سلام به هیچ عنوان به شوهرت نگو(البته اگه میخواهی با یک مرد ایرانی زندگی کنی)....اگه خواستگاری خوب داشتی قبول کن .ولی بهشون بگو من دوست ندارم برم پزشک برگه بیارم.یا همون تاییدیه بگیرم ما رسم نداریم...خواهر هام هم نگرفتن....یا اگه اصرار کردن بگو شما با اصرارتون دارید به من تهمت میزنید....شب عروسی هم میتونی کمی سس گوجه فرنگی با یک دستمال کاغذی به محل بمالی(یک خورده هم موقع نزدیکی اول خودتو منقبض تر میکنی که طبیعی تر باشه) ...و البته جوری نباشه که خیلی زیاد باشه فقط به انداره یک قطره کوچک از سس گوجه کافیه (البته تند و فلفلی نباشه) و ترجیح بده شب اول اطاق تاریک یا نیمه تاریک باشه.....البته میدونم خیلی ها که تا اینجاا خوندید...دارید به من ناسزا میگید ..مخصوصا اقایون.ولی باور کنید من خودم انسان مذهبی هستم.ومیدونم دروغ گفتن خیلی عمل زشتی است.ولی بهتر از زنا کردن است.میدونید اگه این دختر ازدواج نکنه چقدر افسرده خواهد شد.همیشه خودش را سرزنش خواهد کرد.و وقتی پا به 30 سال گذاشت از خود ارضایی خسته شد ....رو به فساد و روابط نا مشروع خواهد اورد.این یک حقیقت است...از مدیر گرامی خواهش میکنم این پست رو حذف نکنید.من بین بد و بد تر ...........بد را انتخاب میکنم.
عزیزم به هیچ کس نگو حتی مادرت....حتی در اینده به شوهرت حتی برای حلالیت از شوهرت هم بهش نگو(مثلا موقع حج)...حتی دوستان صمیمی در دنیای واقعی...(چون الگوی بد ایجاد خواهد شد).ولی کاری رو که گفتم بکن.من خودم دختر بودم ازدواج کردم.وتاییدیه هم گرفتم.و میدونم سر پزشک رو نمیشه کلاه گذاشت.اون با یک نگاه همه چیز رو میفهمه.تو باید به من یک قولی بدی اونم اینه که اگه ازدواج کردی به شوهرت و لطفی که خدا شامل تو کرده متعهد باشی .توبه کن و هیچ وقت حتی به گدشته بر نگرد.کارهای خوب و حسنه اعمال زشت رو از بین میبرن.این یادت باشه که تاانجا که میتونی واجبات رو ترک نکن و حتی اعمال مستحبت زیاد کن.به دیگران کمک کن و شوهرت رو دوست داشته باش .همیشه در نظر بگیر خدا چه لطفی به تو کرده که تو رو پیش اون رسوا نکرده.
من دوستی دارم که مامایی خونده.میدونید که ماما ها هم مثل متخصصین زنان و زایمان تاییدیه میدن.....راستش من یک بار ازش پرسیدم تا حالا دیدهای که کسی بهت دروغ بگه...اون گفت مورد های زیادی است که من براشون تاییدیه دادم ولی پرده بکارت نداشتن.من ازش پرسیدم چرا دادی چرا دروغ گفتی؟اون گفت من موقع معاینه همه را از اطاق بیرون میکنم.من و مریض همیشه تنها هستیم.. وقتی میبینم بیمارم پرده ندارد بهش میگویم.اگه راستش رو به من بگه ..من ازش میخوام که (همون کاری که من بالا توضیح دادم)رو در شب عروسی انجام بده و ازش میخوام که توبه کنه .... ومن براش تاییدیه صادر میکنم.
تا حالا که 5 سال ماماست هیچ مشکلی نداشته....دوستم همیشه میگه انسان جاییز الخطاست....و به خاطر یک بچگی ویا اشتباه نباید یک زندگی رو خراب کرد.البته اگر توبه کند.
چه بسا کسانی که پرده هم داشته اند و شوهر کرده اند ولی به همسرشان خیانت کرده اند...و خیانت فقط در حد زنا نیست....حرف زدن با شخص نامحرم بدون اینکه شوهرت راضی باشه هم یک خیانت است.نگاه ....خنده....و مسایل دیگه....







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)