دوست عزيز

بال تكين گرامي از لطفي كه داريد و مطالب را مي خوانيد و سعي مي كنيد راهنمايي كنيد ممنونم ، حتما همينكار را خواهم كرد و الان ناراحتي من بيشتر اينه كه خودم را سرزنش مي كنم بخاطر اشتباهم و اين خيلي روحيه ام را خراب كرده خيلي سعي مي كنم كه دلم را پاك نگه دارم ولي حتي فكر كردن به اتفاقاتي كه افتاده باعث ناراحتي بيش از اندازه ام مي شه واقعا نمي دونم بايد چكار كنم در اين شرايط و با اين توضيحاتي كه داده بودم به نظر صحيح هستش كه با خانواده طرف تماس بگيرم راستش را بخواهيد الان با حالي كه دارم شهامت انجام هيچ كاري را ندارم پيش از اين كلاسهاي زبان و ورزش مي رفتم و روحيه خوبي داشتم اعتماد به نفس ولي الان خيلي احساس شكستگي مي كنم حوصله هيچ كار و شهامت براي مبارزه را ندارم دارم سعي مي كنم خودم را ببخشم

ما هميشه حس مي كنيم خدا ما رو فراموش كرده ولي اين ما هستيم كه خدا را فراموش مي كنيم او هميشه و در هر زمان پشتيبان و ياور ما است اگر مي تونستم از تمام كساني كه به نوعي راهنمايي ام كرده اند تك تك تشكر مي كردم

ممنونم اول از خدا و دوم از دوستان گرامي