دیشب رضا اومد....زنگ زد....همدیگرو دیدیم.....اشتی کردیم......
با این که دیر وقت بود ولی پدرم چیزی نگفت......امیدوارم بتونم با راهنمایی هایی که کردید به خوشی این قضیه رو به اخر برسونم
من این تاپیک رو تموم شده میدونم و در موارد دیگه در قسمت مربوطه در تالار ذکر میکنم