سلام از راهنمایی همه ممنون هستم
فقط می خواستم این رو اضافه کنم که بچه رو مادرش نگه می داره نه من.
اون خیلی مهربونه , تا جایی که میتونه به همه کمک می کنه .
وقتی ازش پرسیدم که چرا جدا شده , گفت که من تو زندگی آرامش می خوام که نداشتم.
بهش گفتم نباید از روی احساس تصمیم بگیریم , بهم گفت که من بچه نیستم که بخوام زندگی خودمو دوباره خراب کنم , من می خوام که یه زندگی آروم داشته باشم. ما می تونیم با هم خوشبخت بشیم به من اعتماد کن.
نمی دونم چرا وقتی باهاش حرف می زنم و توی چشمام نگاه می کنم به حرفاش اعتماد می کنم . حس می کنم که راست می گه.
من خیلی دوست دارم که یه مشاوره حضوری برم اما هم جایی رو نمی شناسم و هم اینکه نمی دونم چطور باید مطرح کنم که اونم قبول کنه و بیاد.
یه سوال دیگه هم دارم و اون اینه که اگه واقعا مشکل از طرف زن قبلیش بوده باشه می تونم بهش اعتماد کنم یا ممکنه دوباره این کارو با زندگی من بکنه
خیلی خیلی ممنون میشم دوباره بهم جواب بدین
موفق باشید