سلام
حدود 10 -11 ماهه جدا شديم بايد بگم كه تو شهري قريب هستم كه همكارانم اصلأ در جريان زندگي من نيستند نمي خواهم بدانند و خانواده هم من متاسفانه كسي را ندارم جز چند تا خواهر كه هر كدام به نوعي گرفتار زندگي خود هستند .شهر قريب را شوهرم دوست داشت وبراي من بدون اينكه بدانم انتقالي گرفت بعد باورم نشد تا اعلام كه شد ديگه كاري نمي شد كرد حالا كه خودش رفت به شهر ديگه وما را تنها گذاشت اوايل خيلي مي ترسيدم يابا قرص خواب اور مي خوابيدم و يا دخترم كه مي خوابيد ساعت ها گريه مي كردم حالا به لطف خدا وكمك شما وعزيزان بسيار بهتر شدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)