
نوشته اصلی توسط
poune
نازنین عزیز
آینده نگری خیلی خوبه اما تو انقدر تو آینده وبرنامه ریزی برای آینده و تلاش برای آینده غرق شدی که داری حال رو از میدی
از طرف دیگه اینقدردر گذشته سیر می کنی که فکرش آزار میده و باز هم باعث میشه که حال رو از دست بدی
دوست عزیز میفهمم که در گذشته از نظر فکری و روحی تنها بودی و تو تصمیم گیری هات انقدر تنهایی فکر کردی که الان فکرت و روحت خسته س اما عزیزم تو لحظه لحظه ی زندگیتو خودت به تنهایی ساختی و باید به مسئله افتخار کنی نه به عنوان یه نقطه ضعف بهش نگاه کنی
نازنین جان قبلا این مثال رو بهت گفتم اما چون حس کردم زیاد روش فکر نکردی یه بار دیگه هم میگم برگشت به گذشته مثل این میمونه که وقتی داریم از خیابون رد میشیم وسط خیابون وایسیم و برگردیم ببینیم چقدر از خیابونو رد کردیم یا اینکه چطوری عرض خیابون رو طی کردیم تو این لحظه میدونی چه انفاقی میفته یه ماشین از روی ما رد میشه ....زندگی هم همینطوری اگه ما همش بخوایم به گذشته برگردیم ماشین زمان از روی ما رد میشه ....
دوست عزیز الان خیلی خسته هستی پس خواهش می کنم هیچ تصمیمی در مورد زندگیت نگیر و به هیچ چیز هم فکر نکن ....بعد که فکرت آروم شد با یه مشاور مشورت کن بعد تصمیم بگیر
در مورد مشاور هم آنی عزیز پیشنهاد های خوبی داشت بهشون فکر کن
علاقه مندی ها (Bookmarks)