بنده فقط برداشت خودم رو مینویسم اینجا از صحبت های خانم سارا..
بنده احساس کردم ایشون میگن که زن بودن در جای خود با ارزشه... تا اینجا قبول..
ولی نه اینکه به خاطر این ارزش، هر دختری، به هر وسیله ای زن شه... بلکه زن ارزش والایی داره و حالا شما که فکر میکنی با این رابطه جنسی و برداشتن پردت، زن هستی از درون، درسته به اشتباه و با اشتباهی از جانب خودت به این نقطه رسیدی، ولی تجربیاتی که در زن بودن هست، رو قدر بدون... هر ارزشی به خاطر یک سری مزیت ها و برتری ها ارزش خطاب میشه... من احساس کردم ایشون میگن خانم پانته آ ، شما طبق افکارتون، از درون زن شدید و از بیرون فکر میکنن دخترید، درسته با این روش، شما به به حد بالای اون ارزش نرسیدید، ولی اونچه هستید، درش کلی تجربه هست، قدر بدونید...

نکته ای هم ذکر کنم، جامعه و زندگی انسانی پر است از تعاریف و اسم و نام هایی که خودمون بر روی مسائل گذاشتیم... کسی که خیلی تجربه داره رو موسفید خطاب میکنیم، حال اینکه میدونیم کسی که بر اثر حادثه و ... موش سفیده، مو سفید مثال ما نیست... زن رو تعریف کردیم برای دختری که وارد یک پروسه زندگی مشترک میشه و طی این پروسه پیچیده، دختر رشد میکنه، بزرگتر میشه و...... حال آنکه نقطه تلاقی میان مجرد بودن و متاهل بودن و به اصطلاح زن شدن هست، برداشتن پرده بکارت رو شروع زن شدن خووندیم.. اینها همه تعاریف ما انسانها هستن... دختری که طی حادثه ای، بر اثر اشتباهی، غفلتی، پرده اش رو از دست میشه، بخدا فردیه که موش بر اثر حادثه، اتفاقی سفید شده... اون موسفید مثال ما، زن نیست... اون باید از تجربه این اتفاق(به گفته خانم سارا) درس بگیره و خودشو کاملتر، برای یک پروسه پیچیده تر حاضر کنه... تا بنا به تعریف واقعی کلمه، زن باشه...
تشکر