به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 88
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 اردیبهشت 88 [ 23:58]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    3,502
    سطح
    37
    Points: 3,502, Level: 37
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 14 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sedmammad
    این هم تقدیم به حاجی فیروز:

    {شوخ‌طبعی‌ مدام‌ در مجالس‌ به‌ شوخی‌ و خنده‌ مشغول‌ بود. زاهدی‌ به‌ او گفت: ‌همه‌ عمرت‌ را به‌ بيهودگی‌ و مسخرگی‌ گذراندی،‌ اين‌ كار را نكن‌ كه‌ روز قيامت‌ تو را وارونه‌ در جهنم‌ آويزان‌ می‌كنند. گفت: ‌اين‌ هم‌ خنده‌دار است‌.}

    پیروز باشید
    آقا ایول. داداشی...! احتمالا از اجداد من بوده!(:

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مى سازد، گفت: كودكى آنان براى اينكه از كودكى خسته مى شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مى كنند كه كودك باشند...
    و اينكه آنان سلامتى خود را از دست مى دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مى دهند تا دوباره سلامتى خود را به دست آورند.
    ديگر اينكه با اضطراب به آينده مى نگرند و حال را فراموش كرده اند. بنابراين نه در حال زندگى مى كنند و نه در آينده.

    تاگور (شاعر هندى)

  3. کاربر روبرو از پست مفید sedmammad تشکرکرده است .

    sedmammad (یکشنبه 14 اسفند 90)

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    روزي مردي،عقربي را ديد كه درون آب دست و پا مي‌زند.او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد،اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي كرد تا عقرب را از اب بيرون بياورد،اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.رهگذري او را ديد و پرسيد: «براي چه عقربي را كه نيش مي‌زند نجات مي‌دهي.» مرد پاسخ داد: «اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من اين است كه عشق بورزم."

  5. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    شخصي دعوي خدايي مي كرد. او را پيش خليفه بردند. او را گفت: «پارسال اين جا يكي دعوي پيغمبري مي كرد، او را بكشتند» گفت: «نيك كردند، كه من او را نفرستادم.
    رساله دلگشا

  6. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    «جحي» در كودكي چند روز مزدور خياطي بود. روزي استادش كاسه ي عسل به دكان برد. خواست به كاري رود. جحي را گفت: در اين كاسه زهر است، زنهار تا نخوري كه هلاك شوي.» گفت: «مرا با آن چه كار است؟» چون استاد برفت، جحي وصله ي جامه اي به طرف داد و پاره اي فزوني بستد و با آن عسل تمام بخورد. استاد باز آمد، وصله طلبيد. جحي گفت: «مرا مزن تا راست گويم، حال آن كه من غافل شدم، طرار وصله ربود، ترسيدم كه تو بيايي و مرا بزني، گفتم زهر بخورم تا تو بازآيي من مرده باشم. آن زهر كه در كاسه بود تمام بخوردم و هنوز زنده ام، باقي تو داني.
    رساله دلگشا

  7. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    قرارم را به هم زدم
    تا "قرار"م را به هم نزنم
    .
    .
    .
    بی قرار تر شدم!

  8. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    سلام
    این هم یک خبر جالب که گرچه کمی قدیمیه اما باز هم بامزه است:

    اولین رایانه با حس شوخی و توانایی درک جملات بامزه که می تواند با خندیدن در مقابل شوخی ها واکنش نشان دهد، ساخته شد.
    به گزارش خبرگزاری مهر، دو دانمشند آمریکایی دانشگاه اوهایو این رایانه شخصی را در کنفرانس انجمن هوش مصنوعی آمریکا که در ونکوور کانادا برگزار می شود، نشان دادند.
    این رایانه شخصی مجهز به نرم افزاری است که توانایی درک جملات مزاح گونه و طنز را دارد. به گفته این محققان، نرم افزار درک شوخی در آینده می تواند در روبات ها مورد استفاده قرار گیرد.
    این نرم افزار به گونه ای برنامه ریزی شده است که رایانه شخصی یا روبات با شنیدن جملات طنز می تواند نسبت به آنها واکنش نشان داده و شروع به خندیدن کند.
    براساس گزارش نیوساینتیست، این نرم افزار دارای مکانیزمی است که به رایانه این امکان را می دهد بازی با کلمات را تشخیص دهد و جملات عادی را از عبارات طنز تفکیک کند.
    بنابراین گزارش، روبات های با توانایی حس شوخی می توانند در عرصه پزشکی با هدف همیاری با سالمندان و رفع حس تنهایی آنها مورد استفاده قرار گیرند.
    این دانشمندان اذعان کردند که رایانه شوخ، تنها توانایی درک و تشخیص جملات طنزآمیز ساده را دارد و از درک جملات پیچیده عاجز است.
    خندان باشید

  9. #48
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    اولین انعکاس خدا یک فرشته بود، و اولین سخنش یک انسان!

  10. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    پليس باشيم يا جنايتكار ...؟
    وقتي يه اسلحه به سمتت نشونه رفته ؛ بازم فرقي داره كه كي هستي؟!
    جدا آ؟

  11. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 13 بهمن 91 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    582
    امتیاز
    6,583
    سطح
    53
    Points: 6,583, Level: 53
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 574 در 212 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: اول بهش بخندیم، بعدا بهش فکر کنیم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sedmammad
    روزي مردي،عقربي را ديد كه درون آب دست و پا مي‌زند.او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد،اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي كرد تا عقرب را از اب بيرون بياورد،اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.رهگذري او را ديد و پرسيد: «براي چه عقربي را كه نيش مي‌زند نجات مي‌دهي.» مرد پاسخ داد: «اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من اين است كه عشق بورزم."


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.