ببینید نمی شود که اینطور به هم و به باورهای هم بتازیم!من با سخن مدیر گرامی تالار موافقم که در کشور ما،مردمان اندیشه های گوناگونی دارند:به زبان دیگر برخی آن این جوری می اندیشند و پاره ای دیگر آن جوری . . . .
اکنون مشکل اساسی اینجاست که بدبختانه چون سیاست و رادیکالیسم عقیدتی و گفتاری هم در ماها و همه مردم این زمانه و در این سرزمین نهادینه شده و در کردار روزمره نیز در جایگاه های گوناگون و شرایط مختلف این تندروی و سیاسی کاری را داریم،پس از نظر اشتراک عقلانی-منطقی هیچگاه نمی توانیم به نتیجه ای کاربردی برسیم . . .
کم روی در توجه به نیازها و ویژگیهای انسانی و جلوگیری ار برخی هنجارهای عادی از یک سوی و زیاده رویها در برآوردن همان نیازها از سوی دیگر که در هیأتی ناهنجار فرار می گیرند،در کردار و گفتار و *نوشتار* ما مردمان این زمانی و این مکانی عدم تفاهمات و همدلی ها را پدید آورده است.
ما نمی توانیم رها از باورهایی که به آنها چسبیده ایم(من و این وریها و نیز آن پوری ها) بنشینیم و دوستانه گفتگو نماییم.
باید صددرصدبه قول جناب سنگ تراشان خُرد و کارکردی گفتمان حجاب را پیش ببریم؛
اما چگونه و با کدامین ابزار؟!آیا خِرَد و همدلی بسنده می کند؟؟؟بدرود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)