سلام
عرفان عزیز، هرچند باز هم به پرسشهای طرح شده توسط این حقیر پاسخی داده نشده ( که بسیار مهم بود) ولیکن ذکر چند نکته خالی از لطف نیست.
اگر نمره آقای مطهری در اسلام شناسی عالی باشد بگمانم نمره ایشان در غرب شناسی نمره قبولی نیست. عرفان عزیز بنده به واسطه شغل و تخصصم چندین ماموریت شغلی و سفر شخصی به خارج از کشور داشته ام و چند ماهی در بلاد کفر زیسته ام چه آنزمان که مجرد بوده ام و چه در دوران متاهلی. بسیار مشتاقم که بگویم آنچه دیدم بسیار بسیار با تبلیغات رسمی حکومتی و تصورات شما فاصله دارد. و اساسا نگاه و دیدگاه من در خصوص حجاب اسلامی ( نه پوشش ) و فلسفه آن با آن تجربه شخصی متزلزل گردید است. صادقانه اعتراف می کنم اولین بار که وارد استخر هتل شده بودم ( جوان مجرد ایرانی) برای چند دقیقه آنچنان بهتزده بودم که بگمانم اعمالم غیر عادی می نمود ولی این حیرت بیش از چند دقیقه نپایید و همه چیز آنچنان عادی گشت که دیگر آن بانوان پوشیده در لباس شنا دیده نمی شدند بگونه ای که در روزهای بعد علیرغم هوای سرد بیرون، گشت و گذار و دیدن زیبایی های معماری شهر و مردم در پالتو و مراکز خرید بر ماندن در هوای گرم و مرطوب استخر رجحان داشت. غیر از این نیز نمی تواند باشد چرا که در این صورت هیچکس به هیچ کاری نمی رسید و همه مردان و زنان غربی می بایست در فکری جز این نباشند. و این با کیفیت تحصیل، تحقیق، تکنولوژی و کار منطقا سازگار نیست.
بر خلاف تصور آقای مطهری و شما که از ایشان نقل قول می نمایید، آنچنان که من دیده ام زنان غربی به مراتب آرایش کمتری نسبت به زنان مشرق زمین دارند. نه آنچنان که آقای مطهری در مثالی می نویسند
"زنم در موقع خواب به يك دلقك درست و حسابی مبدل میگردد . موقع خواب برای اينكه موهايش خراب نشود يك كلاه توری بزرگ به سرش میبندد" و یا " خانم روی تخت میخوابد و كلفت كيسهها را به دست و پای او میكند و بيخ آن را با نخ میبندد . چون ناخنهای دست و پايش مانيكور شده و دراز است ، برای اينكه به لحاف نگيرد و چند شش نشود و احيانا نشكند دست و پای خود را در كيسه میكند و به همين ترتيب میخوابد " .
چرا وقتی میخواهیم مثالی بزنیم آن مثال حداقلی یا حداکثری است؟ بگمانم آقای مطهری یک هنرپیشه یا خواننده درجه دو کاباره ای را مثال زده اند. اگر همچون من شاهد بانوی جوان و مهندس آلمانی با کلاه ایمنی و بدون آرایش که هدایت دستگاه full face حفاری را عهده دار بود شاید تجدید نظر می نمود. و یا آنگاه که مرقوم فرموده اید
"در اوضاع و احوال تجدد مابی بی منطق حاضر جز در دهات و در ميان افراد سخت متدين كه اصول اسلامی را رعايت میكنند زنی پيدا نمیكنيد كه نيروی او واقعا صرف فعاليتهای مفيد اجتماعی يا فرهنگی يا اقتصادی بشود"
لطفا خود در این نوشتار خود توجه و تفکر نمایید نتیجه گیری با شما.
بگذریم. دوستی بشوخی می گفت که فقط در ایران بدحجاب داریم در بقیه دنیا یا آزادانه بی حجابند یا آزادانه محجب.
عرفان عزیز
بحث فلسفی نیاز به خویشتنداری و احترام به عقاید مختلف دارد. هر چند تمام رزمندگان جنگ شایسته بهترین احترامها می باشند ولی الزاما همه با تفکر شما وارد جنگ نشده اند. پس لطفا خون آنها را به نفع خود غصب نکنید. اگر تاب شنیدن صدایی غیر از همفکران خود را ندارید آنگونه که نوشته اید "زماني كه خون شهدا و نفس و عطر بوي شهدا تو اين مملكت به مشام مي رسد ما اجازه نمي ديم به كساني كه فقط حرف و انديشه غرب گرايان رو نشخوار مي كنند بخوان خدشه اي به اين مللكت به حيثت شرف و غرور و ناموسش وارد كنند " پس وارد گروه های عملگرا شوید (معروف به گروه فشار) نه تالارهای گفتگو. بیاد داشته باشید که همه مملکت مال شما نیست که اینگونه اجازه دهید یا ندهید. به شما پیشنهاد می کنم بیشتر مطالعه کنید و کمتر بنویسید. مگر در مملکت اسلامی به بانوان مسیحی اجازه داده میشود که بدون روسری در خیابان ظاهر شوند که چنین انتظاری از غرب دارید کما اینکه شما چون در این زمینه مطالعات کمی داشته اید اینگونه بی مهابا و با خشونت می نویسید. بدانید که 40 سال بعد از انقلاب بزرگ فرانسه از انجاییکه کلیسا هنوز در قدرت ریشه داشت، سعی داشت تا دوباره وارد قدرت شود در آنزمان قانون ممنوعیت تظاهر به مذهب (هر مذهبی)در اماکن دولتی به تصویب رسید. شما اگر مسیحی هم باشید نمی توانید در مدرسه دولتی گردنبند صلیب داشته باشید یا در اداره پست دولتی عرقچین یهودیها را بر سر بگذارید. ولی شما بکرات در خیابانهای پاریس خانمهای محجب را می بینید بدون اینکه کسی مانع آنها شود. عرفان ناشکیبا، بیشتر کتاب بخوانید و نیز از تفکرهای مختلف بخوانید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)