آقا ایول. داداشی...! احتمالا از اجداد من بوده!(:نوشته اصلی توسط sedmammad
تشکرشده 14 در 12 پست
آقا ایول. داداشی...! احتمالا از اجداد من بوده!(:نوشته اصلی توسط sedmammad
تشکرشده 34 در 22 پست
پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مى سازد، گفت: كودكى آنان براى اينكه از كودكى خسته مى شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مى كنند كه كودك باشند...
و اينكه آنان سلامتى خود را از دست مى دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مى دهند تا دوباره سلامتى خود را به دست آورند.
ديگر اينكه با اضطراب به آينده مى نگرند و حال را فراموش كرده اند. بنابراين نه در حال زندگى مى كنند و نه در آينده.
تاگور (شاعر هندى)
sedmammad (یکشنبه 14 اسفند 90)
تشکرشده 34 در 22 پست
روزي مردي،عقربي را ديد كه درون آب دست و پا ميزند.او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد،اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي كرد تا عقرب را از اب بيرون بياورد،اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.رهگذري او را ديد و پرسيد: «براي چه عقربي را كه نيش ميزند نجات ميدهي.» مرد پاسخ داد: «اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من اين است كه عشق بورزم."
تشکرشده 34 در 22 پست
شخصي دعوي خدايي مي كرد. او را پيش خليفه بردند. او را گفت: «پارسال اين جا يكي دعوي پيغمبري مي كرد، او را بكشتند» گفت: «نيك كردند، كه من او را نفرستادم.
رساله دلگشا
تشکرشده 34 در 22 پست
«جحي» در كودكي چند روز مزدور خياطي بود. روزي استادش كاسه ي عسل به دكان برد. خواست به كاري رود. جحي را گفت: در اين كاسه زهر است، زنهار تا نخوري كه هلاك شوي.» گفت: «مرا با آن چه كار است؟» چون استاد برفت، جحي وصله ي جامه اي به طرف داد و پاره اي فزوني بستد و با آن عسل تمام بخورد. استاد باز آمد، وصله طلبيد. جحي گفت: «مرا مزن تا راست گويم، حال آن كه من غافل شدم، طرار وصله ربود، ترسيدم كه تو بيايي و مرا بزني، گفتم زهر بخورم تا تو بازآيي من مرده باشم. آن زهر كه در كاسه بود تمام بخوردم و هنوز زنده ام، باقي تو داني.
رساله دلگشا
تشکرشده 34 در 22 پست
قرارم را به هم زدم
تا "قرار"م را به هم نزنم
.
.
.
بی قرار تر شدم!
تشکرشده 34 در 22 پست
سلام
این هم یک خبر جالب که گرچه کمی قدیمیه اما باز هم بامزه است:
اولین رایانه با حس شوخی و توانایی درک جملات بامزه که می تواند با خندیدن در مقابل شوخی ها واکنش نشان دهد، ساخته شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، دو دانمشند آمریکایی دانشگاه اوهایو این رایانه شخصی را در کنفرانس انجمن هوش مصنوعی آمریکا که در ونکوور کانادا برگزار می شود، نشان دادند.
این رایانه شخصی مجهز به نرم افزاری است که توانایی درک جملات مزاح گونه و طنز را دارد. به گفته این محققان، نرم افزار درک شوخی در آینده می تواند در روبات ها مورد استفاده قرار گیرد.
این نرم افزار به گونه ای برنامه ریزی شده است که رایانه شخصی یا روبات با شنیدن جملات طنز می تواند نسبت به آنها واکنش نشان داده و شروع به خندیدن کند.
براساس گزارش نیوساینتیست، این نرم افزار دارای مکانیزمی است که به رایانه این امکان را می دهد بازی با کلمات را تشخیص دهد و جملات عادی را از عبارات طنز تفکیک کند.
بنابراین گزارش، روبات های با توانایی حس شوخی می توانند در عرصه پزشکی با هدف همیاری با سالمندان و رفع حس تنهایی آنها مورد استفاده قرار گیرند.
این دانشمندان اذعان کردند که رایانه شوخ، تنها توانایی درک و تشخیص جملات طنزآمیز ساده را دارد و از درک جملات پیچیده عاجز است.
خندان باشید
تشکرشده 34 در 22 پست
اولین انعکاس خدا یک فرشته بود، و اولین سخنش یک انسان!
تشکرشده 34 در 22 پست
پليس باشيم يا جنايتكار ...؟
وقتي يه اسلحه به سمتت نشونه رفته ؛ بازم فرقي داره كه كي هستي؟!
جدا آ؟
تشکرشده 574 در 212 پست
نوشته اصلی توسط sedmammad
![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)