سلام
ببخشید که پاسخ شما رو دیر میدم. چون متاسفانه فرصتی بدست نمیومد.
در مورد تکرار شدن این بحث باید بگم که من قبلا با طرح کردنش ندیدم که کسی نظر و یا ایراد جدی ای وارد کنه. گفتم شاید الان با توجه به صحبتهای دقیق و زیبای جناب صدرا، دوستان نظر دقیقتر و بهتری در رد یا تاییدش داشته باشن که متاسفانه باز هم مسائل قدیمی تکرار شد و البته فکر نکنم که زیاد هم بی ربط به موضوع تایپیک بوده باشه وگرنه من این مطلب رو نقل نمیکردم. اما شما کیوان عزیز احادیث و ایاتی رو آوردید که متاسفانه نمیشه از روشون به سادگی گذشت. اگه بحث اجتماعی و قانونی میکردید، شاید من با توجه به تجربه ی اینجور بحث ها سکوت میکردم. اما وقتی با تمسک به روایاتی و یا با دیدگاه یک جانبه ای نسبت به قرآن حلالی حرام جلوه داده بشه و یا وجودش بالکل انکار بشه، اینجا وظیفه ایجاب میکنه که سکوت شکسته بشه.

در پاسخ به صحبتهای جناب کیوان عزیز باید بگویم که :
خداوند متعال براي كساني كه توانايي عقد نكاح دائم را ندارند دو راه معرفي مي نمايد و آنان را به استعفاف و صبر دعوت و راهنمايي مي نمايد اگر نكاح موقت و يك ساعتي براي دفع شهوات جايز بود حتما آن را معرفي مي نمود كه هزينه چنداني نيز براي مستمندان نداشت خداوند متعال مي فرمايد: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾.

ترجمه: و بايد پاكدامني را اختيار كنند كساني كه توانايي نكاح ندارند تا خداوند آنان را از فضل خويش غني سازد. و در جاي ديگر مي فرمايد: ﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ﴾ إلى قوله: ﴿ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ﴾.

ترجمه: و هر كه نتواند از شما جهت توانگري نكاح كند زنان آزاد مسلمانان را پس بايد كه نكاح كند از كنيزان خود . . . و اين براي كسي است كه از گناه بترسد و آنكه صبر كنيد بهتر است براي شما.
ایات قرآن را باید با هم و در کنار هم معنا و تفسیر کرد؛ چرا که بعضی از آیات بعضی دیگر را تفسیر می کنند. در این آیه پیشنهاد عفت و پاک دامنی به کسانی است که امکان هیچ گونه ازدواجی (اعم از دائم یا موقت)نداشته باشند و این دلیل بر عدم جواز ازدواج موقت نیست؛ زیرا آیه24 نساء درباره جواز متعه است که می فرماید:"...و اگر زنی را متعه کردید اجرتشان را بپردازید و بعد از معیّن شدن این مقدار اگر به کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهی بر شما نیست که خدا دانایی فرزانه است." حتی کسانی که امروز با متعه کردن مخالف اند هرگز نمی گویند چنین قانونی در اسلام نبوده است، بلکه می گویند ازدواج موقت در اسلام در زمان پیامبر اکرم (ص) و در زمان خلیفه اول رایج بوده اما خلیفه دوّم از آن نهی کرده است. همچنین روایات فراوانی در کتب حدیثی شیعه و اهل سنت در اصل جواز آن وجود دارد.
اما ازدواج موقت از دیدگاه قران:
بحث روی آن قسمت از آیه 24 سوره نساء است که خداوند فرموده :
« فما إستعتم به منهن فاتوهن اُجورهُن......»
دلایل زیر نشان دهنده مقصود " إستمتعتم" به عنوان ازدواج موقت است:

1- اولا حکمی که در آیه بر استمتاع مترتب شده یعنی « آتوهن اُجورهن» تنها در صورتی درست است که مقصود از استمتاع، ازدواج موقت باشد. زیرا در ازدواج موقت " مهر " با نفس عقد واجب میشود. اما اگر مراد از استمتاع عقد متعه نباشد، از دو حالت خارج نیست:
الف) یا التذاذ و بهره گیری جنسی در عقد دایم است
ب) یا منظور خود عقد دائم است.

