سلام
جناب سنگتراشان و گردآفرید عزیز
قبلا اشاره نموده ام که موضوعات علوم انسانی (برخلاف علوم دقیقه) دارای کنش و واکنشهای فعال با یکدیگرند و به این دلیل اینگونه بحثها سیال بوده و سعی بر مترکز کردن آن بسیار مشکل است. لهذا در خصوص تعریف حجاب که مد نظر حضرتعالی می باشد، در عرصه شخصی قائل به آزادی می باشم و لی در عرصه اجتماعی ترجیح می دهم بجای نگاه ماورایی و ارزشی و مطلق و سباه وسفید به حجاب ، از دیدگاه یک هنجار یا ناهنجاری اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.در این صورت پذیرش گونه های متفاوت پوشش برای اجتماع آسانتر میشود.
اما در خصوص بحث سه جانبه
جناب سنگتراشان عزیز
نگاه آماری در زمینه مسائل اجتماعی اجتناب ناپذیر بوده و تذکر بجای شما را در این باب می پذیرم ( به جای هر انسان متاهلی مرقوم بفرمائید در اکثر متاهلین) ولی شما در بحث فیزیولوژیک نیز گویا دیدگاه آماری داشته و بر این نکته فیزویولوزیکی نیز مهر عدم قطعیت هایزنبرگ را نواختید. جناب سنگتراشان، فحوای متن شما دلالت بر این دارد که کشش جنسی افراد متاهل بر اثر تکرار و عادت کاهش نمی یابد و یا هنوز اثبات نشده است. این به معنی افزایش میل جنسی و پاسخ محرکها یا مشوقها نیز نمی باشد. نظر این حقیر بر این است که در صورت وجود شریک جنسی برای هر فرد، سطح حساسیت افراد در پاسخگویی به این مشوقها کاهش می یابد. نمودار تغییرات میل به آمیزش جنسی در متاهلین نسبت به زمان، بخصوص شروع دوران تاهل، برداشت و تجربه شخصی ام بوده و بعد از تشکیک جنابعالی در جامعه کوچک اطراف خود بررسی (محل کار و دوستان) به نتیجه ای غیر از آن نیز نرسیدم. البته پر واضح است که تحقیق علمی و تهیه نمونه نرمال می تواند در برنامه تخصصی شما قرار گیرد.
جناب سنگتراشان عزیز، اطراف من و شما پر از محرکها و مشوقهای گوناگون است، عکس یک ساندویچ بزرگ بر تابلو رستوران فست فود، تابلوهای تبلیغاتی در عینک سازی ها که عمدتا از پسران و دختران زیبا تهیه شده اند، عکس کودکی زیبا بر روی جلد یک نشریه خانوادگی، همه سعی در تشویق ما دارند. در این خصوص اگر اگر به تغییر مد لباس خانومها یا موی آقایان توجه نمایید در بدو گسترش یک مد (مثلا کوتاه شدن مانتو خانمها یا این آرایش جدید مد پسرها که اسمش را هم نمی دانم) در روزهای اول شاید شاهد چند مورد، آنهم از اقشار آوانگارد جامعه بوده ایم که بسیار جلب توجه می نماید (چه نگاههای هوس آلود برخی و چه نگاه نکوهشگر افراد محافظه کار تر). در روزهای بعد بر تعداد افرادی با این پوشش افزوده شده و بعد از مدتی انقدر پوپولار گشته و دیگر جلب توجه نمی نماید. این بدان معنی است که این پوشش دیگر نقش تشویقی خود را از دست داده یا حداقل کمرنگ شده است. دوست عزیزم، اثبات این موضوع نیاز به نمونه آماری، تستهای آماری ندارد. با اندکی دقت در خود و دیگران و خیابانها و پارکهای شهر این نکته قابل مشاهده است. مصداق ضرب المثل عامیانه خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. تصور بانویی را بنمایید که در حجاب کامل اسلامی در ساحل دریا در یک کشور آمریکای جنوبی قدم می زند.
