دوستان ديگه واقعا خسته شدم.همسر من بخاطر ادامه تحصيل به خارج از کشور سفر کرده و متاسفانه چون شرايط رفتن به زير يک سقف رو نداريم مجبور هستيم به دور از هم زندگي کنيم.طي اين مدت با چت در ارتباط بوديم اما تقريبا 2هفته اي مي شه که باهم صحبت نکرديم اخه اين طوري که همسرم مي گه اينترنت خوابگاهشون به مشکل برخورده فقط امشب همسرم از محل کارش اونهم چند دقيقه باهاش صحبت کردم.بهش گفتم که خيلي دلم گرفته اونهم در جوابم گفت که خوب من چکار کنم که دلت گرفته؟؟!واقعا از اين حرفش ناراحت شدم اما چون زمان کافي نداشت که با هم صحبت کنيم نتونستم بهش بگم که از حرفت دلگير شدم وبا سردی جوابم را می داد.دوستان این شرایط واقعا برام سخته بعضی از مواقع هم افکار منفی به ذهنم خطور می کنه که نکنه دوباره بهم خیانت کنه اخه قبل از رفتنش به خارج از کشور با چند دختری در رابطه بودو من به این خاطر می خواستم ازش جدا بشم اما چون اظهار پشیمانی کرد و قول داد که تا ابد بهم وفادارخواهد ماند من از اشتباهش گذشتم.1ماه پیش هم متوجه شدم که با دختری از طریق اینترنت اشنا شده اما بعد ازچند هفته از طریق خوندن ایمیلهاش فهمیدم که رابطه اش رو با هاش قطع کرده است .دوستان نمی دونین چه حالی داشتم وقتی که نوشته هاش رو می خوندم اخه بیشتر صحبت هاش باهاش در مورد س ک س بود