که اتفاقا در هر دو صورت با حکم آیه که خداوند فرموده « آتوهن اُجورهن» ناسازگار است. اما دلایل:
اگر طبق فرض الف منظور از " إستمتعتم" بهره گیری جنسی باشد، معنای ایه این میشود:
" هرگاه از زنان بهره گرفتید، مهرشان را بپردازید..!!! " که این کاملا غلط است . زیرا براحتی میتوان این برداشت را کرد که در صورت عدم بهره گیری (جنسی) مهر واجب نیست..!!!! در حالی که همه فقها اتفاق دارن که التذاذ عملی شرط وجوب مهر نیست. بلکه همین که صیغه عقد جاری شد، تمام مهر یا نصف آن واجب میشود.

حال اگر طبق فرض ب مقصود را عقد دائم بگیریم، معنای ایه این میشود:
" در صورت عقد، مهریه را به زن بپردازید"...!!! در حالی که از نظر فقهی، پرداخت مهریه با نفس عقد و قبل از دخول واجب نیست. بلکه نصف مهر واجب است.

بنابراین هیچ یک از دو حالت مفروض نمیتواند با حکم مترتب بر آیه، سازگار باشد و این نشان میدهد که طبق حداقل شواهد و قرائن موجود، منظور از " إستمتعتم" همان ازدواج موقت میباشد. چون در این صورت است که حکم با موضوع منطبق و هماهنگ میشود. چون در متعه با جاری شدن صیغه همه مهر واجب میشود.
این سخن را مرحوم طبرسی در مجمع البیان ج 2 ص 32 آورده است.
همین معنا را هم علامه طباطبایی در المیزان ج 4 ص 273 و فازل مقداد در کنز العرفان ص 507 و در تفسیر نمونه ج 3 ص 336 آمده است

2- اگر آیه نه در صدد بیان حکم متعه، بلکه بیانگر حکم پرداخت مهر در نکاح دائم باشد، لازمه اش تکرار بی مورد خواهد بود. چون که در آیات پیش از این، پرداخت آن در تمام حالات و فرض ها بیان شده است. دیگر ضرورتی ندارد که این آیه دوباره به پرداخت مهر دستور دهد.
البته ممکن است کسانی هم این مطلب را قبول نکنند و بگویند که این آیه تاکیدی بر آیات پیشین است نه تکرار محض. در جواب باید گفت که همیشه تعبیر از ضعف به شدت تغییر میکند. یعنی موکّد، قویتر و صریح تر از قبل بیان میشود در حالی که آیه فوق نه تنها بیان تعبیر پرداخت مهر ، قوی تر و صریح تر از تعبیرهای آیات پیشین نیست، بلکه در برخی موارد ضعیفتر از آنهاست. این معنا را باز هم علامه طباطبایی بیان نموده اند.

3- متاسفانه یکی از دلایل برادران عزیزاهل سنت بر عدم مشروعیت متعه، نسخ است و معتقدند که ایه فوق با آیات دیگر و یا با سنت نسخ شده است که در برخی موارد هم بعضی از افراد و دوستان آن را دستاویز خوبی برای رد متعه میدانند.در این مورد بحث فراوان است. اما جدای از بررسی علمی و دقیق این بحث، اجمالا باید گفت که اگر چنانچه آیه بر نکاح دایم دلالت میکرد، نسخ معنا نداشت. زیرا اصل نکاح دایم و نیز پرداخت مهر در آن، حکمی دائمی و همیشگی است و هیچ کس ادعای نسخ آن را نکرده است. به تعبیر دیگر، دو ادعای دلالت آیه بر نکاح دائم و نسخ آیه با هم متعارض و ناسازگار است و نمیتواند هر دو درست باشد. چرا که لازمه اش نسخ نکاح دائم و پرداخت مهر در آن خواهد بود که مخالف آیات دیگر و فقه اسلامی است.

4- علاوه بر آنچه که بیان شد و دیگر دلایل ناگفته، فهم اهل بیت به عنوان یکی از دو منبع گران بهای دین و مفسران واقعی، بهترین گواه بر مقصود آیه است.
روایات بسیاری هست که در آن آیه کریمه را به نکاح متعه تفسیر کرده اند:

- عبد اارحمان بن ابی عبدالله گفت: شنیدم که ابوحنیفه از امام صادق (ع) درباره متعه میپرسید. امام فرمود که از کدام متعه میپرسی؟ گفت مقصودم متعه حج بود. اما از متعه زنان نیز به من خبر دهید که حق است یا خیر؟ فرمود: سبحان الله ! ایا کتاب خدا را نخوانده ای: " فما إستعتم به منهن فاتوهن اُجورهُن فریضه".؟؟؟؟ پس ابوحنیفه گفت: به خدا قسم گویا که این آیه را هنوز نخوانده بودم.

