من چند وقته اينجا ميام و ميرم. تو يکي از بحثا يه اقايي گفته بود چرا خونواده ها تو دوران دانشجويي به جاي اينکه با ازدواج بچشون مخالفت کنن نميزارن ازدواج کنن؟ و مثل بقيه اونايي که ازدواج نکردن, هزينه هاشونو تا موقعي که مستقل شن پرداخت کنن؟
خوب اين به نظرم يه نظر خوبه. چون به جاي اينکه صورت مسئله رو پاک کنه راه حل ارائه داده.
چند تا از اين دختر پسرايي که مثل بالا راهنماييشون کردين به راهنمايي ها عمل کردن يا اومدن بگن که نتيجش چي شده؟
خوب از اين نصيحتاي بزرگونه که همه جا پيدا ميشه ديگه نيازي به سايت و اين دمو تشکيلات نداره. کافيه تو خيابون يا پارک جولوي يه مرد يا زنو يا پيرمرد پيرزنو بگيري همين حرفا رو ميزنن.
چند تا از اونايي که اينجا مثلا با خونوادشون مشکل داشتن پدر مادرشونو اوردن اينجا که اگاهي اونا رو هم اضافه کنن؟ البته اگه با اين نظرا تغييري صورت بگيره که بعيد ميدونم.
من حرفم اینه که چرا به جای پیشنهادایی که تو حرف راحتن ولی تو عمل خیلی مشکل یکم فکر نمیکنیم یه راه بهتر پیدا کنیم اخه فراموشی که نشد راه حل.
چند تا از شما ها به مشکل شخص فکر میکنین بعد جواب میدین؟ واقعا اولین چیزی که به ذهنتون میرسه میتونه راه گشا باشه؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)