میشکای عزیز، ازتون خیلی ممنونم- من هم دقیقاً با شما موافقم ، به لطف خدا و با دلگرمی های شما عزیزان کم کم دارم با این موضوع کنار می یام- هرچند برای من ضربه خیلی خیلی سنگینی بود، اما به قول شما باید به چشم یه تجربه بهش نگاه کرد و ازش درس گرفت- ولی واقعاً جای تأسف داره که تو زمونه ای زندگی می کنیم که آدما اینقدر بد شدن- دیگه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد- همین موردی که پیش اومد مثلاً از اقواممون بودن و ما از دو چشممون بیشتر بهشون اعتماد داشتیم و اینجوری تا کردن- حالا افراد غریبه که جای خود دارن -نمی دونم، شایدم این چیزا ربطی به فامیل یا غریبه بودن نداره- به هرحال امیدوارم که خدا خودش به همه کمک کنه تا بتونن دوست رو از دشمن بشناسن







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)