سلام اعتقاد دوست محترم
علیرغم تلاش برای محدود کردن بحث گسترده حجاب با یک تعریف عملیاتی مشخص، لیکن دوباره این بحث باز می شود و شاخه شاخه می شود و اینگونه روشنگری ها از عمق کمتری برخوردار میشوند لذا توصیه می کنم، روی تعریف حجاب متمرکز شویم، و بعد لزوم یا رد آنرا به بحث بگذاریم و اگر هر دو زمینه را هم ادامه دادیم حداقل به شاخه های وسیع آن که مرتبط با اجتماع، سیاست، فرهنگ و .... می شود ، فعلا نپردازیم. در این پست سعی می کنم با توجه به نوشته های شما مطالبم را تنظیم کنم.
از اینکه با عزیزی چون شما که علیرغم اختلاف اساسی در این مسئله با دقت به محتوای مطالب و با کمال احترام پاسخگو هستید من هم متقابلا سپاسگزارم.نوشته اصلی توسط اعتقاد
اینجا به ظرافت بحث دو شاخه شده است، لذا باید مشخص شود که شما روی کدام یک از دو شاخه قرار دارید تا ادامه بحث میسر شود. و اما آن دو شاخه:نوشته اصلی توسط اعتقاد
یکم: ابتدا به نظر می رسد شما این جمله مرا پذیرفته اید که:
"( اگر فرض شما را مبتنی بر عادت به محرکهای جنسی بپذیریم، باید به این نتیجه برسیم که تمایل افراد متاهل به ارتباط با جنس مخالف کاهش می یابد، در صورتیکه چنین نتیجه ای تا کنون ثابت نشده است.)"
لذا این سئوال را مطرح کرده اید:
آیا ثابت نشدن عقیده ای دلیل بر اثبات نظریه نقیض آن است؟
اگر مقصودتان این بند باشد جواب اینست:
من اصلا روی نقیض این مسئله ( چه اثبات و چه ردش بحث نکرده ام)، صرفا در مورد خود افراد متاهل صحبت کرده ام. پس جواب مثبت یا منفی به سئوال شما مطرح نیست، چرا که من در اینجا روی نظریه نقیض صحبتی ندارم .
دوم: اما در ادامه مطلبی ارائه داده اید که گویا شما مطلب مرا یعنی:
"( اگر فرض شما را مبتنی بر عادت به محرکهای جنسی بپذیریم، باید به این نتیجه برسیم که تمایل افراد متاهل به ارتباط با جنس مخالف کاهش می یابد، در صورتیکه چنین نتیجه ای تا کنون ثابت نشده است.)" را نپذیرفته اید.
لذا گفته اید:
اگر مقصودتان این بند است جواب اینست:نوشته اصلی توسط اعتقاد
شما منظورتان از قوای جنسی (با توجه به اینکه تصریح کرده اید از لحاظ فیزیولوژی، ) اشاره به غریزه جنسی دارد، با چنین فرضی این جمله شما با کمی تغییر مورد قبول من است. ( به جای هر انسان متاهلی مرقوم بفرمائید در اکثر متاهلین). اما این ربطی به جمله من ندارد، خواهش می کنم توجه کنید من در مورد قوای جنسی و غریزه صحبت نمی کنم ، تاکید من روی مسئله محرکهای جنسی هست( لطفا به اصل پاسخ من رجوع کنید)، که در این صورت شما اشاره ای به این مسئله نکرده اید. و من باز هم تاکید می کنم همان فرد متاهلی که در یک بازه زمانی با بالا رفتن سنش ، تواتر مسائل جنسی اش کاهش می یابد، اما با یک محرک و مشوق جنسی و متنوع خارج از این بستر می تواند دوباره این تواتر را افزایش دهد. و اینجاست که مورد تاکید است. یعنی غریزه جنسی با تغییر محرک هدف و تنوع آن دوباره شارژ شده و قدرت می گیرد.