جناب سنگتراشان، دیگر بار توصیه می کنم اسیر مثالهای حداکثری و حداقلی نشویم. در غرب نیز همه زنان و مردان در ساخت تیزرهای تبلیغاتی و فیلمهای سینمایی بازی نمی کنند که بخواهند در حجاب خود تجدید نظر نمایند. هر چند تجدید نظر حق طبیعی هر انسانی است. " بر فرض پذیرش این نظر شما، بحث ظریف ما هم به این نکته اشاره دارد، که چرا باید به جای محتوا، فکر و ارزشهای انسانی، به جایی برسیم که اکنون در غرب رسیده اند یعنی دختر و خواهر و خانم ما وسیله ای برای مارکت فیلمسازان و بازرگانان شود. اگر کسی این را می پسندد، می تواند پیگیری کند. اما آن زنی که مخالف مارکت و جذب مشتری از طریق ظاهر خود است می بایست در مورد حجاب مجددا فکر کند."
دوست عزیزم، من معتقدم که بسیاری از آن چیزهایی که مشوق سکسی میپندارید اساسا مشوق نیستند. احتمالا انتظار ندارید که برای تبلیغ یک رژ لب یا شامپو از یک مرد استفاده کنند. اگر منو شما را آنگاه که نوزاد بوده ایم به خانواده ای آمریکایی می سپردند ما امروز دیدگاه دیگری می داشتیم و با هنجارهای دیگری مانوس بودیم.
در خصوص خواسته شما مبنی بر صراحت در زمینه مشوقهای سکسی، لازم است مصداقها را روشن کنید تا مطمئن باشیم در یک زمینه مشترک بحٍث می کنیم.
در خصوص کلمه دخترکان البته حق باشماست، کلمه مناسبی انتخاب نکردم. منظور دختران جوان بود ولی بجهت احترام بیشتر به هموطنانم، آنان را بانوان و غربیان را دخترک خواندم. احساس امنیت دخترکان غربی با لباس شنا نیز بسیار روشن است، هیچکس نمی تواند مذاحمش گردد زیرا در صورت شکایت با واکنش پلیس روبرو می گردد. ولی شما می توانید هر روزه شاهد مذاحمتهای ایجاد شده برای خانمهای جوان در مسیر مدرسه و دانشگاه و خیابان باشید و گاهی نیز درگیری فیزکی. روشن کننده این ادعا نیز نیروهای امنیتی است که در ساعت تعطیلی مدارس دخترانه با سلاح و بی سیم مامور به حفظ امنیت می گردند.
این مطلب نیز حاشیه ای نیست زیرا یکی از فواید حجاب ایجاد حاشیه امنیت ذکر شده است.
در خصوص وضع تحصیلی از مطلبی که عنوان نمودم هدفم ذکر این نکته بوده که سازوکارهای اجتماعی تا مقطع دبیرستان کاآمد بوده ولی در مقطع دانشگاه خیر. دلایل آن نیز بسیار روشن است. شما و من شاهد افتادن و یا حتی مشروط شدن برخی از دوستان بوده ایم، دوستانی که در فرآیند نخبه گزینی کنکور انتخاب شده اند و هرگز در دوران دبیرستان تجدید نشده اند. برای اطمینان، در زمان امتحانات پایان ترم به دانشکده فنی در یک دانشگاه ملی سری بزنید و نمرات دانشجویان را در برد دانشگاه بررسی نمایید. مضاف بر اینکه هر ساله شاهد دانش آموزان المپیادی با مدالهای رنگارنگ هستیم ولی طبق آمار چند هفته پیش روزنامه همشهری هیچیک از دانشگاههای ایران در زمره 200 دانشگاه برتر دنیا نبوده اند.
با تشکر فراوان و پوزش بخاطر تاخیر در پاسخ.








علاقه مندی ها (Bookmarks)