سلام عزیز
دقیقا مسئله شما برای من هم پیش آمد و من هم مثل شما خانواده ام از موضوع خبر داشتند و این جای بسی خوشحالی برای من است که خانواده ام را در جریان گذاشته بودم شاید به خاطر همین بود که توانستم راحتر با این موضوع کنار بیام چون من و شما گناهی مرتکب نشدیم اوایل برایم خیلی سخت بود چون من دختری هستم که به کسی رو نمی دهم اما زمانی که مسئله خواستگاری پیش می یاد دیگه نمی شه که نسبت به اون بی توجه بود چون بحث یک عمر زندگی است کسی که بخواد به خاطر استخاره چشم از روی همه چیز ببنده اصلا لیاقت زندگی با شما را نداره در ضمن ایشان می توانست از همان اول استخاره بگیره لزومی نداشت بعد از یکماه استخاره کنه اول خودشونو خوب جلوه می دهند و بعد با دلایل این گونه رابطه را قطع می کنند به نظر من اون آقا لیاقت احساس شما رو نداره شاید شما و یا هر کس دیگر که این مطلب رو می خونه بگه داره خیلی تند برخورد می کنه اما چرا یک نفر باید به خودش این اجازه رو بده که با احساس یک نفر اون هم یک دختر این جوری بازی کنه. عزیزم اصلا فکرش رو نکن به خدا توکل کن آیه صبر رو بخوان و دو رکعت نماز صبر بخوان و غسل صبر رو بگیر بدون که خدا با شماست من به مرز جنون رسیده بودم اما فقط خدا و فقط خدا با من یار بود من تونستم با مواردی که برات گفتم در مدت کوتاهی همه چیز را فراموش کنم و این را یک تجربه خیلی خیلی بزرگ و خوب برای خودم می دونم که آدمها بر خلاف ظاهرشان اصلا آن چیزی نیستند که ما فکر می کنیم اول همیشه باید با عقل پیش رفت نه با احساس من دعا می کنم که هر چه زودتر شما بتونی با این موضوع کنار بیائید. کاملا درکتون می کنم. اصلا بهش فکر نکنید و بدانید که خواست خدا بوده و شما باید خدا را خیلی شاکر باشید که به جاهایی نرسید که دیگه نشه کاری کرد. خدانگهدار به امید روزی که شما جواب مرا با خوشحالی تمام بدهید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)