حتما شما به عنوان یک فرد فرهیخته می دانید که یک نظریه علمی با تجربه شخصی ابطال پیدا نمی کند. چون ممکن است آقا یا خانم X هم در تجربه شخصی خود چیز دیگری را فهم کند.نوشته اصلی توسط اعتقاد
یکم: بر فرض پذیرش این نظر شما، بحث ظریف ما هم به این نکته اشاره دارد، که چرا باید به جای محتوا، فکر و ارزشهای انسانی، به جایی برسیم که اکنون در غرب رسیده اند یعنی دختر و خواهر و خانم ما وسیله ای برای مارکت فیلمسازان و بازرگانان شود. اگر کسی این را می پسندد، می تواند پیگیری کند. اما آن زنی که مخالف مارکت و جذب مشتری از طریق ظاهر خود است می بایست در مورد حجاب مجددا فکر کند.نوشته اصلی توسط اعتقاد
اتفاقا بسیاری از نظریه پردازان در حوزه علوم انسانی به ویژه در رویکرد انسانگرا، دقیقا این مطلب بالا را ذکر کرده و بر روشی که صاحبان پول و سرمایه در استفاده ابزاری از زن به اسم آزادی می کنند، تاخته اند.
با گفتن این عبارت «که اگر اینگونه است» به نظر می رسد نظرات بنده را در بخش بالایی پذیرفته اید که بر اساس آن به این نتیجه گیری رسیده اید( اگر هم قبلا نپذیرفته اید با توضیحی که در بالا دادم به نظر می رسد که متقاعد شده باشید). بنده جواب این استدلال شما را پیشاپیش در پاسخ قبلی آورده ام که عینا در زیر می آورمنوشته اصلی توسط اعتقاد
توضیح اینکه در هر کجا که دختران و زنان و همسران ما جهت جذب مشتری و تبلیغات بکار گرفته شود به این معناست که بدن وجسم او را به خدمت گرفته اند تا به اهداف خود برسند و این جفا در حق انسان است.نوشته اصلی توسط مدیر همدردی
شما خودتون چه جوابی به این سئوال می دهید. به نظر می رسد نوع ادبیاتی که استخدام کرده اید از نوع استفهام انکاری است. یعنی شما در واقع جمله زیر را که عینی و مثبت این عقیده است را به زبان نیاورده اید که من آنرا از طرف شمابیان میکنم.نوشته اصلی توسط اعتقاد
مشوق و محرک جنسی چیز خوبی هست و فرد و جامعه را شاداب می گرداند.
( اگر این جمله را قبول ندارید، در این باره هم عقیده شده ایم. اما اگر قبول دارید. خواهش می کنم. تصریحا نظرتون را اعلام کنید. آن وقت یک تاپیک به همین عنوان ایجاد می کنیم و همه ما اعضاء جوابهای خود را در آن قرار می دهیم. ( به نظرم می تواند خیلی کاربردی و عملیاتی و مثبت تر تا بحث گنگ حجاب باشه، نظرتون چیه....)
این جمله هم غیر علمی است و هم حاشیه ای، اما غیر علمی است چون:نوشته اصلی توسط اعتقاد
یکم: اولا باید این واژه ها تعریف عملیاتی شود: حداقل پوشش ، احساس امنیت، حجاب اسلامی، نا امنی،
دوم: گروههای همسان از خانمها ( نه دخترکان)، در هر دو کشور بر اساس تعاریف عملیاتی بالا مشخص شده و سایر متغیرهای موثر یا تعدیل کننده را نیز ملحوظ کنیم و بعد بر اساس تعریف عملیاتی که از امنیت و نامنی کردیم ، آنها را بسنجیم تا صحت یا سقم جمله شما مشخص شود.
همچنین جمله اتان حاشیه ایست چون ما در مورد ایران و دخترانش بحث نکردیم. چون این بحث فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و ....، هست و مرتب تکرار کردیم ما قصد نداریم که وضع ایران و دخترانش را با همه متغیرها بررسی کنیم، چون اگر چنین کاری بخواهیم بکنیم با گستردگی متغیرها روبرو می شویم و بحثها به حاشیه می رود، لذا تغییر تلویحی بحث به مسئله دختران ایران و....، یک نوع تغییر موضوع ظریف محسوب می گردد.
این جمله هم همان محتوای جمله قبلتون را دارد لذا هم غیر علمی است و هم حاشیه ای. لطفا مانند پاسخ بالایی من، جواب را تنظیم کنید.نوشته اصلی توسط اعتقاد
من هم از شما به خاطر اینکه کمک کردید که بحثهای تنش زا و شکلی این تاپیک بیشتر به شکل محتوایی دنبال شود، تشکر می کنم. پس به قول شما کمک کنیم در این خصوص( حجاب و محرکهای جنسی)، به تشخیص برسیم تا بتوانیم اولین گام را صحیح برداریم.نوشته اصلی توسط اعتقاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)