل جبران نباشه و همیشه درهای رحمت به روی آدم بازه.ضمناً پانته آی عزیز من از شما خواهش کردم حتماً پیش روانپزشک برید شما بدون شک افسردگی دارید وگرنه این همه به خودتون سخت نمیگرفتید.باز هم خواهش میکنم این کار رو انجام بدین.و خواهش دیگه ای هم که دارم اینه که عمادو فراموش کنین.فکر اون بنده خدایی که زنشه رو بکنین!اون که گناهی نکرده.اگه عماد شمارو میخواست بدون شک خونواده ها رو به هر زحمتی شده راضی میکرد.فراموش کردنش هم راه داره.اما اول باید تصمیم جدی به این کار بگیرید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)