hopegirlنوشته :
سلام دوستان
آره درست می بینید من هنوز زنده ام و اون هم یک علت بیشتر نداره و اونم این که خدا نخواست من مثل یه مهمون ناخونده پیشش برم و در آخرین لحظات با یه خبر معجزه آسا منو امیدوار کرد.وای که نمی دونین چه لذتی داره وقتی می فهمی خدا دوست داره

در ضمن باید بگم ابراز همدردی همه دوستان و مدیر همدردی هم در بازگشت من بی تاثیر نبود،صمیمانه از همتون ممنونم و خوشحالم که دوستایی مثل اعضای تالار همدردی دارم .

دوست دارم
وقتی خواستم بمیرم
جایی بالاتر از الانم باشم
:
درونم گرمتر و نرمتر و راضیتر
چشمهایم کنجکاوتر و بیناتر
لبهایم خندان
سرم پر از آرزوهای دور و نزدیکتر
کمی شمرده تر و آرام تر حرف بزنم
کمی افراط در خوشحالیهایم کمرنگتر باشد


و دوستهایی انقدر خوب ، همچنان بودنشان را برایم صرف فعل کنند
و زندگی رنگین کمان بوده باشد
و آرزوی دنیاگردیم را تا جای ممکن برآورده باشم

و آدمهای خوبتر بیشتر دیده باشم
و آدمهای تاثیرگذارتر هم ، نیز
و خیلی بیشتر دانسته باشم
و ضعفهای امروزیم همه برطرف شده باشند
و قدمهایم محکمتر باشد
و تعصبهایم تا صفر نزدیک شده باشد
و قضاوت نکنم
و بیشتر دوست داشته باشم
درونم گرمتر و نرمتر و راضیتر
.....


زندگی...

ز ن د گ ی...

زن ده گی...

زن دگی...

زنده گی...

زندگی.
سلام :
دوست و مراجع کننده ی عزیز hopegirl
بی نهایت از این ارسالتان خشنود گشتم و اینکه همدردی دوستان و مدیر محترمان و صد البته همت و اراده خودتان باعث شده امیدتان را به زندگی باز یابید باعث افتخار وخوشحالی ما ست .این شعر زیبا و با مفهمومی که ارسال نمودید نشان از دید زیبای شما و تصمیم های خوبتان برای زندگی دارد .بابت اراده و قدرتتان نیز به شما تبریک می گویم .


امیدوارم روزهای آتی برایت شادی و کامیابی و بهروزی را به ارمغان داشته باشد