- درباره متعه از امام باقر (ع) پرسیدم. فرمود که در قران آمده است. {سپس امام این آیه را تلاوت فرمود:} " فما إستمتعتم به منهن فاتوهن اُجورهُن فریضه"


- زاره گفت: لیثی به امام باقر(ع) عرض کرد: درباره متعه زنها چه میفرمایید؟ امام فرمودند: خدا متعه را در کتابش و طبق سنت نبی اش حلال کرده است. پس متعه تا روز قیامت حلال است.

5- دلیل دیگر بر متعه بودن در این آیه آن سخن از علامه طبابایی است که می فرماید: { البته با تلخیص مطلب رو مینویسم}
" این آیه در مدینه و در نیمه اول دوران هجرت میباشد. این نکاح در ان زمان در بین مسلمانان معمول بوده و در آن هیچ شکی نیست – اخبار بر مسلم بودن آن اتفاق دارد – حال چه اسلام آن را تشریع کرده باشد و چه نباشد، بلکه قبل از اسلام رایج بوده است.!!! . پس اصل چنین نکاحی در زمان پیامبر(ص) جای تردید نیست و نیز بی شک نام این نوع ازدواج " متعه " بوده است. پس چاره ای نیست که جمله" فما إستمتعتم به منهن" را بر همین نوع ازدواج حمل کرد. چون که سایر رسوم و سنت های عهد نزول قرآن، به اسم هی خودش معروف و شناخته میشده، آیات قران هم بر آم معنای معهود حمل میشده است. کلماتی مثل " حج" و "بیع " و " ربا" و ....... میان اهل زمان یک معنای لغوی دارند و یک معنای معروف. مثلا کلمه "حج" در اصل لغت، به معنای " قصد کردن " بوده است. ولی معنای معروفش میان مردم عرب، زیارت خانه کعبه بوده و ممکن نیست کسی ادعا کند که در قران کریم کلمه حج به معنای قصد است و همچنین سایر عناوین قرآنی و ........"

گذشته از این گفتار علامه، ابن ادریس مینویسد: ( السرائر ج2 ص 619) و فاضل مقداد در کنز العرفان فی فقه القران ص 507 و شیخ مفید، مناظره.)
" بین محققان علم اصول، هیچگونه اختلافی نیست در این که اگر لفظی از قران دو احتمال داشته باشد، یکی معنای لغوی و دیگری معنای شرعی، لازم است که لفظ بر معنای شرعی حمل شود و بر این اساس است که لفظ " صلات "زکات" " صیام" و حج را بر معنای شرعی حمل کرده اند نه لغوی."

عالم بزرگ شيعي همچون طوسي در كتاب التهذيب 2/186 والاستبصار 3/142 والحر العاملي در كتاب وسائل شيعه 14/441 نقل مي نمايند: از زيد بن علي روايت است كه ايشان از پدرانشان و آنان نيز از حضرت علي نقل مي كنند كه ايشان فرمودند: پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- در روز فتح خيبر گوشت الاغ و نكاح موقت و متعه را حرام گرداندند.

محمد بن يعقوب كليني در كتاب الكافي روايتي را از علي بن يقطين نقل مي كند كه ايشان از حضرت علي بن ابي طالب درباره حلت و حرمت نكاح موقت و متعه پرسيدند ايشان ((حضرت علي)) در جوابشان فرمودند: شما به آن هيچ نيازي نداريد خداوند متعال به وسيله نكاح دائم شما را از آن مستغني گردانده است(الفروع من الكافي 2/43 وسائل الشيعه 14/449
به نظر شما چرا برادران اهل سنت، متعه را حرام میدانند؟؟؟ ایا غیر از آن روایت از عمر است که گفته: " دو نوع متعه در زمان رسول خدا ص حلال بود و من از ان دو نهی میکنم و مرتکب شوندگان آن دو را مجازات میکنم. یکی متعه ی حج و دومی متعه نساء"
این به صراحت نشان میدهد که امر متعه در زمان رسول خدا بوده و انجام میگرفته است. دلایل و شواهد مستند هم فراوان اند. پس چگونه است که میگویید در روز فتح خیبر، پیامبر متعه را حرام نمود؟؟؟؟
شما مگر سخنان و احادیث پیامبر اکرم(ص) را در جنگ خیبر که ابن هشام نقل میکند را نخوانده اید که اینگونه حلال خدا را با تمسک به روایات ضعیف سندی، حرام اعلام میکنید. شما بروید و کتاب " السیرة النبویه ابن هشام ج 3، صفحات 343 تا 346" را مطالعه کنید میبینید که هیچ سخنی از پیامبر در مورد متعه به میان نیامده است و این واقعیت نه تنها در تاریخ ابن هشام، بلکه در همه ی متون تاریخی که به جنگ خیبر پرداخته اند، مشاهده میشود و این نشان میدهد که خبر تحریم متعه دروغی بیش نیست که به نام علی ع جعل شده است. حداقل انتظار میرود دوستان اسناد ادعایی خود را لااقل یک بار هم مطالعه کنند. نه اینکه از دیگران نقل قول کنند.

