سلام مهات عزیز!
خوبی؟
کاش از اون دفعه ای که میدیدم داری برای زندگیت تلاش میکنی تا حالا خبرای خوبتری اینجا شنیده بودم.
میبینم که هنوز داری همون راههای قبلی را در پیش میگیری و همونقدر مدعی (ببخشید بازم رک میگم)ولی من یه توصیه ای بهت میکنم.اگه از مشاوری که داری کمک میگیری چیزی به زندگیت کمکی نمی کنه عوضش کن .بایه مشاور مرد یا زن هر کدوم که راحتتری ولی من میگم با یه مرد صحبت کنی خیلی بهتره چون اونطوری بهتر پی به احساس شوهرت میبری و برای بهبود روشهائی که برای روابطت باهاش داری کمک بیشتری بهت میکنه!واما از حرفهائی که تو آخرین تاپیکت زده بودی!
عزیزم شما بسیار خشمگین /عصبانی و حساس شدی و به خاطر این ارتباط ناخوشایندی که با شوهرت پیش آوردی اصلا تحمل رفتار بقیه رو هم نداری و باید باور کنی که آدم بخیل و حسود و مداخله جو و اعصاب خورد کن هم تا دلت بخواهد تو این دنیا زیاده که بخواهد از مشکلاتی که شما با شوهرت داری سوئ استفاده بکنه!
پس بهتره آروم بگیری و به این واقعیت ایمان بیاری که تا دل شوهرتو به راه نیاری و به واقعیت احساس و گفته هات ایمان نیاورده حرف هر کسی را برعلیهت قبول میکنه برای اینکه مثلا جلوی حرفهائی که بهش زدی و منتهائی که به سرش میگذاری کم نیاورده باشه!(البته این از طرز فکر اشباهیه که محصول 6 ماه زندگی مشترک و 3 ماه اختلافی که دارین).اینم حرفهائی که تو تاپیکت گفته بودی:
"اگه راهش اشتباه بوده، بخاطر اینه که من می خوام بخاطر حفظ زندگیم فیلم بازی کنم، چون در واقع اصلا بهش احتیاج ندارم."
این اشتباه محضه چون اگر برای دوام و بقای یک زندگی ساخته شده به شریک زندگیمون احتیاج نداریم پس به کی احتیاج داریم!؟!
"اما مشکل من با همسرم اینه که:
- حالا به هر دلیلی من با کسی مشکل پیدا کردم، چرا وقتی نمی تونه ازم حمایت کنه، بلند داد می زنه و حمایتش رو از طرف دیگر قضیه اعلام می کنه طوری که اون بشنوه؟! به چنین شخصی چطور میشه اعتماد کرد؟!"
برای اینکه تویه بازی یا یه دعوا تنها نمونیم باید شریک بازیمون رو طرفمون و کنارمون نگه داریم/ نه با دعوا و زور بلکه از روی دوستی.اونطوری به موقع به دادمون میرسه و مدافعمون از آب در میاد!
"- چرا من رو منتظر تو خونه می گذاره و شام رو جای دیگه می مونه؟! (اولین پست این تاپیک راجع به این بود که منزل دوستش مانده بود و حالا مادرش)"
حالا به این گفته ایمان میاریم که راست گفتن :صبحانه رو تنها بخور /که تا می تونی بخوری!/ناهار رو با دوستانت بخور:که شما فکر نمی کنم وقت این کارو پیدا کنید پس توصیه میکنم به ناهار روزای جمعه بیشتر اهمیت بدین!
وشامو با دشمنت بخور=نتیجه اخلاقی قضیه /دشمنی که باهاش شام میخوره شما نیستین(شوخی کردم)شما هنوز با هم دوستین!
"- الان 6 ماهه زندگی مستقل زو شروع کردیم، بیشتر از 3 ماهش باهم قهر بودیم.
- چرا به خودش حق می ده که رو من دست بلند کنه و توهین کنه؟!
- همسرم خودشو سرپرست خانوادش می دونه و در برابر تامین اونها بیشتر احساس مسئولیت می کنه."
اینها همه نشاندهنده اینکه اون حمایت و پایگاهی رو که همسرتون از زندگی مشترک باید پیدا میکرده در خونه و پیش شما نیافته و اینیکی رو خیلی جدی میگم خطرناکه/چون به جای اینکه به فکر زندگی مشترکش باشه انگار زورکی بار یه تعهد رو به دوش میکشه و بدون اینکه پای کس دیگه ای در میان باشه از شما بیزار شده.پس باید روی روشهاتون تجدید نظر کنید.تاکید میکنم حل مسئله /نیازی نیست صورت مسئله رو حذف کنید.

"- تا الان حتی یک مسافرت هم منو نبرده و اگه من هزینه مسافرت رو بخوام بده یه جوری دعوا درست می کنه!"
این بازم راه اشتباهیه که شما در پیش گرفتین .مسئولیت تهیه همه چیز و امکانات رفاهی بخصوص بعد از ازدواج با مرده و حتی پیشنهاد دادن راهی برای کم کردن فشار مالی از ایشون به طور خود خواسته از طرف شما به نوعی توهین به ایشون محسوب میشه/میشه فریاد اینکه :شما به من هیچ احتیاجی ندارید.اگه ز طرف خودشون و به طرز درستی مطرح شد میشه باکمال میل بپذیرین!
"- به پدر و مادرم که یک دنیا بهش احترام می گذارن، به بهانه اینکه من پرونده روانی دارم، احترام نمی گذاره."
احترام باید متقابل و دوطرفه باشه و اگه پدر و مادر شما به کسی که یه همچین رابطه ای با شما داره احترام زیاد از حد قائل بشن برای ایشون به نوعی اعتراف به ضعف محسوب میشه و باید خود شما جلوشو بگیرید. مسائل زندگی شما به کس دیگه ای مربوط نمیشه !
بازم توصیه میکنم صبر کنید و روی رفتاری که خودتون دارین تجدید نظر کنید و اگه با پدر ومادر یه بچه ای مشکل دارین به روی بچه 1 ساله شون نیارین .اینطوری مشخص میشه شما با همه مشکل ندارین.روی رفتاراتون و تعادل رفتاری و آرامشی که دارین بیشتر کار کنید. صعه صدر خودتون را بالا ببرید .حتما موفق میشین!