با درود؛
پسر یا دختر جان!تو که همه چیزت آمادس و غم نان نداری،چرا درست را نمی خوانی یا مثلاً ببین بچه فلانی و بهمانی هیچی ندارند،ولی زرنگند؟(جالب است که نمرات کوفتی بهتر دلیل بر زرنگتر بودن است،پس وای بر انشتین کودک که از مدرسه انداختنش بیرون)
دختر خوبم،مدیر درست می گوید،ببین دردت چیه و چه چیز را دوست داری؟به حرف مردم و پدر و مادر توجه نکن که آنها از تو چی می خواهند ببین خودت از خودت چی می خوای؟ته ته ته دلت چه کاری را دوست داری؟اصلاً کاری یا رشته ای را دوست داری؟
آره،تعجب نکن شاید یک مدتی دلت بخواد علاف و خوش باشی،خوب باش.اما زیرک و باهوش هم باش و حواست ه زندگیت باشه.برو ببین اون وقتی که بچه بودی چه کارایی را می کردی.برو ببین چه نیاز داری.چی می خوای.با مشاور تحصیلی و روانکاو هم مشورت کن.به خدا اگر بنده سن تو دختر گلم بودم،این کارها برایم از نون شب واجب تر بود.
می دانم که پدر و مادرها گوششان بدهکار این حرفها نیست و از بچه هاشون انتظار آنچنانی دارند و اختیاری را برای آنها،بویژه اگر دختر هم باشند قائل نیستند.تو باید یکی را و بهتر یک مشاور را واسطه کرده و حرف حسابت را به پدر ومادرت بگی.
در ضمن یک وقت فکر نکنی که چون مثلاً درس کامپیوتر نمی فهمی تنبل یا کم هوشی.نمی دانم چه کسی این جو را جا انداخت همان اول.نه عزیز من،هر کسی تو یک کاری باید جا بیفته و برای یک کاری ساخته شده.نگران نباش.جلو برو و به حرفهای من و مدیر خوب گوش کن و سپس عمل کن.
بدرود./








علاقه مندی ها (Bookmarks)