اتفاق یکی از دوستان در این بحث هم در گذشته استناد به کتاب التهذیب شیخ طوسی کردند که من طی مطالعه و پرسش ها و جستجوهای فراوان متوجه شدم که ان مطلب کذب محض است و اصلا چنین چیزی وجود ندارد و آن عالم بزرگ چنین مطلبی را در آن کتاب مطرح نکرده.....!!!!
از طرفی مولا علی (ع) فرمودند: " اگر عمر متعه را حرام نمیکرد، جز انسان های شقی زنا نمیکردند.."
پس چگونه است که اینچنین دروغ هایی را به آن امام همام نسبت میدهید.

نکته آخر اینکه: ما باید احادیث را به قران مراجعت بدهیم. اگر موافق حکم قرآن بودند، آنها را میپذیریم و اگر هم خیر، انها را باید دور بیاندازیم. این معنا را امام صادق ع اینگونه نقل میکنند که (نقل به مضمون): "احادیثی را که از ما میشنوید، با قرآن تطبیق دهید. اگر موافق حکم قران بود، آنها را بپذیرید و اگر مخالف حکم قرآن بود، آنها را به دیوار بکوبید { آنها را رد کنید}"
با اثبات قرآنی این حکم الهی، از همین جا نامعتبر بودن بسیاری از احادیث جعلی در باب تحریم متعه، اثبات میشود. شما برای نقل احادیث باید علم رجال و درایه بلد باشید تا با استناد به احادیث ضعیف و در پاره ای از اوقات نامعقول و خنده آور، احکام اسلام و عملکرد فقها و مفسران بزرگ را زیر سوال نبرید. در بسیاری از منابع حدیثی شیعه، احادیث نامعتبری هم وجوددارد. مثل بحارالانوار. دلیلی وجود ندارد که هر حدیثی که در این منابع ذکر شد، درست و صحیح باشد. اینها احادیثی هستند که صرفا گرد آوری شده اند و هیچ دلیلی بر درست بودن همه آنها نیست. به همین خاطر علم رجال و درایه وجود دارد. بعضی از احادیث هم ممکن است که در ظاهر با حکم قرآن متفاوت باشند اما شما باید شرایط زمانه و شرایطی را که امام معصوم (ع) در آن موقع با آن مواجه بودند، در نظر گرفت. چه بسا امام به کسی میگفت که این کار را انجام بده ولی همان کار را برای دیگری جایز نمیدانست. به هر حال شما باید شرایط خفقان و محدودیت هایی را که امامان در مواجهه با حاکمان زمانه داشتند را در نظر بگیرید. به هر حال آدم که نباید سرش رو به پایین بیاندازد و روی یک حدیث خاص زوم کند و بگوید که این است و جز این نیست.......!!!!. انسان باید جامع نگر باشد. این جامع نگری در احادیث نیاز به سالها درس و تحقیق و بحث و فهم و بررسی دارد. از دست من بی سواد وامثال من در این زمینه، هیچ کاری بر نمیاد و توقعی هم نباید داشت. مگر اینکه ما هم برویم و آن علوم را یاد بگیریم. آنوقت بیاییم و حرف بزنیم.
.
.
.
ببخشید که بحث طولانی شد. شبهه ای بود چند خطی که برای جوابش نیاز به نوشتن های زیاد است. از همین جا هم بسیاری از اشکالات بی مورد مشخص است. اصل و لپ مطلب تقریبا گفته شد و هر شبه و حدیثی با توجه به استدلالاتی که از عالمان بزرگی چون مرحوم علامه طباطبایی و دیگران نقل شد، پاسخ ها کاملا روشن است.

در ادامه خواهشا بحث همون تایپیک خودتون رو بکنید.
ممنونم.