دوستای عزیرم..
خیلی ممنونم از راهنمائیهاتون..
شادزی عزیزم..راستش هم من هم همسرم همچین قصدی داریم اما با توجه به اینکه الان حج 5 ساله شده فکر نکنم به این زودیها نوبت ما بشه...
ام مساله من یک جورائی متفاوت تر از این هست ///من به حجابم افتخار میکنمو سعی هم میکنم کمی اعتماد به نفسم رو بیشت رکنم...دیشب برای همسرم گفتم که به مهمونی دعوت شدیم و دلم میخواد بریم من هم با حجاب اونجا هستم..اما اون میگه من توی این جمع معذبم... نمیتونم بشینم و یک دختر بی حجاب جلوم برقصه... البته نمیدونم 100 در صد این از حسن اون هست...که اعتقاد قوی داره...اما من دلم میخوادبه مهمونی برم با هم برقصیم شاد باشیم... نمیدونم...اگه بی منطق شدم به من بگین/./
حقیقتش من در دورران مجردی با دوستام البته اکثرا متاهل و با خانواده همون به گردشهای کوتاه میرفتیم...میزدیم و میرقصیدیم..هر کس با اعتقادات خودش اونکه حجاب داشت همونطور اونی هم که نداشت همونطور...همه هم به اعتقادات هم احترام میگذاشتیم..
دلم میخواد الان هم همونطور باشم اما با حجاب..
اما فلسفه رقص رو نمیفهمم.... بالا و پایین پریدن و شادی کردن....
چیزی جز این برای من نیست...صدای خنده هام و شادیهام..دلم میخواد حالا با همسرم همراه باشم....البته واقعا دوستش دارم و اصلا هیچوقت رازی نیستم کاری رو که واقعا دوست نداره انجام بده به زور...به اعتقادش ایمان دارم.اما در این مورد توجیه نیستم...همین عذابم میده..وقتی بهش میگم چه ایرادی داره ما باهم توی جمع برقصیم میگه واقعا این به نظرت گنا نیست؟؟؟
منم میگم نه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)